آرشیو برچسب: رژیم اشغالگر قدس

۳۰اردیبهشت/۹۳

آیا توانایی موشکی ایران قابل مذاکره‌ است ؟

Iran's missile programهمزمان با پیروزی انقلاب اسلامی ایران در بهمن ماه ۱۳۵۷، غرب به رهبری آمریکا عناد و دشمنی خویش با کشورمان را آغاز کردند و در این راه از هیچ اقدامی فروگذار ننموده‌اند. تحریم اقتصادی و علمی، جنگ تحمیلی، جلوگیری از پیشرفت‌های کشور، تهدیدات خارجی و تلاش برای برهم زدن ثبات کشور، تنها بخشی از این فعالیت‌هاست که کماکان هم بیش از گذشته ادامه دارند.

از این رو، کشور می‌بایست خود را در مقابل تمامی این تهدیدات مهیا نموده و با اقدامات به جا، از خروج کشور از مسیر تعالی جلوگیری کرده و همچنین باعث شود که به هیچ کشوری اجازه تجاوز نظامی به خاک کشورمان را ندهد. در همین راستا، نهادهای نظامی کشورمان با سرمایه‌گذاری بر روی توانمندی داخلی و راهبردهای دفاعی زود بازده، تلاش می‌کنند سطح دفاعی و بازدارنده کشور را هرچه بیشتر بالا ببرند. توانایی موشکی کشور که در چند سال اخیر بومی سازی شده است و رشد چشمگیری داشته به عنوان یکی از مهمترین عوامل بازدارنده محسوب می‌گردد.

یکی از فاکتورهایی که موجب شده‌ست کشورمان جهت دستیابی به قدرت بازدارندگی وارد مسیر ساخت و توسعه موشک گردد، ارزان قیمت بودن این سلاح به نسبت هواپیمای جنگنده‌ست. قیمت تمام شده یک موشک چندین برابر کمتر از یک هواپیمای جنگنده مدرن است و در نبردهای هوایی به راحتی می‌توان با استفاده از چند موشک ارزان قیمت هواپیماهای گران قیمت را از بین برد. از طرفی ساخت هواپیما نیازمند دانش فنی بسیار بالاتری نسبت به ساخت موشک است. از این رو سرمایه‌گذاری بر روی ساخت موشک بسیار عاقلانه‌تر خواهد بود.

علاوه بر مورد ذکر شده، یکی دیگر از مواردی که موجب شده است کشورمان به سوی تجهیز موشکی گرایش داشته باشد، پرهیز از درگیری رو در رو با دشمن است. به دیگر سخن، قدرت موشکی این توانایی را دارد که با کمترین برخورد و آسیب‌پذیری، بیشترین خسارت را به طرف جنگ وارد نماید. از این رو یکی از مهمترین توانمندی‌ها در نبردها توانمندی موشکی‌ست.

چرا غرب تلاش می کند توانایی موشکی را وارد مذاکرات نماید؟

پس از تغییر تیم مذاکره کننده‌ کشورمان و رویکرد جدید آنها، موضوع تلاش غرب جهت به مذاکره گذاشتن توانایی‌های موشکی با وجود مخالفت‌های صریح مسئولین جدی‌تر شد. این موضوع به وضوح مشخص می‌سازد که غرب، با هرگونه پیشرفت کشورمان مخالف است و به هر روشی از آن جلوگیری می‌کند. از طرفی توانایی موشکی ما با توجه به رویکرد سیاسی‌مان در قبال رژیم صهیونیستی یکی از تهدیدات بالقوه برای بقای آن می‌باشد. این رژیم در جنگ ۳۳ روزه و نبردهای غزه بارها طعم نسخه‌های ضعیف‌تر موشک‌های ایرانی را چشیده‌ست. لذا از هرگونه ورود مستقیم کشورمان به جنگ و تهاجم مستقیم بر علیه رژیم صهیونیستی بیمناک است. چرا که مساحت کم جغرافیایی و نداشتن عمق استراتژیک این رژیم را بسیار آسیب‌پذیر می‌نماید. بنابراین هرگونه تضعیف این توانمندی موجب آرامش بیشتر رژیم صهیونیستی خواهد شد.

از طرفی به مانند دورهای گذشته مذاکرات، طرف مقابل به دنبال بهانه جویی برای جلوگیری و یا پرهزینه کردن تفاهم است. چرا که از طریق تفاهم، آنها به تمامی خواسته‌های خود یعنی برچیده شدن تمام برنامه هسته‌ای کشورمان نخواهند رسید و همچنین تفاهم موجب می‌گردد بهانه اعمال فشار و به تبع آن کسب اطلاعات از کشورمان را از دست داده و یا محدود شود. در چنین شرایطی، بهانه به مذاکره گذاشتن توانمندی موشکی کشورمان اولا موجب می‌گردد که توافق نهایی با هزینه بیشتر برای کشورمان صورت پذیرد و دوما افکار عمومی جهان برای شروع سناریوی جدید فشار آماده شود.

از این رو، با توجه به قدرت بازدارندگی این توانمندی، می‌توان به صراحت گفت که هرگونه مذاکره در این خصوص موجب به خطر افتادن اقتدار و امنیت کشور خواهد شد.

۲۰آبان/۹۲

بازی هسته ای با ایران

genevaصرف نظر از گرایشات شخصی تیم مذاکره کشورمان در موضوع هسته ای و همچنین ادعای پیش بردن مذاکرات و حصول نتایج بسیار مثبت تر و مفید تر در قیاس با تیم مذاکره گذشته، موضوعاتی در این مذاکرات _ مذاکرات ژنو _ به چشم می‌آید که نشان از سیاست‌گذاری و نقشه راه دول غربی ( گروه ۵ + ۱ ) با همکاری اسرائیل در این مسیر دارد. ار این رو به بررسی این موضوعات می پردازیم:

ورود در سطح وزرای خارجه

بالا آمدن سطح مذاکرات در حد وزرای خارجه، اگر چه موجب می گردد که زمان حصول نتیجه و توافقات کوتاه‌تر شود، لیکن به نظر می‌رسد که این موضوع بیش از پیش در جهت عادی سازی گفتگوی ایران و امریکا نمود داشته باشد. به دیگر سخن، کارکرد اصلی مذاکرات ۵ + ۱ و ایران در سطح وزرای امور خارجه، حصول نتیجه در مذاکرات نبوده ست، بلکه حساسیت زدایی از گفتگوهای رو در روی ایران و امریکا و زمینه سازی برای ایجاد رابطه در آینده بوده ست.

توافق خوب و بد

باراک اوباما و همچنین جان کری، در چند روز گذشته و در آستانه مذاکرات به صراحت بیان کرده اند که به هیچ عنوان به دنبال توافق به هر قیمت و هر شکلی نبوده و تنها به دنبال امتیاز گیری و به کرسی نشاندن نظرات خود هستند. به گونه ای که در این خصوص از تعبیر “توافق خوب” و “توافق بد” استفاده نموده و بر این باورند که توافق نکردن از توافق بد بهتر و مفید تر است. این موضوع بدین معناست که هرگونه توافق احتمالی ایران و کشورهای ۵ + ۱ به معنای پیروزی این کشورها و بازندگی ایران خواهد بود. این پیش زمینه که با حمایت روانی رسانه های غربی نیز همراه شده است تنها به جهت ایجاد فضای روانی و آماده سازی اذهان کشورها می‌باشد و هدف آن نمایش شکست ایران به روسای دیگر کشورها و مردمان آنهاست که در آینده کشوری رویای استقلال و مخالفت با غرب را در سر نپروراند.

نقش فرانسه و رژیم اشغالگر قدس

شاید بتوان گفت که در طول چندین سال مذاکره ایران با کشورهای غربی، فرانسه کمترین نقش را در این مذاکرات داشته است و همواره مواضع خود را با مواضع ایالات متحده و انگلستان هماهنگ می نمود. لذا نوع رفتار فرانسه در آخرین نشست بیانگر تفاوت شگرف و عمیق جهتگیری این کشور دارد. جهت گیری که حتی با نظرات امریکا نیز زاویه دارد. بسیاری بر این باورند که این جهت گیری تنها به دلیل نقشه راه تنظیم شده توسط گروه ۵ + ۱ بوده که در آن هر کدام از کشورها دارای نقش و وظایف مشخصی هستند. در این مسیر، نقش فرانسه نیز تنها مخالفت و ایجاد هزینه برای طرف مقابل مذاکره است.

تحرکات این روزهای رژیم اشغالگر قدس نیز تنها به نشانه ترس جهان از برنامه های هسته ای ایران بوده و با توجه به موج رسانه ای قصد القای ترس از برنامه های هسته ای ایران به کشورهای دیگر را دارد.

۱۹تیر/۹۲

اهمیت مصر از منظر ایالات متحده و اسرائیل

imagesتغییرات ِ مصر از برکناری حسنی مبارک تا روی کار آمدن دولت ِموقت ِنظامی در این کشور، از منظر ِ ایالات متحده اهمیت ویژه‌ای دارد. تا آنجا که می‌توان تغییرات مصر را مهمتر از تغییرات لیبی و هم ‌ردیف تغییرات سوریه قلمداد نمود. چرا که موقعیت جغرافیایی و اقتصادی مصر و اثرات مستقیم آن بر روی رژیم اشغالگر قدس، و هم‌پیمانی ایالات متحده با این رژیم و فشار لابی صهیونیست بر روی حزب حاکم جهت اعمال نفوذ در این کشور به منظور جلوگیری از تسری نگاه انقلابی جدید مصر به کشورهایی نظیر اردن و شعله ور نمودن مجدد انقلاب بحرین موجب گردیده‌ست که ایالات متحده با دقت بسیار تحولات مصر را بررسی نماید.

مهمترین ویژگی مصر موقعیت جغرافیایی آن است. به گونه ای که در حال حاضر مصر تنها معبر جهان اسلام به غزه است. از این رو، هرگونه تغییر در ساختار سیاسی آن و احتمالا روی کار آمدن اسلامگرایان، موجب می‌شود که اولا امنیت رژیم اشغالگر قدس به خطر افتاده و دوم، امکان ارسال آسان محموله‌های امدادی و نظامی به غزه فراهم شود و در نتیجه مقاومت مسلمانان غزه افزایش یافته و عرصه را بر نظامیان اسرائیلی تنگ گردد.

همچنین مصر به عنوان یکی از صادرکنندگان اصلی گاز به رژیم اشغالگر قدس نقش عمده‌ای در تامین نیاز این رژیم به گاز طبیعی را دارد. هرگونه تغییر در ساختار این کشور با توجه به افزایش قیمت‌ گاز طبیعی و کاهش ذخایر کشورها و همچنین فاصله رژیم اشغالگر قدس از تامین کنندگان اصلی گاز طبیعی در جهان، موجب می‌گردد رژیم اشغالگر قدس از این حیث آسیپ پذیر باشد. از طرفی، پس از حکومت چند دهه‌ای حسنی مبارک که این کشور را به یکی از بازارهای بزرگ کالاهای امریکایی مبدل نمود، تغییر در سیاست‌های اقتصادی مصر و رویگرداندن آن از ایالات متحده به سمت کشورهای دیگر منجر به تحمیل ضربات مهلک بر پیکره اقتصاد بیمار ایالات متحده می‌شود.

از این رو ایالات متحده همواره در تلاش است در تمامی تغییرات مردمی در جهان، به گونه‌ای بر موج عمومی سوار شده و با اعمال انحرافات مورد نظر خود در مطالبات مردمی، منافع خود را بیش از پیش تامین نماید. لذا پیش از قطعی شدن سقوط حسنی مبارک، از حمایت از او دست برداشته و بیش از گذشته خواهان برقراری دموکراسی و برگزاری انتخابات آزاد در این کشور گردید. این رویکرد تنها به منظور استفاده از پتانسیل مردم و همچنین بهره‌برداری از انقلاب مردم مصر بوده است. چرا که هیچ‌گاه امریکا و متحدانش در خصوص کشورهای منطقه غرب آسیا _ خاور میانه _ قائل به دموکراسی و آرای مردم نبوده و تنها آرای مردم را در صورتی که تامین کننده منافعشان در منطقه باشد می‌پذیرند.

با توجه به وضعیت حال حاضر مصر و به قدرت رسیدن نظامیان، سکوت و عدم موضع گیری شفاف ایالات متحده، به منزله تائید تلویحی کودتا می‌باشد. چرا که روی کار آمدن حکومتی نظامی و سکولار به بهترین شکل ممکن می‌تواند خواست‌ها و منافع ایالات متحده و به تبع آن رژیم اشغالگر قدس را فراهم کرده و تهدیدات ناشی از تغییر حسنی مبارک را به کمترین میزان ممکن کاهش دهد. همچنین ایجاد انحراف در موج دوم مردمی در مصر، و عدم شکل‌گیری انقلاب دوم در این کشور، موجب می‌گردد سایر کشورهای عربی منطقه _ اردن، عربستان و بحرین _ که در تیررس انقلابات مردمی هستند نیز کنترل شده و از به خطر افتادن منافع امریکا در این کشورها جلوگیری شود.

۱۹اردیبهشت/۹۱
قطر

قطر و نقش های جهانی

قطرچند سالی از کودتای حمد بن خلیفه آل ثانی ( ۱۹۹۵ میلادی ) بر علیه پدرش خلیفه بن حمد آل ثانی می گذرد. در این چند سال او پدرش را از هرگونه فعالیت و دیدار منع کرده و حتا برادرش را نیز به انگلستان تبعید و اجازه ورود مجدد به کشور را به او نمی دهد.

کارشناسان بین المللی از همان زمان نوید تغییرات شگرف در عرصه سیاست گذاری های این کشور را می دانند. تغییراتی که بسیاری از نتایج آن را هم اکنون می توان به وضوح در روابط بین المللی و فرا منطقه ای مشاهده کرد. در این نوشتار سعی بر این دارم که مختصرا در مورد تلاشهای نظام حاکم قطر جهت پیشبرد این هدف توضیحایی را ارائه کنم:

نقش رسانه ای

یکی از بازوهای غیر رسمی هر حکومتی، رسانه ها هستند. و یکی از عمده ترین دلیل برتری جویی نظام های حاکم به دلیل وجود رسانه های جهانی و تاثیرگذار می باشد. این کشورها با استفاده از فشار ها و تبلیغات رسانه ای ِ رسانه های وابسته به خود، تفکرات و جهت گیری های تفکراتی عامه مردم را تحت الشعاع قرارداده و در پاره ای موارد تغییر می دهند. لذا جهت ایجاد تاثیر _ حداقل در منطقه _ نیاز به رسانه ای قوی می باشد.

سالهاست کشور قطر با تاسیس شبکه خبری الجزیره، تفکرات مد نظر خود را بر منطقه تحمیل می کند. این تفکرات را می توان در تهدید معرفی کردن برخی کشورهای منطقه _ ایران و سوریه _ مشاهده کرد. این شبکه همچنین دربسیاری موارد هم جهت اربابان غربی خود خبرسازی می کند.

میانجی گری

یکی از فاکتورهای کشورهای تاثیر گذار در منطقه، ایفای نقش های میانجی گرانه است. معمولا کشورهایی این اقدام را انجام می دهند که از ثبات سیاسی و اقتصادی نسبتا خوبی بهره مند باشند و دارای مقبولیت در میان کشورهای منطقه باشند. قطر نیز در تلاش است نقشی راهبردی در حل و فیصله منازعات منطقه ای داشته باشد. همچنین این کشور با حضور در شورای امنیت سازمان ملل این نقش را پررنگ تر از سابق ایفا نموده و در حال بدست آوردن اعتبار فرا منطقه ای و جهانی می باشد. به عنوان نمونه می توان به نقش به اصطلاح میانجی گرانه در موضوعات داخلی عراق و سوریه اشاره کرد.

مقوله ورزش

ورزش نزدیک کننده کشورهاست. ولی برگزاری رویدادهای بزرگی همچون جام جهانی فوتبال و المپیک موضوعیتی متفاوت دارد. نگاهی ساده به کشورهایی که در چند دوره اخیر میزبانی جام جهانی و المپیک را بر عهده داشته اند نمایان می سازد که این کشورها اولا؛ دارای قدرت اقتصادی نسبتا مناسبی بوده. و دوما؛ جهت گیری هایشان در مناسبات سیاسی جهان با جهت گیری دول بزرگ غربی هماهنگ است. فرانسه، آلمان، کره، ژاپن و حتی آفریقای جنوبی از این دست کشورها هستند و اکنون با میزبانی جام جهانی توسط قطر، این کشور علاوه بر سود اقتصادی فراوان، به دنبال رسمیت بخشی بیشتر به چهره بین المللی خود است. وقوع چنین رویدادی که این کشور را برای چندین ماه در صدر اخبار بین المللی قرار می دهد می تواند منشاء صدور تفکرات حاکمان این کشور به تمامی نقاط جهان و در میان مردمانی که آشنایی چندانی با این کشور ندارند بشود. این موضوع اقبال عمومی جهانی را به نفع این کشور تغییر خواهد داد.

تضعیف همسایگان

قطر زمانی می تواند قدرت برتر منطقه باشد که کشورهای دیگر منطقه ضعیف بوده و از وجهه منطقه ای نسبتا پائین تری برخوردار باشند. در این بین این کشور علاوه بر اینکه در تلاش است کشورمان را تحت فشار قرار دهد و در مسائلی مانند تحریم ها و موضوعات هسته ای جانب مخالف ایران را برگزیند، حتا به متحدان خود نیز رحم نکرده و در صدد است قدرت حاکم بر کشور عربستان صعودی را تضعیف کرده تا خود بتواند به تنهایی زمامدار امور منطقه گردد.

رابطه با اسرائیل

تقریبا تمامی کشورهای عرب حوزه خلیج فارس دارای روابط پنهانی با رژیم اشغالگر قدس هستند و علنی شدن این ارتباط جزء خطوط قرمز حاکمان آنها می باشد. در این بین چند سالی ست که قطر این خطوط قرمز را نادیده گرفته و سعی در ارتباطات علنی با این رژیم دارد. این موضوع می تواند به دلیل این باشد که یکی از منازعات اساسی بین المللی موضوع اسرائیل و سرزمینهای اشغالی ( فلسطین ) است. و طرفداری یک کشور عرب از رژیم اشغالگر قدس حمایتی قابل تقدیر برای اربابان غربی اش می باشد. فلذا جهت به دست آوردن حمایتهای آنان حمایت ها و ارتباطات خویش را علنی تر از گذشته انجام می دهد.

جزایر یونان

بحرانهای اقتصادی اتحادیه اروپا و علی الخصوص یونان، موجب شده است که این کشور اقدام به فروش جزایر خود نماید. در این بین عمده خریداران این جزایر اشراف زادگان قطری هستند که بر خلاف یونانی ها، از استطاعت مالی مناسبی برخوردار هستند. با در نظر گرفتن فاصله چند صد متری برخی جزایر با کشور یونان، مسلما این خریدها نمی تواند صرفا جنبه شخصی و تفریحی داشته باشد. لذا می توان اهداف آتی کشور قطر را از این خریدها پیش بینی کرد. به نظر من این جزایر می توانند علاوه بر مهیا ساختن دسترسی به مناطق استراتژیک، دروازه ورود و حتا اعمال تاثیر بر اروپا نیز باشند. چنین خریدهایی خاطره تلخ خرید زمینهای اعراب فلسطینی توسط یهودیان اسرائیلی را در ذهن زنده می کند.

چالشهای پیش رو

اولین چالش پیش روی این کشور برای تبدیل شدن به قدرت منطقه ای و فرامنطقه ای، کشور جمهوری اسلامی ایران است. با توجه به وسعت، جمعیت و همراهی مردم با نظام جمهوری اسلامی و همچنین اتخاذ سیاست های عزتمندانه از طرف کشورمان، ایران همواره تهدید جدی برای نیل به اهداف مد نظر کشور قطر خواهد بود. و همانطور که اشاره شد، این کشور تمامی تلاش خود را بر تضعیف نظام جمهوری اسلامی ایران معطوف ساخته است. چالش دیگری که این کشور با آن مواجه است، عدم وسعت و جمعیت کم این کشور است. هر چند دوره لشگرکشی های نظامی به پایان رسیده است ولی باید پذیرفت که در صورت بروز مشکلی غیرقابل حل، این کشور در مدت زمان کوتاهی از صحنه جهانی حذف خواهد شد. تهدیدی که از طرف نماینده روسیه در سازمان ملل و همچنین سفیر روسیه در سوریه به صراحت بیان شده است.

 در هر صورت باید بپذیریم قطر، از قالب کشوری که شیخ نشین هایش تنها به فکر عیش و نوش خود بودند خارج شده و قصد بزرگی کردن در منطقه را دارد. در این بین اتخاذ تدابیری نظیر توسعه شبکه های ماهواره ای برون مرزی کشورمان و افزایش مناسبات تجاری و سیاسی با کشورهای منطقه می تواند از تولد قدرت جدید در منطقه جلوگیری کرده و یا حداقل سرعت قدرتمند شدن آن را کاهش دهد.