آرشیو برچسب: ماهواره

۱۸مهر/۹۴

مختصری در باب دلایل رواج طلاق

talaghاگرچه طلاق فعلی حلال و قانونی برشمرده می‌شود، لیکن نزد خداوند به عنوان منفورترین و ناشایست‌ترین حلال‌ها عنوان شده است. از این رو مسلمانان و به دلیل اهمیت بالای حفظ کانون خانواده، پیش از ازدواج به شناخت کافی و صحیح در انتخاب همسر و پس از آن به سعه صدر، چشمپوشی و تحمل در زندگی رهنمون شده است. چرایی این مهم به دلیل اهمیت سلامت کانون خانواده در شکل دهی جامعه‌ای سالم و پویاست، اما به چه دلیل در کشورمان به عنوان کشوری اسلامی آمار ابتلا به طلاق در حال افزایش بوده و حالتی نگران کننده به خود گرفته است را در این مطلب مختصرا بیان می کنیم.

  1. رواج استفاده از ماهواره

یکی از مهمترین دلایل افزایش آمار طلاق استفاده همه گیر و پرشمار خانواده ها از ماهواره و به تبع آن گرایش خواسته و یا ناخواسته به سبک زندگی ترویج شده در ماهواره هاست. در بسیاری از سریال‌ها، برنامه های مستند و گفتگوهای این شبکه‌ها تلاشی مخفی در جهت سست نمودن کانون خانواده و ترویج زندگی فردی و یا ازدواج به سبک ازدواج‌های سفید در راس کار قرار گرفته است. از این رو با مشاهده چندین ساعته این برنامه‌ها در طول شبانه روز، بسیاری از الگوهای زندگی غربی وارد زندگی سنتی کشورمان شده و با توجه به اینکه فرهنگ و شرعیت جامعه بسیاری از این تغییرات را بر نمی تابد، تنها راهکار پیش روی زن و مرد جدایی است و این مهم موجب افزایش آمار طلاق در کشور می گردد.

  1. شبکه های اجتماعی

رواج روز افزون شبکه های اجتماعی و علی الخصوص شبکه های اجتماعی موبایلی موجب گردیده است بسیاری از افراد بتوانند به راحتی با جنس مخالف خود در ارتباط باشند. این ارتباطات خصوصی و خارج از چهارچوب شرع و عرف آسیب های جدی به کانون خانواده وارد کرده و بعضاً پس از اطلاع همسر از این ارتباطات و یا با تغییرات عمیق رفتاری همسران، موجب می شود که تمایل به جدایی در افراد بیش از پیش پر رنگ گردد.

از طرفی، همسران آنچنان در دنیای شبکه های موبایلی خود غرق می شوند که دیگر تمایلی به گفتگوی مستقیم و بیان احساسات و حل مشکلات نداشته و مشکلات حل نشده قدیم با افزوده شدن مشکلات جدید زندگی زناشویی را در لبه پرتگاه جدایی قرار می دهد.

  1. تجربه های جنسی

از آنجایی که بر خلاف گذشته، تمایل به روابط جنسی ثانویه پس از ازدواج در کشور رواج یافته و به سبب عدم رعایت حجاب اجتماعی و رواج روسپی‌گری، رفتارهای جنسی نامتعارف ]مردان[ و خارج از چهارچوب موجبات تغییر در ذائقه فرد را فراهم آورده بسیاری از این مردان، دیگر همسران خود را نپسندیده و به دنبال شرایطی آزاد جهت ارضای نیازهای جنسی خود هستند. این مهم نیز می تواند به عنوان یکی از دلایل اصلی رواج طلاق در جامعه عنوان گردد.

  1. دوستی های قبل ازدواج

یکی از دلایل مهم در افزایش رواج طلاق در جامعه افزایش دوستی های قبل از ازدواج می باشد. امروزه به سختی می توان ازدواجی را در نظر داشت که دختر و پسر قبل از ازدواج با یکدیگر رابطه دوستانه و عاشقانه برقرار نکرده باشند. در حالتی دیگر علاوه بر روابط ذکر شده دوستی ها شامل روابط جنسی نیز می باشد. از این رو بسیاری از این روابط از یک طرف به دلیل اینکه صرفا بر پایه احساس بوده و فاقد منطق هستند، موجبات تصمیم غلط انتخاب شریک زندگی را فراهم می آورند و از طرف دیگر، شک و ظن سلامت رفتار همسر را نیز تا پایان زندگی در ذهن هر دو نفر زنده نگه می‌دارد. چرا که فردی که یکبار دوستی خارج از عرف را تجربه کرده است امکان تجربه مجدد آن را نیز دارد.

راهکار چیست؟

در ایتدای امر، راهکار اصلی رعایت شئونات اخلاقی، عرفی و شرعی درون خانواده ها و پرهیز والدین از حرمت شکنی و رفتارهای باز در مقابل نوجوانان و جوانان و در وهله بعدی هدایت ازدواج جوانان به ازدواج های شبه سنتی و از طریق مراجعه به مشاورین ازدواج است. مشاورین ازدواج می توانند بسیاری از موضوعاتی که جوانان به علت قلیان احساس و شهوت نادیده می گیرند را به جوانان گوشزد کرده و موجبات تصمیم درست و انتخاب فردی هم کفو خود را برای او فراهم آورند.

نقش دولت

دولت نیز علاوه بر فرهنگ‌سازی، جذاب سازی رسانه ملی و تاسیس وزارتخانه “جوانان، ازدواج و فرزندآوری” می تواند با تحت بیمه قرارگرفتن خدمات مشاوره ازدواج و کاهش هزینه های مشاوره گامی مهم در جهت ثبات بیش از پیش کانون خانواده ها بردارد.

۲۱اردیبهشت/۹۱

انقلاب سوم

بدون اغراق می توان گفت که یکی از مهمترین رویدادهای قرن گذشته، انقلاب اسلامی در ایران بوده است. انقلابی که باعث برهم خوردن تمامی تعادلات و روابط فی مابین بلوک شرق و غرب و همچنین منطقه گشته است و در تلاش است نظمی نوین را در منطقه، جهان اسلام و به تبع آن در جهان بر پایه عدالت و انسانیت استوار کند. در مقابل این دیدگاه، هراس دول غربی و متحدانشان از قدرت نظامی و اقتصادی کشورمان نیست، بلکه آنها از صادر شدن پیام انقلاب اسلامی بیمناک بودند و هستند، که اتفاقات سال گذشته نشان از پیروزی انقلاب در صدور پیام آزادی خواهی و ظلم ستیزی خود داشت.

در چنین شرایطی و با توجه به درخطر افتادن منافع بسیاری از کشورها، حجم انبوهی از هجمه های فرهنگی بر این کشور وارد می شوند که دستگاه های مسئول در حوزه فرهنگ کشور می بایست در قبال این حملات موضِعی اسلامی، ایرانی و کارشناسانه اتخاذ نمایند. و شاید مهمترین این دستگاه ها سازمان صدا و سیما جمهوری اسلامی باشد.

به نظر من، عمده ترین مشکل سالهای اخیر کشورمان، نه مشکلات اقتصادی و سیاسی، بلکه مشکلات فرهنگی بوده است. و حل چنین مشکلاتی نیازمند وقوع انقلاب سوم _ انقلاب دوم تسخیر لانه جاسوسی بود _ کشورمان در حوزه های مختلف مجموعه صدا و سیما است.

رفاه طلبی و تجمل گرایی

در بسیاری از سریالهای تلویزیونی که مختص تمامی آحاد مردم و در تمامی عرصه جغرافیایی کشور می باشد، وضعیت اقتصادی و معیشتی افراد به گونه ای نمایش داده می شود که تنها اندکی از افراد دارای چنین شرایطی هستند. در این برنامه ها، وضعیت منزل خانواده ها از متوسط اجتماع بالاتر بوده و این موضوع خود به نوعی تبلیغ تجمل گرایی و رو آوردن به سمت خرید لوازم غیر ضروری می گردد.

باید قبول کنیم که در شهرهای بزرگ کشورمان هنوز خانواده های بسیار زیادی هستند که توانایی خرید مبلمان، یخچال های ساید بای ساید و برخی امکانات دیگر را ندارند. در شهر های کوچکتر هم موضوع با درصد بالاتر بر همین روال است. خیلی از خانواده ها توانایی خرید منازل با متراژ بالا را ندارند. چه بسا که در تهران خرید منزلی با متراژ ۵۰ تا ۶۰ متر ، بسیار دشوار است. با این اوصاف در اکثر برنامه ها تمامی فرزندان دارای اتاق شخصی هستند که واقعیت با آنچه که به تصویر کشیده می شود متفاوت است.

در حالی که صدا و سیما با نمایش این وضعیت مالی به نوعی در حال ترویج این فرهنگ است. فرهنگی که برخی کالاهای غیر ضروری را جزئی از وسایل واجب و ضروری زندگی می داند و فقدان آن را موجب سرخوردگی و سرافکندگی خانواده معرفی می کند. در کشوری که هنوز اقبال عمومی لوازم وارداتی بسیار بالاست ترویج چنین فرهنگی نتیجه ای جز وابستگی مادی برای کشور به ارمغان نخواهد آورد.

مسلما هیچ کس مخالفتی با آسایش و آرامش ندارد. لذا باید توجه داشت چه تعریفی _ ولو تلویحا و ناخواسته _ از طریق صدا و سیما به عنوان رفاه معرفی می گردد.

پوشش بازیگران و عوامل

بسیاری _ و نه تمامی آنها _ از بازیگران و عوامل ساخت برنامه ها دارای آزادی فراتر از عرف اجتماع در روابط و نوع پوششان هستند. مقایسه پوشش های بازیگران در مقابل دوربین و در زندگی خصوصیشان نماینگر نوع تفکرات واقعی آنهاست. حال با چهره شدن برخی از آنها، بسیاری از جوانان به الگو گرفتن از این افراد ترغیب می شوند. آیا این الگو، الگوی مناسب جوانان کشورمان است ؟ آیا نوع رفتار های آنان می تواند به عنوان الگو برای جوانی که در شهر های کوچک و روستاها زندگی می کند باشد ؟

الگو قرار گرفتن این رفتارها در شهرهای مختلف موجب تغییر در پوشش بسیاری از جوانان شده است. پوششی که عمدتا با عرف شهرهایشان منافات دارد.

دوری جستن از صراحت

در اوایل رشد صنعت سینما و شبکه های تلویزیونی، پیامهای مدنظر دست اندرکاران فیلمها مستقیما به مخاطب منتقل می شد. ولی این گونه پیام رسانی به علت اینکه انسانها عموما رغبتی به شنیدن نصیحت ندارند جوابگو نبود و سریعا منسوخ گردید. فیلم های هالیوودی، کما فی السابق پیام های خاصی را منتقل می کنند ولی تغییرات شگرفی در نوع انتقال پیام رخ داده است. دیگر خبری از دیالوگهای نصیحت گونه نیست. در این فیلمها حجم انبوهی از پیامها در لایه های زیرین فیلمها مستتر است و به علت مستتر بودن هیچ گونه مقاومتی را از طرف مخاطب بر نمی انگیزد. لذا به راحتی در فیلم های دو ساعته خود تعداد بالایی پیام را منتقل می کنند.

حال در عموم برنامه های ساخت کشورمان، پیام ها نصیحت گونه و مستقیما منتقل می شوند. این موضوع نتیجه ای جز دلزده شدن مخاطب و راغب شدنش به استفاده از محصولات فرهنگی (!) هالیوودی ندارد.

سینمای استراتژیک

سینما شاید برای فیلم سازان کشورمان به عنوان یکی از تفریحات جامعه قلمداد شود. ولی فیلم سازان غربی سالهاست چنین تصوری را از ذهن خود پاک کرده اند. سینما عصر حاضر سینمای استراتژیک است و در جهت پیشبرد اهداف سازندگان آن پیش می رود. با نگاهی ساده به درون مایه و دیالوگ های سریال هایی نظیر لاست، فرینج، آلکاتراز، نیکیتا، ترانوا و …. به راحتی می توان به تفکرات مستتر در این فیلمها پی برد. فیلمهایی که در آنها اول؛ شک در وجود خدا ایجاد می کنند. دوم؛ اعتقاد به جهان آخرت و زندگی پس از مرگ را سست می کنند. سوم؛ مرگ و زمان را موضوعی نسبی معرفی می کنند. و چهارم؛ قدرت ایالات متحده را بسیار بیشتر از آنچه که هست نمایش می دهند و به راحتی نوعی ترس از این قدرت را در ضمیرناخودآگاه مخاطب قرار می دهند.

کپی برداری های نادرست

خیل بسیار زیادی از افراد، در شهرهای بزرگ و بعضی در شهر های کوچک تر دارای ماهواره هستند. این موضوع به این معنی است که این افراد از برنامه های صدا و سیما رضایت نداشته و به دنبال جایگزینی برای آن هستند.

حال کپی برداری _ از لحاظ محتوا، اسم و حتی دکور _ از برنامه های ماهواره ای، نه تنها بیننده را به تماشای چنین برنامه هایی ترغیب نمی کند، بلکه موجب می گردد بیننده به جای تماشای نسخه غیر اصل و بدلی برنامه ها مستقیما برنامه اصلی را از ماهواره تماشا کند. چنین رویکردی به نوعی تائید برنامه های ماهواره ای نیز به حساب می آید.

گزینش صحیح عوامل

فرهنگ هر کشور، قلب تپنده آن است. لذا برای انتخاب عوامل دست اندرکار در پروژه های فرهنگی می بایست دقت بیشتری انجام گیرد. این دقت در انتخاب کارمندان و پرسنل سازمان صدا و سیما صورت می گیرد. ولی در خصوص عوامل تولید کننده برنامه ها چنین انتخابی صورت نمی گیرد. بعضا عوامل تائید کننده فیلم نامه ها و گروه های تهیه فیلم های خارجی نیز دارای بینش استراتژیک نمی باشند و یا خیلی دغدغه فرهنگ و آینده انقلاب را ندارند. لذا تغییر در این گروه شاید سر آغار وقوع انقلاب سوم در کشور که همان انقلاب فرهنگی ست باشد. انقلابی که اگر صورت نگیرد و به وقوع نپیوندد خیلی زود مسیر راست انقلابمان به کج راه و انحطاط کشیده می شود.