آرشیو برچسب: تحریم

۳۰اردیبهشت/۹۳

آیا توانایی موشکی ایران قابل مذاکره‌ است ؟

Iran's missile programهمزمان با پیروزی انقلاب اسلامی ایران در بهمن ماه ۱۳۵۷، غرب به رهبری آمریکا عناد و دشمنی خویش با کشورمان را آغاز کردند و در این راه از هیچ اقدامی فروگذار ننموده‌اند. تحریم اقتصادی و علمی، جنگ تحمیلی، جلوگیری از پیشرفت‌های کشور، تهدیدات خارجی و تلاش برای برهم زدن ثبات کشور، تنها بخشی از این فعالیت‌هاست که کماکان هم بیش از گذشته ادامه دارند.

از این رو، کشور می‌بایست خود را در مقابل تمامی این تهدیدات مهیا نموده و با اقدامات به جا، از خروج کشور از مسیر تعالی جلوگیری کرده و همچنین باعث شود که به هیچ کشوری اجازه تجاوز نظامی به خاک کشورمان را ندهد. در همین راستا، نهادهای نظامی کشورمان با سرمایه‌گذاری بر روی توانمندی داخلی و راهبردهای دفاعی زود بازده، تلاش می‌کنند سطح دفاعی و بازدارنده کشور را هرچه بیشتر بالا ببرند. توانایی موشکی کشور که در چند سال اخیر بومی سازی شده است و رشد چشمگیری داشته به عنوان یکی از مهمترین عوامل بازدارنده محسوب می‌گردد.

یکی از فاکتورهایی که موجب شده‌ست کشورمان جهت دستیابی به قدرت بازدارندگی وارد مسیر ساخت و توسعه موشک گردد، ارزان قیمت بودن این سلاح به نسبت هواپیمای جنگنده‌ست. قیمت تمام شده یک موشک چندین برابر کمتر از یک هواپیمای جنگنده مدرن است و در نبردهای هوایی به راحتی می‌توان با استفاده از چند موشک ارزان قیمت هواپیماهای گران قیمت را از بین برد. از طرفی ساخت هواپیما نیازمند دانش فنی بسیار بالاتری نسبت به ساخت موشک است. از این رو سرمایه‌گذاری بر روی ساخت موشک بسیار عاقلانه‌تر خواهد بود.

علاوه بر مورد ذکر شده، یکی دیگر از مواردی که موجب شده است کشورمان به سوی تجهیز موشکی گرایش داشته باشد، پرهیز از درگیری رو در رو با دشمن است. به دیگر سخن، قدرت موشکی این توانایی را دارد که با کمترین برخورد و آسیب‌پذیری، بیشترین خسارت را به طرف جنگ وارد نماید. از این رو یکی از مهمترین توانمندی‌ها در نبردها توانمندی موشکی‌ست.

چرا غرب تلاش می کند توانایی موشکی را وارد مذاکرات نماید؟

پس از تغییر تیم مذاکره کننده‌ کشورمان و رویکرد جدید آنها، موضوع تلاش غرب جهت به مذاکره گذاشتن توانایی‌های موشکی با وجود مخالفت‌های صریح مسئولین جدی‌تر شد. این موضوع به وضوح مشخص می‌سازد که غرب، با هرگونه پیشرفت کشورمان مخالف است و به هر روشی از آن جلوگیری می‌کند. از طرفی توانایی موشکی ما با توجه به رویکرد سیاسی‌مان در قبال رژیم صهیونیستی یکی از تهدیدات بالقوه برای بقای آن می‌باشد. این رژیم در جنگ ۳۳ روزه و نبردهای غزه بارها طعم نسخه‌های ضعیف‌تر موشک‌های ایرانی را چشیده‌ست. لذا از هرگونه ورود مستقیم کشورمان به جنگ و تهاجم مستقیم بر علیه رژیم صهیونیستی بیمناک است. چرا که مساحت کم جغرافیایی و نداشتن عمق استراتژیک این رژیم را بسیار آسیب‌پذیر می‌نماید. بنابراین هرگونه تضعیف این توانمندی موجب آرامش بیشتر رژیم صهیونیستی خواهد شد.

از طرفی به مانند دورهای گذشته مذاکرات، طرف مقابل به دنبال بهانه جویی برای جلوگیری و یا پرهزینه کردن تفاهم است. چرا که از طریق تفاهم، آنها به تمامی خواسته‌های خود یعنی برچیده شدن تمام برنامه هسته‌ای کشورمان نخواهند رسید و همچنین تفاهم موجب می‌گردد بهانه اعمال فشار و به تبع آن کسب اطلاعات از کشورمان را از دست داده و یا محدود شود. در چنین شرایطی، بهانه به مذاکره گذاشتن توانمندی موشکی کشورمان اولا موجب می‌گردد که توافق نهایی با هزینه بیشتر برای کشورمان صورت پذیرد و دوما افکار عمومی جهان برای شروع سناریوی جدید فشار آماده شود.

از این رو، با توجه به قدرت بازدارندگی این توانمندی، می‌توان به صراحت گفت که هرگونه مذاکره در این خصوص موجب به خطر افتادن اقتدار و امنیت کشور خواهد شد.

۳۰اردیبهشت/۹۳

اقتصاد واردات محور و اقتصاد مقاومتی

eghtesad moghavematiهمزمان با بالا رفتن قیمت دلار آمریکا و انواع ارزهای مبادلاتی در کشور و در نتیجه سقوط ارزش ریال، انتقادات بی‌سابقه‌ای از دولت دهم به جهت بی‌تدبیری و عدم مدیریت اقتصادی صورت گرفت. به گونه‌ای که تقریبا تمامی منتقدین دولت، نمایندگان و رئیس مجلس شورای اسلامی، تاثیر تحریم و عدم ورود ارز و کالاهای اساسی به کشور را در مشکلات اقتصادی کم اهمیت جلوه داده و وضعیت موجود را به علت سوء مدیریت دولت و در پاره‌ای اوقات به علت رهاسازی اقتصاد توسط دولت می‌پنداشتند. از این رو برخی نمایندگان با به گونه‌ای القا می‌کردند که تمامی مشکلات کشور به سبب وجود دولت حاضر است و تغییر دولت به مثابه نجات اقتصادی و سقوط نرخ ارز و رونق اقتصادی خواهد بود. ( باهنر، ۶ و ۱۰ اردیبهشت ۹۲ – اینجا و اینجا )

در چنین شرایطی با پیروزی دولت تدبیر و امید، و وعده بهبود اقتصادی ۱۰۰ روزه و همچنین با توجه به پیشبرد مذاکرات هسته‌ای و برداشته شدن بخشی از تحریم‌ها، همه مردم انتظار رشد منفی در قیمت دلار و رونق نسبی اقتصادی را داشتند. اما با وجود گذشت ده ماه از عمر دولت، نه تنها نرخ دلار کاهش محسوس و تاثیرگذاری نداشته‌ست، بلکه هر از چندگاهی مجددا رکوردهای بالاتر از ۳۴۰۰ تومان را نیز تجربه می‌کند.

اگرچه بسیاری از شرایط موجود در دوسال آخر دولت دهم و سال اول دولت یازدهم جهت نقدهای صرفا سیاسی و محکوم کردن جناح مقابل استفاده می‌کنند لیکن هیچ‌گونه ارتباط فاحشی میان عملکرد دولت‌ها و مشکلات اخیر پیش آمده وجود ندارد و باید قبول کنیم که در شرایطی که کشور یکی از گسترده ترین تحریم‌های تاریخ را تجربه می‌کند، توقع رونق و پیشرفت همه جانبه اقتصادی توقعی به جا نخواهد بود.

حدود سه سال و اندی است که دلار، به عنوان پول رایج بین المللی، ارزش معنوی خود را در کشورمان از دست داده‌ست و تبدیل به کالا شده است. بدین معنی که فرارتر از اررش معنوی دلار، در بازارهای کشورمان دلار به عنوان کالایی نایاب مورد معامله قرار می‌گیرد. با چنین وضعی به واقع نمی‌توان توقعی در خصوص رونق اقتصادی داشت.

اقتصاد واردات محور

اقتصاد واردات محور، اقتصادی‌ست که اگرچه توانایی تولید محصولات مورد نیاز خود را در درون کشور دارد، لیکن به علت اینکه نمی‌تواند بخش مهمی از مواد اولیه و آمیخته‌های تولیدی مورد نیاز خود را در درون مهیا نماید، وابسته به خارج است. این اقتصاد اگرچه ایجاد کننده گردش مالی، اشتغال و به تبع آن توانایی ملی‌ست، ولی در مواقع سخت اقتصادی توانایی رشد نداشته و بعضا از بین می‌رود. مادامی که تراز واردات و صادرات کشورمان در خصوص کالاهای صنعتی و تولیدی به شدت منفی باشد، مقاوم سازی اقتصاد با شکست روبرو می‌شود.

آشفته بازار خودرو

صنعت خودرو فارغ از تولیدکننده بودن و یا مونتاژ نمودن به عنوان یکی از صنایع مادر در کشورهایی که این صنعت را دارند _ من جمله کشور ما _معرفی می‌شود و تاثیر زیادی بر روی رونق و یا رکود اقتصادی کشورها دارد. از این روست که هرگونه تغییر در آمیخته‌های تولید و فروش این صنعت تاثیر زودهنگام و مستقیم بر اقتصاد می‌گذارد، لذا دولت‌ها در زمان رکود اقتصادی با حمایت‌های مالی و عملیاتی از این صنایع، به شکل غیر مستقیم اقتصاد را مورد حمایت قرار می‌دهند.

حدود ۷۵ ای ۸۰ درصد هر خودرو را قطعات آن تشکیل می‌دهد که خارج از کارخانه و توسط قطعه‌سازان تولید شده و به خودروساز فروخته می‌شود و خودرو ساز با طراحی و آزمایش، بدنه‌سازی و اسمبل قطعات، خودرو را تکمیل کرده و به بازار عرضه می‌کند. در شرایطی که بخش اعظمی از قطعه‌سازان کشورمان جهت تولید قطعات، نیازمند واردات مواد اولیه و یا بخشی از قطعه هستند، نوسانات نرخ ارز و تحریم‌ها تاثیری مستقیم بر روی قیمت محصول آنها و به تبع آن خودروی تولیدی می‌گذارد. بدین سبب تا زمانی که عمده قطعه‌سازان کشور وارد کننده مواد اولیه و یا ماشین آلات صنعتی و خدمات آنها هستند، نمی‌توان توقع داشت که با تغییرات نرخ ارز و افزوده شدن بر میزان تحریم‌ها رونق اقتصادی نیز دستخوش تغییر نگردد.

وضعیت سایر صنایع نیز بهتر از خودروسازان نیست. تنها به دلیل اینکه تاثیر کمتری بر اقتصاد دارند کمتر دیده شده و کمتر از آنها سخن به میان می‌آید. به طور مثال بسیاری از تولید کنندگان محصولات شوینده و بهداشتی بخش زیادی از مواد اولیه مورد نیاز خود را وارد کرده و از این رو تابع نواسانات نرخ ارز هستند. سایر صنایه نیز، علاوه بر تحمل نرخ بالای ارز _ دولتی یا آزاد _ کالاهای مورد نیاز خود را از محجاری سخت‌تر و با قیمت بیشتر تهیه می‌کنند. این امر علاوه بر بالا بردن هزینه‌های تولید، بسیاری از خرده صنایع را نیز ورشکسته و بیکار نموده است.

صنایع پتروشیمی و نفتی

بخش اعظمی از ارز آوری کشور از طریق صادرات نفت و مواد پتروشیمی تامین می‌گردد. تحریم‌های مالی و همچنین تحریم نفت موجب گردید که در اولین گام ایران قادر به فروش نفت نبوده و در وهله بعد درآمدهای ناشی از قراردادهای گذشته و جدیدش را اجبارا از طریق ارزهای دیگر دریافت نماید. لذا با توجه به اینکه اصلی‌ترین محل تامین ارز کشور دچار اختلال چندجانبه شده است بدیهی‌ست که کشور با فقدان ورودی ارز روبرو شده و ذخایر ارزی داخلی نیز در معرض اتمام قرار گیرد. این موضوع اولین و اساسی‌ترین نتیجه اقتصاد وابسته به نفت است. اقتصاد تک بعدی که درصد بالایی از صادرات و درآمدهای آن بر پایه فروش بشکه‌های نفت خام است، با کوچکترین چالش در فروش نفت از هم گسیخته و ناکارآمد خواهد شد. موضوع قابل طرح در این خصوص تجربه قدیمی این اتفاق است. در سال‌های جنگ وقتی که برخی کشورهای عربی بر حجم تولید نفت خود افزودند و قیمت جهانی نفت را تک رقمی نمودند، نه تنها جنگ بلکه گذران عمومی معیشت خانواده‌ها نیز دستخوش رکود گردید.

چه باید کرد ؟

استفاده از چند تامین کننده

مادامی که در تولید محصولات صنعتی خود درصد بالایی از آمیخته‌های تولید را به خارج از کشور وابسته هستیم، نمی‌توانیم اقتصاد مقاوم و منعطفی داشته باشیم. به دیگر سخن، باید صنایعمان را به گونه‌ای هدایت کنیم که در بازه‌ای کوتاه مدت کمترین میزان وابستگی را به خارج از کشور داشته باشند. از طرفی باید برای تامین مایحتاج صنایع چند تامین کننده بین‌المللی مدنظر داشته باشیم تا بتوانیم در زمان تحریم و یا تغییرات قیمت تغییر رویکرد داشته باشیم.

بهبود کشاورزی و دامداری

صنعت کشاورزی و دامداری از بخش‌هایی‌ هستند که به راحتی امکان رشد را دارند. تحریم نمودن این بخش‌ها نیز بسیار سخت بوده و همچنین با اندکی تلاش و در بازه زمانی کوتاه‌مدت می‌توان کشور را از این حیث بی‌نیاز نمود. شاید بتوان تنها فاکتور تهدیدی در امر کشاورزی را کمبود آب کشاورزی دانست که با تدبیر و برنامه‌های کوتاه مدت و همچنین بهره برداری بیشتر از مناطق آبخیز بر این مشکل نیز غلبه نمود. غلبه بر کشوری که مردمش از لحاظ خوراک وابسته نیستند بسیار سخت‌تر از کشوری‌ست که از این منظر نیز وابسته و شکننده‌ست.

هدفمند کردن واردات

شاید بتوان گفت که کشورمان بیش از آنکه نیازمند هدفمند کردن یارانه‌ها باشد، نیازمند هدفمند کردن واردات است. امروزه هر کسی با کمترین میزان استطاعت مالی می‌تواند اقدام به واردات کالا از کشورهای دیگر نماید. عموم این واردات نیز مختص کالاهایی هستند که مصرفی بوده و یا توان تولید آن در کشور وجود دارد. لذا با استفاده از اطلاعات گمرک و همچنین فروش کالاهای مصرفی داخلی به راحتی می‌توان علاوه بر شناخت نیازها و سلایق داخلی، جهت گیری سرمایه گذاری و طرح‌های توجیهی و حتی معافیت‌های مالیاتی و تسهیلات بانکی را به گونه ای فراهم نمود که سرمایه گذاران ترغیب به شروع فعالیت در زمینه‌های مورد نیاز کشور شوند.

سود آوری بازرگانی در مقابل تولید

متاسفانه نظام اقتصادی کشورمان به گونه‌ای ست که سودآوری، میزان بازگشت سرمایه و همچنین دوره بازگشت سرمایه در حیطه فعالیت‌های تولیدی بسیار ضعیف بوده و افرادی که توانایی سرمایه‌گذاری دارند رغبتی به حضور در این زمینه از خود نشان نمی‌دهند. در مقابل، ریسک فعالیت‌های بازرگانی و واردات کالا به کشور بسیار کمتر بوده و سود ترازنامه‌ای مناسبی هم به سرمایه گذار اختصاص می‌دهد از این رو بسیاری از ثروتمندان علاقه‌مند به حضور در فعالت‌های بازرگانی بوده و صرفا وارد کننده کالاهای مصرفی به کشور هستند و تنها افرادی که علاقه‌مند به تولید هستند در این زمینه فعالیت می‌کنند.

اقتصاد مقاومتی رویکردی همه جانبه است

اقتصاد مقاومتی، به منزله عدم واردات و قطع ارتباط با سایر کشورها نیست، بلکه بر هدفمند بودن این واردات تاکید دارد. یعنی در جایی که می‌توان از توان داخلی برای تامین نیازها استفاده نمود می‌بایت این توان بالقوه بالفعل شود. همچنین اقتصاد مقاومتی به معنای سختی دادن به مردم و یا همان اقتصاد ریاضتی نیست. بلکه می‌توان با برنامه‌ریزی تولید و کشاورزی، سطح رفاه معیشتی مردم را در سطحی قابل قبول نگهداشت و از پیچ تند تحریم‌ها عبور نمود.

در این میان، حائز اهمیت‌ترین نکته، همکاری مسئولین و مردم است. به دیگر سخن، وضعیت حال حاضر کشور، با تلاش‌های دولت به تنهایی تغییر نخواهد کرد و گذشتن از این برهه نیاز به حمایت‌های مردم و اعتماد به صنعت و کالاهای داخلی دارد. مردم کشور در صورتی که تمایل اندکی به مصرف کالاهای داخلی از خود نشان بدهند، تاثیر شگرفی بر توانایی تولید محصولات تولیدی کشور خواهند گذاشت که در بلند مدت به نفع دولت، کشور و مردم خواهد بود.

۲۸فروردین/۹۱

شکست هیمنه دشمن

در این موضوع که آمریکا و متحدانش دارای قدرت اقتصادی و نظامی هستند شکی نیست. ولی به راستی به چه دلیل است که غالب کشورهای منطقه و جهان بالاجبار از این کشورها واهمه دارند. تا آنجا که حتی اهداف این کشور ها را بر اهداف خود مقدم می دانند ؟

اتحاد در مقابل خطرات مشترک

باید پذیرفت که آمریکا و متحدانش اگرچه در برخی مسایل اختلاف نظرهای راهبردی دارند، ولی هیچ گاه این اختلاف نظرها مانع اتحادشان در مقابل مشکلات مشترک پیش رویشان نشده است. این کشورها در بحبوحه مشکلات فی مابینشان هم که باشند به راحتی برای فشار بیشتر بر روی سوریه، ایران، لبنان و برخی کشورهای آمریکای لاتین و …. هم پیمان می شوند.

استفاده از حمله های نظامی

اقدام نظامی شاید یکی از متداولترین تهدیدات این کشورها باشد، که البته این تهدیدات تنها بر علیه کشورهایی که دارای نظام اقتصادی، سیاسی و اجتماعی ضعیفی هستند اعمال می شود. نگاهی به تاریخ حمله های نظامی آمریکا و متحدانش نشان از این موضوع دارد که این کشورها تنها به کشورهای بی دفاع _ افغانستان، عراق، سودان، جنوب یمن، لیبی و … _ حمله ور می شوند و در مقابل کشورهای دیگر جانب احتیاط را رعایت کرده و به گزینه های دیگر رو می آورند.

استفاده از حربه های اقتصادی

با توجه به اینکه این کشورها دارای اقتصادهای قوی تری نسبت به کشورهای در حال توسعه هستند، از این حربه جهت اعمال فشار بر بدنه این کشورها و علی الخصوص مردم آن استفاده می کنند. این فشار موجب نارضایتی مردم شده و آنان را بر علیه نظام حاکم می شوراند. یا حداقل جناح های مخالف دولت را برای کسب کرسی های بیشتر در پارلمان بعدی کمک می کند. عمومی ترین این فشار ها تحریم ها هستند که بر علیه برخی کشورها اتخاد می شوند و بیشترین فشار را بر طبقه های زیرین در آمدی می آورد. لذا دولتها و احزاب برای ماندگاری در رآس کار و جلوگیری از شکست احزابشان در مقابل این کشورها ضعیف و سرسپرده هستند.

مصرف گرا کردن کشورها

نگاهی به لیست اقلام وارد شده توسط کشورهای در حال توسعه، و در مقابل، لیست صادرات کشورهای توسعه یافته به این کشورها، نشان می دهد که این کشورها در غالب اوقات تنها کالاهای مصرفی را به کشورهای هدف صادر می نمایند. این کار دارای مزیت های چند جانبه برای آنها می باشد:

اول: با توجه به اینکه کالاهای مصرفی غالبا گران هستند، کشور هدف تمامی ارز حاصل از درآمدهای خود را صرف کالاهای بی دوام می کند.

دوم: کالاهای مصرفی بی دوام هستند و پس از دو یا سه سال نیاز به تعویض آنها و واردات جدید دارند.

سوم: به علت کیفیت مطلوب تر تولیدات کشورهای توسعه یافته، نسبت به تولیدات کشورهای در حال توسعه، در اندک زمانی کارخانجات تولیدی و بنگاه های اقتصادی کشور هدف ورشکست شده و کشور را جهت چپاول هرچه بیشتر آماده می کند.

ترغیب به فروش مواد خام

با توجه به اینکه اکثر کشورهای توسعه یافته فاقد منابع زیرزمینی هستند، و یا میزان اینگونه منابعشان بسیار کم است، این کشورها نیاز مبرم به تهیه مواد خام از کشورهای دیگر دارند. و اگر کشورهای در حال توسعه شخصا اقدام به تغییر در مواد خام و ایجاد ارزش افزوده نمایند، دیگر مواد خامی برای عرضه به کشور های توسعه یافته نمی ماند و یا بسیار گران می شود. از طرفی این امر موجب عدم نیاز کشورهای در حال توسعه می گردد. لذا این کشورها با جلوگیری از تولید و ایجاد ارزش افزوره در کشورهای درحال توسعه، کالاهای خود را که از همان مواد خام ساخته اند را با بهای بیشتر به همان کشورها می فروشند.

ترغیب به اقتصاد مبتنی بازرگانی

بازرگانی بخش مهمی از اقتصاد هر کشور است. و به علت اینکه بازگشت سرمایه و همچنین نرخ بازگشت سرمایه در آن بسیار سریع و بالاست، دارای اهمیت بسیار زیادی ست. ولی نمی توان تمامی اقتصاد را بر پایه بازرگانی بنا نهاد، چرا که اقتصاد های مبتنی بر این روش بسیار شکننده و ضعیف هستند و با کوچکترین شوک اقتصادی یا می شکنند و یا دیگر توانایی و چالاکی سابق را نخواهند داشت. کشورهای توسعه یافته با ایجاد چنین اقتصادی در کشورها _ حوزه خلیج فارس برای نمونه _ در ظاهر به کسب و کار آنان رونق داده اند، ولی عملا با اولین سونامی اقتصادی، اقتصادشان تماما به زیر آبها مدفون خواهد شد.

هرچند هستند کشورهایی در حوزه خلیج فارس که چندسالی ست رو به ایجاد صنایع مادر نفتی آورده اند، ولی به علت نداشتن نیروی انسانی متخصص بومی در بلند مدت راه به جایی نخواهند برد.

جلوگیری از توسعه علم در دیگر کشورها

برای پیشرفت کشورهای درحال توسعه دو راه وجود دارد:

اول: استفاده از تکنولوژی آن کشورهای توسعه یافته

 دوم: بومی سازی علم و تکنولوژی.

در خصوص بند اول باید عرض کنم که کشورهای توسعه یافته از هرگونه ورود کشورهای جدید به عرصه توسعه یافتگی جلوگیری می کنند. و دلیل این موضوع نیز این واقعیت است که با افزایش تعداد کشورهای توسعه یافته سهم هر کشور از چپاول و باج خواهی ها کمتر خواهد شد. لذا تنها آن قسمت از تکنولوژی که راه گشا نیست را در اختیار سایر کشورها می گذارند.

در مورد بند دوم هم، به علت اینکه شاخه های مختلف علوم به یکدیگر مرتبط هستند، این کشورها تمامی کانالهای تولید علم را مسدود کرده و از همکاری واحد های علمی خود با کشورهای در حال توسعه جلوگیری می نمایند. لذا دستیابی به علوم مورد نظر برای کشورهای دیگر زمان بر و پر هزینه خواهد بود و برای دولتها و احزابشان به صرفه نیست.

هالیوودیسم ، رسانه ها

ترس برادر مرگ است و انسان ترسو بازنده. نگاهی به فیلمهای هالیوود نشان می دهد که این فیلمها معمولا با بزرگنمایی تکنولوژیکی و توان نظامی، قصد القاء توانایی های خود در ضمیر ناخودآگاه دیگر کشورها دارند. برخی از این فیلم ها از طرفی موجبات غرور ملی و عزت نفس در کشورهای خودشان می شود و از طرف دیگر اعتماد به نفس و شجاعت دیگر کشور ها را نشانه گرفته و نابود می کند.

از طرف دیگر روسای این کشورها با سخنرانی های تهدید آمیز، و با استفاده از ابزارهای رسانه ای قوی که در دست دارند، جو اجتماعی کشور ها را نا آرام کرده و دولت هایشان را مورد فشار قرار می دهند و امتیازات لازم را اخذ می نمایند.

 در این میان آیا راه چاره ای هم هست ؟

اقتدار و استقلال سیاسی هر ملتی در گرو اقتدار اقتصادی و همچنین مردم سالاری ست. در هر کجای جهان که باشیم، هر حکومتی این دو مشخصه را داشته باشد می تواند به استقلال سیاسی دست یابد.

با توجه به اینکه کشورهای توسعه یافته هبچ گونه همکاری در جهت دستیابی به استقلال اقتصادی و پیشرفتهای مادی هیچ کشوری کمکی نمی کنند، کشورها جهت دستیابی به این هدف می بایست اولا، مردم و جامعه را با خود و اهدافشان یکدل کنند، چرا که فشار اصلی این تصمیم در ابتدا بر دوش مردم است. دوم، می توانند با ایجاد گروه های علمی بین المللی از میان کشورهای در حدود یک سطح سرعت دستیابی به علوم را افزایش داده و سریعتر به اهداف خود دست یابند.

استقلال هزینه دارد، ولی دستیابی به آن موجبات عزت عمومی را فراهم میکند.