آرشیو دسته: کوچه اجتماعی

تفکرات و نقطه نظرات اجتماعی من

۱۸مهر/۹۴

مختصری در باب دلایل رواج طلاق

talaghاگرچه طلاق فعلی حلال و قانونی برشمرده می‌شود، لیکن نزد خداوند به عنوان منفورترین و ناشایست‌ترین حلال‌ها عنوان شده است. از این رو مسلمانان و به دلیل اهمیت بالای حفظ کانون خانواده، پیش از ازدواج به شناخت کافی و صحیح در انتخاب همسر و پس از آن به سعه صدر، چشمپوشی و تحمل در زندگی رهنمون شده است. چرایی این مهم به دلیل اهمیت سلامت کانون خانواده در شکل دهی جامعه‌ای سالم و پویاست، اما به چه دلیل در کشورمان به عنوان کشوری اسلامی آمار ابتلا به طلاق در حال افزایش بوده و حالتی نگران کننده به خود گرفته است را در این مطلب مختصرا بیان می کنیم.

  1. رواج استفاده از ماهواره

یکی از مهمترین دلایل افزایش آمار طلاق استفاده همه گیر و پرشمار خانواده ها از ماهواره و به تبع آن گرایش خواسته و یا ناخواسته به سبک زندگی ترویج شده در ماهواره هاست. در بسیاری از سریال‌ها، برنامه های مستند و گفتگوهای این شبکه‌ها تلاشی مخفی در جهت سست نمودن کانون خانواده و ترویج زندگی فردی و یا ازدواج به سبک ازدواج‌های سفید در راس کار قرار گرفته است. از این رو با مشاهده چندین ساعته این برنامه‌ها در طول شبانه روز، بسیاری از الگوهای زندگی غربی وارد زندگی سنتی کشورمان شده و با توجه به اینکه فرهنگ و شرعیت جامعه بسیاری از این تغییرات را بر نمی تابد، تنها راهکار پیش روی زن و مرد جدایی است و این مهم موجب افزایش آمار طلاق در کشور می گردد.

  1. شبکه های اجتماعی

رواج روز افزون شبکه های اجتماعی و علی الخصوص شبکه های اجتماعی موبایلی موجب گردیده است بسیاری از افراد بتوانند به راحتی با جنس مخالف خود در ارتباط باشند. این ارتباطات خصوصی و خارج از چهارچوب شرع و عرف آسیب های جدی به کانون خانواده وارد کرده و بعضاً پس از اطلاع همسر از این ارتباطات و یا با تغییرات عمیق رفتاری همسران، موجب می شود که تمایل به جدایی در افراد بیش از پیش پر رنگ گردد.

از طرفی، همسران آنچنان در دنیای شبکه های موبایلی خود غرق می شوند که دیگر تمایلی به گفتگوی مستقیم و بیان احساسات و حل مشکلات نداشته و مشکلات حل نشده قدیم با افزوده شدن مشکلات جدید زندگی زناشویی را در لبه پرتگاه جدایی قرار می دهد.

  1. تجربه های جنسی

از آنجایی که بر خلاف گذشته، تمایل به روابط جنسی ثانویه پس از ازدواج در کشور رواج یافته و به سبب عدم رعایت حجاب اجتماعی و رواج روسپی‌گری، رفتارهای جنسی نامتعارف ]مردان[ و خارج از چهارچوب موجبات تغییر در ذائقه فرد را فراهم آورده بسیاری از این مردان، دیگر همسران خود را نپسندیده و به دنبال شرایطی آزاد جهت ارضای نیازهای جنسی خود هستند. این مهم نیز می تواند به عنوان یکی از دلایل اصلی رواج طلاق در جامعه عنوان گردد.

  1. دوستی های قبل ازدواج

یکی از دلایل مهم در افزایش رواج طلاق در جامعه افزایش دوستی های قبل از ازدواج می باشد. امروزه به سختی می توان ازدواجی را در نظر داشت که دختر و پسر قبل از ازدواج با یکدیگر رابطه دوستانه و عاشقانه برقرار نکرده باشند. در حالتی دیگر علاوه بر روابط ذکر شده دوستی ها شامل روابط جنسی نیز می باشد. از این رو بسیاری از این روابط از یک طرف به دلیل اینکه صرفا بر پایه احساس بوده و فاقد منطق هستند، موجبات تصمیم غلط انتخاب شریک زندگی را فراهم می آورند و از طرف دیگر، شک و ظن سلامت رفتار همسر را نیز تا پایان زندگی در ذهن هر دو نفر زنده نگه می‌دارد. چرا که فردی که یکبار دوستی خارج از عرف را تجربه کرده است امکان تجربه مجدد آن را نیز دارد.

راهکار چیست؟

در ایتدای امر، راهکار اصلی رعایت شئونات اخلاقی، عرفی و شرعی درون خانواده ها و پرهیز والدین از حرمت شکنی و رفتارهای باز در مقابل نوجوانان و جوانان و در وهله بعدی هدایت ازدواج جوانان به ازدواج های شبه سنتی و از طریق مراجعه به مشاورین ازدواج است. مشاورین ازدواج می توانند بسیاری از موضوعاتی که جوانان به علت قلیان احساس و شهوت نادیده می گیرند را به جوانان گوشزد کرده و موجبات تصمیم درست و انتخاب فردی هم کفو خود را برای او فراهم آورند.

نقش دولت

دولت نیز علاوه بر فرهنگ‌سازی، جذاب سازی رسانه ملی و تاسیس وزارتخانه “جوانان، ازدواج و فرزندآوری” می تواند با تحت بیمه قرارگرفتن خدمات مشاوره ازدواج و کاهش هزینه های مشاوره گامی مهم در جهت ثبات بیش از پیش کانون خانواده ها بردارد.

۱۶اردیبهشت/۹۴

بمب‌های ساعتی در شهر

autoهمچنان که هر روز عمق نفوذ فرهنگ غربی و غیر سنتی در میان فرهنگ ایرانی و اسلامی مان بیشتر و بیشتر می‌شود و آمار ازدواج‌های منجر به جدایی رو به افزایش است، مسئله ازدواج مجدد افراد جدا شده از اهمیت ویژه ای برخوردار شده است. موضوعی که شاید بتوان عنوان داشت که در سایه تعداد بالای مجردین کشور مورد غفلت واقع شده است.
اگر چه نرخ پائین ازدواج و بالا رفتن سن ازدواج آسیب‌های فراوان روحی، روانی و اجتماعی به همراه دارد، لیکن عدم توجه به سرنوشت افراد جدا شده بسیار خطرناک تر از موضوع افراد مجرد خواهد بود. چرا که افرادی که سابقه ازدواج و تاهل را دارند، به خوبی از بسیاری از موضوعات، نیازها و تعلقات جنس مخالف خود مطلعند و از طرف دیگر با توجه به تجربه زندگی گذشته، بسیاری از موضوعات و نیازهای خود را نیز به راحتی عنوان کرده و در صدد ارضای نیازهای خود بر می آیند.
در چنین شرایطی اگر مسئولین فرهنگی کشور، با برنامه ریزی مدبرانه سعی در تابو شکنی ازدواج مجدد را نداشته باشند، به راحتی افراد این دسته را به بمب های متحرک درون اجتماع تبدیل می کنند. بمب هایی که سلامت اجتماعی تمامی افراد جامعه را هدف گرفته و جامعه را دچار بیماری جنسی می کنند.

۱۹آذر/۹۳

روی سیاه ازدواج سفید

بیش از نیم قرن از رواج ازدواج‌های بدون قید و بند به نام “ازدواج سفید” و به بهانه آزادی زنان در اروپا و ایالات متحده گذشته است و امروزه بسیاری از کشورهایی که این سبک زندگی در جوامع آنها رواج یافته است دچار مشکلات عدیده اجتماعی، رفتاری و روانی مانند شیوع خشونت در میان زن و مرد، بی سرپرستی و آوارگی کودکان و اعتیاد شده‌اند. با وجود همه این معضلات و مشکلات، غرب با همراهی رسانه‌های خود همچون هالیوود سعی در ترویج چنین سبک زندگی در میان کشورهای اسلامی دارد. چرا که هرگونه تغییر در سبک زندگی اسلامی و گرایش جوامع اسلامی به سبک و سیاق غربی موجب شکننده شدن مقاوت این جوامع و در نتیجه تسلط کم هزینه تر غرب بر آنها خواهد شد.

در این میان و همزمان با تغییرات فرهنگی به سبب رواج دستیابی به ماهواره و همچنین سهولت در برقراری ارتباط میان افراد، شاهد افزایش این سبک زندگی در کشورمان و علی الخصوص در شهرهای بزرگ هستیم. لذا به بررسی دلایل گرایش بخشی از جامعه به این سبک از زندگی می پردازیم.

الف) دلایل رغبت به ازدواج سفید:

مهریه، جهیزیه و هزینه‌های ازدواج

یکی از موضوعاتی که در ازدواج اسلامی مد نظر قرار می گیرد تعیین مهریه به عنوان صداق و هدیه برای زن از طرف مرد است و از آنجا که بر اثر فشارهای اقتصادی بسیاری از مردان توانایی و رغبت پرداخت مهریه را ندارند، می توان با صراحت بیان داشت که اولین دلیل رغبت برخی مردان به ازدواج سفید رهایی از بند مهریه و مشکلات پس از آن است.

علاوه بر این، بسیاری از دختران نیز از پس هزینه های چند ده میلیونی تهیه جهیزیه جهت ازدواج بر نمی آیند و به دنبال راهکاری جهت فرار از این رسم ناپسند هستند. و به دلیل اینکه در ازدواج سفید زن فاقد مهریه است، هیچ اجباری جهت تهیه مهریه نیز ندارد.

همچنین به دلیل اینکه جوامع سنتی تعریف پسندیده و مثبتی از اینگونه ازدواج ندارد، هزینه‌ای بابت برگزاری جشن ازدواج نیز پرداخت نمی شود. به دیگر سخن، پایه های این ازدواج بیش از آنکه بر موضوعات غیر مادی بنا شده باشد، بر پایه فرارهای دو طرف از فشار‌های اقتصادی بنا شده است.

بی مسئولیتی

زن و مرد پس از ازدواج دارای مسئولیت‌های متفاوت در قبال یکدیگر می شوند. در ازدواج سفید دو طرف و خصوصا مرد هیچگونه مسئولیتی در قبال یکدیگر نداشته و تنها مسئولیت متصور، مسئولیت دو هم‌خانه _ به سبک زندگی خوابگاهی _ است. به دیگر سخن می توان ازدواج سفید را برده داری مردانه دانست و نه آزادی زنانه.

لا قیدی و مذهب گریزی

یکی دیگر از دلایل شیوع ازدواج سفید در جوامع، دین گریزی و عدم حاکمیت دین در فرد و اجتماع است. اگر جامعه و خانواده فرزندان خود را بر محوریت دین و آموزه‌های آن تربیت نمایند، فرزندان در زمان بلوغ و پس از آن تمامی نیازهای خود را در چهارچوب شرع و عرف پیگیری می‌نمایند. یکی از خروجی‌های دین گریزی جامعه شیوع رفتارهای ضد دین در اجتماع است. به دیگر سخن، به هر میزان که از رفتارهای دین محور افراد کاسته شود، احتمال رواج یافتن چنین سبک‌هایی از زندگی در جامعه بیشتر خواهد شد. به ضرس قاطع می توان بیان نمود که با وجود تمامی مشکلات پیش روی ازدواج سنتی در اجتماع حال حاضر کشورمان، افرادی که زندگی خود را بر پایه حداقل‌هایی از دین بنا نهاده باشند به این سبک از زندگی گرایش پیدا نمی کنند.

ب) مخاطرات ازدواج سفید

شکست عاطفی زن

مهمترین و ویژه ترین خروجی ازدواج سفید شکست عاطفی زن در زندگی است به گونه ای که تبعات ازدواج سفید برای زنان فاجعه آمیزتر است. زنان به لحاظ روحی و عاطفی بسیاز لطف، حساس و هیجانی ست، از اینرو هرگونه تغییرات شدید در زندگی تاثیر مستقیم بر روحیات او گذاشته و او را دچار شکست عاطفی می‌نماید. از طرفی، به دلیل اینکه هیچگونه تضمین و مسئولیتی در این ازدواج تعریف نشده است، زندگی دارای قوام و ماندگاری نبوده و هر لحظه بیم جدایی و شکست می‌رود. اگرچه مردان در زمینه موضوعات احساسی و عاطفی مقاومتر از زنان هستند ولی چنین سبک زندگی به مردان نیز آسیب های جدی روحی وارد می آورد. رواج چنین ازدواجی در جامعه موجب ازدیاد بیماران عاطفی در جامعه و افزایش ناهنجاری‌های عاطفی در جامعه می شود.

فرندان این رابطه

یکی از اهداف ازدواج فرزند آوری و ازدیاد نسل و همچنین ارضا نیاز درونی پدر یا مادر شدن است. در وهله اول در این ازدواج طرفین تلاش دارند به هر قیمت از فرزند آوری جلوگیری نمایند. این اتفاق علاوه بر اینکه منجر به کاهش فرزندآوری و نرخ ولادت در کشور می گردد، با افزایش سن زن و مرد و از دست رفتن زمان فرزند آوری هر یک موجب تنهایی و ایجاد حس پوچی در آنها می گردد.

از طرفی در صورتی که خواسته یا ناخواسته فرزندی ماحصل این ازدواج باشد، این فرزند نامشروع است و در بسیاری از جوامع سنتی برای این فرزندان شناسنامه صادر نمی شود.

پ) نتایج ازدواج سفید در ایالات متحده

پس از گذشت سالیان دراز از جنبش آزادی زنان در ایالات متحده و صادر نمودن آن به کشورهای اروپا و شرق آسیا، امروزه باید با بررسی این جوامع به اثرگذاری مطلوب و یا نامطلوب این سبک زندگی پردازیم.

بر اساس آمارها پس از وقوع انقلاب جنسی( جنبش آزادی زنان )، نرخ طلاق در آمریکا به سرعت افزایش یافت به نحوی که درسال ۱۹۷۰، ۴ درصد از کل جمعیت بزرگسالان کشور مطلقه بودند حال آن که این آمار درسال ۱۹۹۲ به ۱۱ درصد افزایش یافت و امروزه بر اساس گزارش های مستند، بیش از ۳۰ درصد از ازدواج ها به طلاق می انجامد. بر اساس اعلام مرکز تحقیقی پیو هم اکنون تنها ۵۱ درصد آمریکایی های بالای ۱۸ سال متاهل هستند. در حالی که در سال ۱۹۶۰ این آمار ۷۲ درصد بود.

بیشترین تعداد سقط جنین در سنین 20 تا 24 سالگی یعنی بهترین دوران برای بارداری انجام می گیرد.

بیشترین تعداد سقط جنین در سنین ۲۰ تا ۲۴ سالگی یعنی بهترین دوران برای بارداری انجام می گیرد.

در آمریکای امروز بیش از نیمی از زوجین قبل از ازدواج با هم زندگی می کرده اند. نرخ طلاق در میان زوج هایی که در اولین ازدواجشان زندگی می کنند بسیار بیشتر از سایرین است. آمریکا بالاترین نرخ طلاق را با فاصله بسیار زیاد از دیگر کشورهای جهان داراست که نشان دهنده سستی و ناپایداری شدید نهاد خانواده در فرهنگ اجتماعی کنونی آمریکاست. بیش از ۵۰ درصد زایمان های زنان زیر ۳۰ سال حاصل ازدواج نبوده است.

درصد فرزندان به دنیا آمده از مادران ازدواج نکرده

درصد فرزندان به دنیا آمده از مادران ازدواج نکرده

یش از نیمی از زنان زایمان کننده زیر ۳۰ سال آمریکایی فرزندانی به دنیا می آورند که حاصل ازدواج نیستند. هم اکنون بیش از یک کودک از هر چهار کودک آمریکایی به صورت تک والدی بزرگ می شود. تقریبا ۴۲ درصد از تمامی مادران مجرد برای تامین غذای خو به کمک دولت محتاجند و در شرایط مالی بسیار بدی زندگی می کنند. رسیدگی کامل به این کودکان برای مادران مقدور نبوده و این کودکان در اکثر جنبه های زندگی خود با مشکل مواجه هستند.

ت) راهکار چیست؟

اولین راهکار در زمینه کنترل گرایش به سمت ازدواج سفید، افزایش حس معنویت و دینداری در میان جامعه است. به هر میزان تعلقات معنوی در جامعه بیشتر باشد، افراد کمتری اقدام به هنجار شکنی و ارتکاب به گناه می کنند. در مرحله بعد باید موانع ازدواج از قبیل مهریه، جهیزیه و هزینه های ازدواج را به گونه ای رفع نمود تا دخترها و پسرها بتوانند به راحتی اقدام به ازدواج نمایند.

و در نهایت، تربیت و آموزش ادراکی جامعه باید به گونه ای از دوران کودکی شکل گیرد که کودکان پس از رسیدن به بلوغ در شناسایی رفتارهای ناهنجار اجتماعی نیز به بلوغ رسیده باشند.

فایل PDF گزارش سال ۲۰۱۴ را از اینجا بگیرید و بخوانید. حجم حدود ۸ مگ

۲۱آذر/۹۲

از ماست که بر ماست!

normبه خاطر دارم که چند سال پیش از رادیوی تاکسی، در مورد فیلم ۳۰۰ و نوع نگاه این فیلم به ایرانی‌ها شنیدم و بعد از چند روز جستجو موفق شدم یک نسخه کم کیفیت از این فیلم را تماشا کنم . از آن روز تا مدتها بسیاری از ایرانی‌ها در سراسر جهان در برابر این فیلم موضع گیری کردند و به هر طریق ممکن اعتراض خود را به محتوا و نوع نگاه فیلمنامه بیان نمودند.

در کنار این موضوع باید به حمایت‌های دول غربی نیز اشاره کرد. سیاست‌گذاری‌های کشورهایی نظیر امریکا و اسراییل به شکلی‌ست که چهره کشور ما را به عنوان کشوری متحجر، عقب افتاده ی فرهنگی و جنگ طلب نمایش می‌دهند. نمونه این سیاست گذاری را می توان در حمایت از فیلم آرگو و اعطای اسکار به این فیلم توسط همسر رئیس جمهور ایالات متحده نیز مشاهده نمود.

به هر روی، نوع نگاه مردم جهان به کشورما، به واسطه برخی اشتباهات داخلی مسئولین و مردم و همچنین تبلیغات سوء خارجی نگاهی منفی است. نگاهی که تنها با تلاش همه جانبه مردم و مسئولین می توان آن را اصلاح کرد و یا از شدت آن کاست.

البته ابتدا باید به این پرسش پاسخ داد که آیا برای ما اساسا اهمیتی دارد که نگاه جهانی به مردم و کشور ما مثبت باشد یا خیر؟ و آیا باید تنها به نمایش “ملتی با فرهنگ” اکتفا کنیم در حالی که اعتقادی به آن نداریم بلکه منافع اقتصادی و گاه سیاسی ما اینگونه ایجاب می‌کند؟ در شرایطی که توهم نژاد و فرهنگ برتر عملا در تجربه میزبانی از آوارگان افغانستان و دیگر کشورهای همسایه و حتی اقوام داخلی تعارض فاحشی را در منظر جهانیان به نمایش گذاشته است.

چگونه می‌توان ادعای ادب و فرهنگ کرد در حالی که به شیوه‌ای نوین دیروز با هجوم به صفحات اینترنتی بازیکنان والیبال ایتالیا و امروز مدل برزیلی و لیونل مسی؛ نمای جدیدی از رفتارهای غیر فرهنگی  مردم کشورمان را برای جهانیان به نمایش گذاشته ایم.

آیا این رفتار جز اثبات صفت بربر بودن ایرانیان است. آیا بربریت چیزی جز رفتار برخلاف عرف و فرهنگ پذیرفته شده جهانی است؟ بدیهی است تصور فردی که کشورمان را نمی‌شناسد و تنها از طریق اخبار از برخی اتفاقات کشورمان اطلاع دارد، و آخرین فیلمهایی هم که در مورد کشورمان مشاهده کرده فیلم “۳۰۰”،” آرگو”، “بدون دخترم هرگز” و غیره است در مورد کشورمان چگونه خواهد بود؟

آیا می توانیم ادعای فرهنگ ۲۵۰۰ ساله داشته باشیم در شرایطی که جوان ایرانی به دلایل بسیار از جمله حذف تاریخ از کتب درسی هیچ اطلاعی از این تاریخ به اصطلاح ۲۵۰۰ ساله ندارد؟

در پس چنین فرهنگی چگونه می‌توان به جهان ثابت نمود که ایرانیان جنگ طلب نیستند و هدفشان از پیگیری برنامه‌های هسته ای ساخت بمب هسته ای نیست ؟

به نظر می‌رسد در دنیای معاصر “شعار” دیگر خریدار چندانی ندارد اگر ادعای صدور فرهنگ و مدیریت و غیره با پسوند جهانی داریم به یاد داشته باشیم جهان نظاره گر عملکرد ماست !!

۲۸فروردین/۹۲

کی داده و کی گرفته؟

mehrieمهریه، حقی ا‌ست که مطالبه آن در جامعه امروز ما کراهت دارد. دلیل این کراهت بیش از هر چیز به مسائلی مربوط می‌شود که در گذر زمان، علی‌الخصوص طی این چند سال در جلسات خواستگاری گذشته است. خانواده دختر درصدد هستند میزانی را به عنوان پشتوانه زمان جدایی و طلاق احتمالی و یا حتی برای جلوگیری از جدایی در نظر بگیرند و خانواده پسر هم عموما میزانی را تعیین و قبول می‌کنند که عملا از عهده فرزندشان خارج بوده و توانایی پرداخت آن را ندارد. اگر هم نگوییم همه، خیل کثیری از خانم‌ها علاقه قلبی همسرشان را به خودشان با میزان مهریه می‌سنجند. یعنی هرچه مهریه بالاتر، داماد واله و عاشق‌تر.

 نکته بسیار مهم درخصوص تمامی مهریه‌های تعیین شده و فارغ از میزان آن، عندالمطالبه بودن آن است. بدین معنی که هر زمان که زن، خواستار دریافت مهریه خود شود، مرد موظف به پرداخت آن است. حال با توجه به اینکه در فرهنگ کشورمان مقوله مهریه از همان زمان خواستگاری از طرف هر دو خانواده تنها برای زمان جدایی و بالا گرفتن مشکلات و یا به عنوان ابزاری برای فشار بر روی مرد جهت بدست آوردن امتیاز است، درخواست مهریه از طرف زن در زمانی غیر از زمان جدائی و به دلیلی غیر از دلایل نامتعارف با نگاه منفی و دافعه جامعه روبرو می‌شود. البته این نگاه منفی مختص به خانواده مرد نبوده و در خانواده زن و دوستان و آشنایان نیز انجام چنین کاری موردپسند واقع نمی‌گردد. چراکه نگاه جامعه به این موارد نگاهی کاسب‌کارانه است. تا جایی که بسیاری برخلاف نص صریح دین، بر این باورند که مهریه را «کی داده و کی گرفته؟!»

 نگاهی دقیق‌تر به موضوع مهریه و چرایی اختصاص آن روشن می‌سازد که فلسفه اعطا و اختصاص مهریه، وجود هدیه‌ای است از طرف مرد به همسرش. حال با این تعریف ساده مشخص می‌شود که فرد گیرنده هدیه مختار است که هدیه خود را هر زمان که مدنظر دارد مورد استفاده قرار دهد. زنان ایرانی نیز که عمدتا شاغل نبوده و از درآمد مستقیم مالی برخوردار نیستند، نیازمند پشتوانه‌ای مالی هستند که بتوانند برخی امورات جاری خود را فارغ از وظایف و تعهدات مرد انجام دهند. این مسائل حتی می‌تواند مسائل مادی کوچکی مانند خرید هدیه برای همسر، فرزندان و خانواده خود باشد. لذا وجود پشتوانه‌ای مالی که زن بتواند بدون درخواست از همسرش در صدد تامین نیازهای خود برآید موجب افزایش آرامش او شده و حس استقلال مالی زن را ارضا می‌نماید.

 متاسفانه نگاه عموم اینگونه‌ است که زن بساز و همراه هرگز تا پایان عمر درخواست مهریه نمی‌کند و علاوه بر این زنی را خوب و مناسب‌تر می‌دانند که به راحتی از تمامی مهریه خود گذشته و به تنها پشتوانه مالی خود پشت نماید. در جامعه ما یکی از معیارهای ارزش‌گذاری زن مسلمان، علاوه بر مهریه کم، عدم درخواست و مطالبه آن است و در مقابل زنانی که مهریه خود را مطالبه می‌نمایند را کسانی می‌داند که دارای مشکلاتی در خانواده هستند، یا نمی‌خواهند به زندگی زناشوئی ادامه داده و یا به دنبال اعمال فشار بر مرد و به تبع آن دریافت امتیازاتی از او هستند. مجموع این دو نگاه موجب می‌گردد زنان از اولین و بدیهی‌ترین حق خود در زندگی مشترک چشم‌پوشی کرده و آن را مدنظر قرار ندهند. پس از مدتی که از زندگی مشترک‌شان نیز می‌گذرد این حق کاملا به فراموشی سپرده شده و پس از به دنیا آمدن فرزندان و به جهت عدم ایجاد تنش در زندگی آنان به هیچ عنوان ابراز نشده و در وجود زن خاموش می‌گردد.

از دیگر عواملی که موجب می‌گردد عندالمطالبه بودن مهریه زیر سوال رفته و عملا چنین موضوعی در جامعه ساری نباشد، نگاه مردانه به موضوع مهریه است. بسیاری از مردان معتقدند اگر قرار باشد مهریه بپردازند، بهتر است زندگی مشترک‌شان به پایان برسد، بنابراین بعضا از ترفندهای غیراخلاقی و تهدید در جهت تغییر تصمیم همسر خود استفاده می‌نمایند. در چنین حالتی اگر هم زندگی در روال منطقی و سرشار از آرامش باشد، چنین تصمیمی به علت عدم پذیرش همسر و احتمال رفتارهای نامتعارف ممکن است دچار تنش‌های جبران‌ناپذیری گردد. کمااینکه اولین خروجی چنین تصمیمی حتی اگر با موافقت مرد هم به انجام برسد، بی‌اعتمادی مرد به همسرش است. حال آنکه از لحاظ شرعی زن هیچگونه منعی برای دریافت مهریه خود نداشته و ندارد. مرد نیز به جهت اینکه تعهد پرداخت مهریه را نموده است و شخصا با میزان آن موافقت نموده است، شرعا و اخلاقا موظف به پرداخت آن است. هرگونه طفره‌روی از پرداخت یا ممانعت مستقیم یا غیرمستقیم در پرداخت آن موجب ورود اشکال به اصل ازدواج می‌گردد. مردان نیز باید توجه داشته باشند که پس از فوت مرد و پیش از تقسیم ارثیه، اولین قسمتی که از اموال مرد برداشته می‌شود، مهریه همسر اوست. این مطلب نشان از اهمیت و اولویت مهریه در بدهی‌های مرد دارد. پس مناسب‌تر و زیباتر است که مردان نیز پیش از وفات و یا پیش از درخواست همسر، در صورت داشتن تمکن مالی خود شخصا اقدام به پرداخت مهریه نمایند.

 در کنار تمامی عوامل بیرونی که موجب گردیده است زنان با فشارهایی برای دریافت مهریه خود مواجه باشند، برخی رفتارها و عملکردهای زنان نیز موجب دامن زدن به تفکرات منفی جامعه گردیده است. بسیاری از خانم‌ها در مواجهه با اولین و سطحی‌ترین مشکل زناشوئی، موضوع مهریه را میان می‌آورند و یا برخی، تنها پس از مدت کوتاهی اقدام به دریافت تمامی مهریه بدون در نظر گرفتن شرایط مالی مرد نموده‌اند. این موارد نیز خود بر بی‌اعتمادی جامعه در خصوص چنین درخواستی دامن زده و نگاه منفی جامعه را گسترش می‌دهد.

 چه باید کرد؟

  قبل از هرچیز باید همه اقشار جامعه به این باور برسند که مهریه جزئی از حقوق زن است و درخواست آن ارتباطی به شرایط زندگی و خوبی و بدی زن ندارد. به دیگر سخن، باید رویکرد جامعه اینگونه باشد که معیار خوبی و بدی، سازشگری و ناسازگاری زنان، درخواست یا عدم درخواست مهریه نیست. بلکه همواره موارد تاثیرگذار دیگری در این خصوص وجود دارد.

 شاید اولین گام در خصوص تغییر نگاه جامعه، تغییر نگاه خانواده‌ها در زمان خواستگاری و تعیین مهریه است. در زمان تعیین مهریه خانواده‌ها باید به مهریه به عنوان حقی پرداختنی توجه نمایند. یعنی خانواده دختر از آن به عنوان ابزاری جهت اعمال فشار بهره‌برداری نکرده و میزانی معقول را جهت مهریه تعیین نماید، در مقابل خانواده پسر نیز می‌باید مبلغی را به عنوان مهریه قبول نماید که در توان پرداخت فرزندشان باشد. مبالغی که فاصله بسیار با قدرت اقتصادی فرد دارند، اولین دلیل برای ترشرویی فرد در زمان درخواست پرداخت مهریه می‌باشد. چراکه فرد به هیچ عنوان توانائی پرداخت مهریه را در خود نمی‌بیند.

 همچنین اگر خانواده‌ها در همان جلسات ابتدائی، از مهریه به عنوان ابزاری جهت حفظ و قوام زندگی زوجین استفاده نکنند و ماهیت مهریه را به ماهیت هدیه بودن و پرداختنی بودن آن برگردانند بسیاری از جبهه‌گیری‌های جامعه در این زمینه نیز تغییر کرده و معتدل می‌گردد.

 حال با این شرایط، اگر شرایط معنوی و مادی زندگی‌تان به گونه‌ای‌ است که همسرتان می‌تواند بدون ایجاد اشکال در امورات اقتصادی خانواده از پس پرداخت قسطی مهریه شما برآید، با صحبتی منطقی و بیان دلایل خود، درخواست کنید که میزانی از مهریه‌تان را پرداخت نمایند. این موضوع در وهله اول به نحوه بیان خانم و در وهله بعدی به میزان منطقی بودن مرد بستگی دارد. هرگونه درخواست در میان دعوا و کدورت و یا درخواست‌های غیرمنطقی، تند و آمرانه، علاوه بر اینکه زن را به حق خود نمی‌رساند، موجب جبهه‌‌گیری مرد نیز می‌گردد.

 مردان نیز باید دقت نمایند که درخواست مهریه الزاما به معنای جدایی و یا درخواست یکجا و از دست دادن تمام توان اقتصادی مرد نیست. بلکه می‌توان با مذاکره و صحبت، میزانی را به عنوان پرداخت ماهانه تعیین نمود که هر دو طرف از پرداخت و دریافت آن رضایت داشته باشند.

۱۴آذر/۹۱

مذهبی‌ها و غرغرهای فرهنگی

این روزها عرصه فرهنگی کشور مجالی‌ست برای ایفای نقش گروه‌های مختلف فرهنگی که بعضا خاستگاه و هدفشان با اهداف و تعالی اسلام و انقلاب مخالف و یا دارای زاویه است. در ماه‌های اخیر و علی الخصوص چند روز گذشته، بر حجم انتقادات طیف مذهبی نسبت به عملکرد فیلمسازان، کارگردانان و سازمان صدا و سیما به مراتب افزوده شده است. همواره در چنین انتقاداتی گلایه و شکایت از محصولات فرهنگی‌ست که با معیارهای مذهبی‌های جامعه همخوانی نداشته و به مذاق این طیف خوش نیامده است. در این میان نکته‌ای که همواره از آن غافل می‌شویم، سطح تلاش مذهبی‌ها برای تغییر شرایط حاضر و سوق دادن آن به سمت و سوی جامعه فرهنگی مد نظر خود است. مذهبی‌های جامعه و آنهائی که دغدغه حجاب و عفاف را دارند، همانهایی که سینما و تلویزیون را به عنوان موضوعی صرفا تفریحی نمی دانند، چه تلاشی را برای تغییر و نقش آفرینی در عرصه فرهنگی کشور نموده اند ؟
همواره در تمامی عرصه‌ها، مجال برای ورود و حمایت از فعالان مذهبی گسترده و آماده است. اقل آن این است که موانع پیش روی قشر‌های غیرمذهبی برای مذهبی‌ها وجود ندارد. لذا بخش اعظمی از محصولات فرهنگی حاضر به دلیل عقب نشینی‌های قشر مذهبی تولید می‌شوند. تولید محتوای اسلامی نیازمند دانش آموختگی و حضور فعال در عرصه فرهنگ دارد. نشسته‌ایم و به بهانه اختلاط با نامحرم و از دست رفتن دین و ایمانمان، دودستی عرصه را به دیگر تئوری‌ها و مکاتب تقدیم کرده‌ایم و زبان به نقد می‌رانیم و تنها وظیفه خود را نقد سیاسی سیاستمداران می‌دانیم ….

۱۳آذر/۹۱

راهپیمائی یا عزاداری ؟

انتقاد از عزاداری سید و سالار شهیدان از آن دست انتقاداتی‌ست که به جهت همه گیر بودن و همه پذیر بودن در بسیاری از موارد ره به جایی نبرده و حتی با فشار و برخوردهای قهرآمیز همراه می‌گردد. تا جایی که گاه فرد منتقد را مخالف عزاداری امام دانسته و خونش را حلال. اینار ولی بر خلاف سایر نوشته‌ها در این خصوص هدف ما انتقاد از دسته‌ها و کارناوال‌های موسیقی و خرافات وارد شده در روضه ها و یا حتی پرداختن بیشتر به شور حسینی و غفلت از شعور حسینی نیست. خطاب و هدف اینبار، نقش و نحوه عزاداری زنان مسلمان کشورمان در دهه محرم است. سوالی که در اینجا مطرح می‌شود این است که چرا زنان و دختران شهرهایمان، برای عزاداری و کسب فیض معنوی به دنبال دسته‌ها راهپیمائی می‌نمایند؟

نبود حسینیه ها و مکان‌های مناسب

چند روز که به آغاز دهه اول محرم مانده، آقایان در تکاپوی برپایی هیئت‌ها و تکیه‌های عزاداری هستند. هیئت‌هایی که صرفا مردانه هستند و هیچ‌گونه جایگاهی برای عزاداری زنان در آنها در نظر گرفته نمی‌شود. بسیاری از مساجد نیز در عوض برپایی مراسمات عزاداری درون مسجد و جذب حداکثر زنان و دختران تشنه عزاداری و برپائی برنامه‌های فرهنگی جانبی در کنار آن، به مانند هیئت‌ها اقدام به راه اندازی دسته‌های عزاداری در سطح شهر می‌نمایند. زنان نیز با توجه به اینکه تعداد حسینه‌ها و مکان‌هایی که عزاداری درون چهارچوب شرعی را برای آنان فراهم کند، بسیار اندک و بعضا دور از محل سکونتشان است و برای رفت و آمد به محل عزاداری دارای محدودیت هستند، اجبارا گزینه راهپیمائی اطراف دسته‌های عزاداری آقایان را انتخاب می کنند.

لذا اولین راهکار در خصوص ساماندهی عزاداری زنان، در نظر گرفتن مکان‌هایی‌ست که زنان بتوانند بدون اختلاط با آقایان عزاداری نموده و در پایان مراسم نیز بتوانند به راحتی به محل سکونتشان رجعت نمایند. زنان در راهپیمائی‌های خود همواره به گونه‌ای حرکت می‌نمایند که در محدوده محل سکونت خود باشند تا در موقع لزوم بتوانند به سرعت خود را به منزل برسانند. لذا شایسته است علاوه بر اینکه مکان‌هایی جهت عزاداری زنان در نظر گرفته می‌شود، حتی الامکان این مکانها بسیار گسترده و در تمامی سطح شهر پراکنده باشند. در مواردی که امکان گستردگی وجود ندارد نیز بهتر است وسائل نقلیه عمومی در محل حسینیه‌ها حاضر باشند تا پس از پایان مراسم، عزاداران را به نزدیکترین منطقه به محل سکونتشان منتقل نمایند.

موضوع دیگری که در این خصوص دارای اهمیت است، نگهداری از کودکان است. با توجه به اینکه در عرف و فرهنگ کشورمان نگهداری از فرزندان از وظایف بانوان است نظاره دسته‌های عزاداری در محلی نزدیک به منزل این امکان را می‌دهد که در هر لحظه که کودکان نیاز به نگهداری خاص و یا استفاده از سرویس‌های بهداشتی داشته باشند، مادران بتوانند نیازهای فرزندانشان را برآورده نمایند. لذا برای ترغیب این افراد می‌بایست مکان‌هایی را در نظر گرفت که امکانات مناسبی از جمله سرویس بهداشتی و آبخوری و … را داشته باشد. برای نمونه می‌توان به هیئت عزاداری دانشجویان دانشگاه امام صادق _ هیئت میثاق با شهدا _ و هئیت عزاداری دانشگاه صنعتی شریف اشاره نمود که علاوه بر خدمات فرهنگی و آئینی، بخشی را به عنوان مهد کودک در نظر گرفته اند که توسط دانشجویان دختر اداره می‌گردد. در این مکان، علاوه بر اینکه با نگهداری کودکان، امکان عزاداری راحت و بدون دغدغه به والدین داده می‌شود، برای سرگرمی کودکان از بازی‌ها و داستان‌های آئینی مذهبی و عاشورائی استفاده شده و ضمیر کودکان را نسبت به درک محور اصلی واقعه عاشورا آماده و مهیا می‌نمایند.

عزاداری خانوادگی

شاید بتوان مهمترین خروجی رونق یافتن مجالس عزاداری در حسینه‌ها عزاداری‌های خانوادگی باشد. بدین معنی که با توجه به اینکه اگر همه موارد در این مکان‌ها رعایت گردد، زنان به همراه همسرانشان در محل‌ها حاضر می‌شوند و در پایان عزاداری نیز به همراه خانواده خود به منزل مراجعت می‌نمایند. اصلی ترین ترس و چالش زنان در راهپیمائی اطراف دسته‌جات عزاداری، فقدان امنیت است. پر واضح است که هرچه فضا شلوغ‌تر و پر رفت و آمدتر باشد، زمینه بزه برای افرادی که در انتظار چنین فضائی هستند مهیاتر می‌شود. زنان نیز با درک این موضوع، در صدد هستند تا یکی از مردان خانواده اعم از پدر، برادر و یا همسر را در کنار خود داشته باشند. هیئت‌های اینچنینی این امکان را به خانواده‌ها میدهند تا بتوانند به همراه یکدیگر به عزاداری پرداخته و در صحت و امنیت کامل، حتی در ساعات پس از نیمه شب به منزل بازگشته و به نحو احسن از عزاداری این ماه بهره‌مند گردند.

نظر زنان چیست؟ و چه باید کرد؟

علاوه بر نکاتی که ذکر شد، اطلاع رسانی از وجود چنین مکانها و مراسم‌هایی دارای اهمیت است. بسیاری از بانوان از روی ناچاری رو به چنین راهپیمائی‌هایی می‌آورند. بدین معنی که گزینه جایگزین و یا پیشنهادی دیگری برای ترک عادت خود ندارند. فلذا اطلاع رسانی از وجود چنین مکان‌هایی بسیار حائز اهمیت بوده و اولین گام در جهت تغییر ذائقه همشهریانمان می‌باشد. مسلما بسیاری از خانواده‌ها پس از چند شب ابتدائی برپائی مراسم از طریق تبلیغات حاضرین در جلسه از وجود چنین محل‌هایی مطلع شده و شور بیشتری را بر فضای عزاداری حاکم می‌نمایند.

همانگونه که در مثال‌های بالا ذکر شد، هیئت‌های دانشجوئی با کمی تلاش توانسته اند علاوه بر جذب مخاطبین بسیار زیاد، فرهنگ عزاداری بسیاری از خانواده‌ها را نیز تغییر دهند. نمونه‌های بسیاری از این گونه هیئت‌ها و حسینیه‌ها وجود دارند ولی نکته مهم در این میان، کم و ناکافی بودن تعداد این هیئت‌هاست. همچنین به نظر بنده الزاما نباید به انتظار اقدامات ارگان‌های شهری و یا فرهنگی بود. بسیاری از فعالیت‌های اینچنینی با همت مردم و با مدد اهل بیت (س) قابل اجرا هستند.

۱۶آبان/۹۱

اندر احوالات تصمیمات یک وزارتخانه

یکی از معضلات سالهای اخیر کشور ما، عدم وجود برنامه‌های کلی و جامع فرهنگی با در نظر گرفتن تمامی نیازهای فعلی و آینده جوانان است به گونه‌ای که از طریق این برنامه با تغییر دولتمردان، بسیاری از برنامه‌ها و اقدامات انجام شده و یا در حال انجام ملغی، و برنامه‌های سلیقه‌ای مسئول جدید جایگزین برنامه های مسئول قبلی نشود و از طرف دیگر تمامی مسئولین، فارغ از تفاوت دیدگاه‌ها و اختلافات سیاسی از مدل جامع فرهنگی کشور تبعیت کرده و میزان اثربخشی تصمیمات و عملکرد آنها نیز در مقایسه با استانداردها و میزان پیشرفتهای درنظر گرفته شده در مدل سنجیده و اعلام گردد.

در کشورمان، اصلی‌ترین نهاد اجرائی کشور که امروزه از نهادهای اصلی و اثرگذار در مقوله فرهنگ و نیازهای جوانان است، وزارت ورزش و جوانان است. وزارتخانه نوپایی که در ابتدای تشکیل آن بسیاری از کارشناسان و صاحب‌نظران عرصه فرهنگی کشور امیدهای زیادی به ساماندهی این عرصه داشتند؛ ولی متاسفانه خیلی زود و با توجه به خروجی‌ها امیدها به یاس و دلسردی مبدل گشت. چرا که تصمیمات اتخاذ شده توسط این وزارتخانه نیز، دقیقا بر همان منوال گذشته، تصمیماتی هستند تبلیغاتی و بدون کار کارشناسی.

در چند روز گذشته، خبر تولید “موسیقی ملی ازدواج” بر روی پیشخوان برخی از خبرگزاری‌ها نمایان شد که خود ناگفته عمق فاجعه فرهنگی در حال وقوع را نمایان می‌سازد. سوالی که در این خصوص مطرح است این است که آیا به راستی مشکل ازدواج جوانان، با اجرای موسیقی ملی ازدواج حل شده و پس از اجرای موسیقی مزبور جوانان فوج فوج به سمت ازدواج گرویده می‌شوند؟ و یا اینکه می‌باید مشکلات ازدواج جوانان و بالا رفتن سن ازدواج را در مقوله های دیگر جستجو کرد؟ به راستی به چه دلیل و بر اساس کدام کار کارشناسی مسئولین این وزارتخانه به این نتیجه رسیده اند که این موسیقی جایگاهی در تغییر ذائقه و یا بهبود وضعیت فرهنگی جوانان دارد ؟

نکته جالب در این خصوص همزمانی تصمیمات تبلیغاتی و نمادین این وزارتخانه با طرح جمع آوری امضاء برای استیضاح وزیر می‌باشد و ناخودآگاه ذهن را به این سمت رهنمون می‌سازد که مسئولین وزارتخانه در صدد هستند که با اجرای طرح های ضربتی و البته کارشناسی نشده، ذهن جامعه و نمایندگان را به سوی دیگر سوق داده و از خطر استیضاح در امان بمانند. تصمیم اجرای موسیقی ملی ازدواج نیز در پیرو همین تصمیمات و تنها یکی از آنهاست. در این میان فرهنگ کشور و به تبع آن وضعیت روحی و جسمی جوانان آماده ازدواج در هاله‌ای از ابهام فرو می‌رود.

از طرفی، برخلاف اظهار نظرهایی که طرح استیضاح وزیر ورزش و جوانان را به دلیل نتایج کسب شده در المپیک و پارالمپیک غیر منطقی قلمداد می‌کنند، برخی از نمایندگان پیشنهاد دهنده طرح استیضاح وزیر، دلیل اصلی این طرح را سوء مدیریت در وزارت ورزش و جوانان و عدم پوشش همه جوانب نیازهای جوانان و کم‌کاری‌های صورت گرفته در این بخش می‌دانند. باید اذعان داشت که دلیل اصلی ایجاد این وزارتخانه نیز چیزی غیر از پویایی و در بر داشتن تصمیمات بر تمامی جوانب روحی و جسمی جوانان نبوده است. به دیگر سخن، مجلس و دولت، تواما به این نتیجه رسیده بودند که برای ایجاد ساختاری سازمانی‌تر و پویاتر، جهت حصول نتایج اثربخش‌تر در هر دو حوزه موضوعات جسمانی و روحانی، نیازمند ساختاری هستیم که هر دو مقوله را همزمان به مرحله اجرا در آورد.

در عمل ولی شاهد هستیم که این وزارتخانه توجه اصلی خود را به برخی رشته‌های ورزشی نموده و از توجه به مشکلات اصلی جوانان غافل شده است. یکی از اصلی‌ترین معضلات و مشکلات جوانان و به تبع آن کشور، بالارفتن سن ازدواج و درنتیجه رواج برخی بی بند و باری‌هاست. این معضل علاوه بر اینکه نیازمند کار فرهنگی کارشناسی شده است، نیازمند بودجه‌های کلان نیز می‌باشد.

بهتر و شایسته تر این است که این وزارتخانه، به جای اختصاص هزینه‌های گزاف برای اجرای موسیقی، که در بسیاری از شهرستان‌ها به هیچ عنوان شنیده نمی‌شود و توسط افرادی که آنرا یک یا چندبار می‌شنوند به فراموشی سپرده می شود، اقداماتی اصولی و کارشناسانه، در خصوص تغییر ذائقه جوانان و خانواده‌ها انجام دهد. طرح‌هایی نظیر اجرای موسیقی و …. علاوه بر اینکه تاثیری در مقوله ازدواج ندارند، موجب هدر رفتن بودجه فرهنگی کشور نیز می‌شوند، و چون بر اساس نیاز و خط مشی برنامه ریزی شده فرهنگی کشور تصویب و اجرا نشده اند، توسط مدیر و وزیر بعدی کان لم یکن تلقی شده و ملغی می‌گردد.

برای نمونه، وزارت ورزش و جوانان می‌توانست به ارائه نمونه‌های باور پذیر ازدواج‌های کم هزینه، مذاکره با بانکها جهت اعطای وام‌های بیشتر به جوانانی که در سنین پائینتر ازدواج می کنند و از این دست موارد بپردازد. چرا که هر گونه هزینه در این موارد اثراتی مستقیم بر نمودار میزان ازدواج جوانان خواهد گذارد.

صد حیف که دولتمردان در تصمیمات خود برای جوانان، اولویت‌های آنان را از دیدگاه خود آنها مورد توجه قرار نمی‌دهند و بیشتر اولویت‌های خود را در نظر می‌گیرند.

۰۵آبان/۹۱

چگونه پس انداز کنیم؟

یکی از دغدغه‌های بنیادین انسان، داشتن پشتوانه مالی مناسب است، که در مواقع سختی و دشواری یا به اصطلاح روز مبادا از آن بهره برده و سختی و مشقت را بر خود سهل نماید تا به راحتی از آن عبور کند. باید اذعان داشت که پس‌انداز و وجود اندوخته‌ای جهت گذران روزهای سخت و یا تهیه مایحتاج ضروری زندگی یکی از اصول زندگی فردی و اجتماعی است که تمامی افراد می‌بایست در حد توان خود نسبت به انجام آن اهتمام ورزند. نکته اساسی در این مورد، وجود تفاوت میان پس‌انداز منطقی و دوری جستن از حرص و آزمندی است. به همان میزان که پس‌انداز کارساز و راه‌گشاست، حرص و طمع و آزمندی می‌تواند موجبات آزار خود شخص و اطرافیانش را فراهم سازد.

با گذشت زمان و اقبال عمومی نسبت به پس انداز، و با توجه به خطراتی که در گذشته در خصوص پس‌انداز نمودن از حیث امنیت وجود داشت انسان‌ها به فکر تشکیل بانک‌ها و نگهداری پس‌اندازهایشان در محیط‌های امن بانک‌ها افتادند. همچنین همزمان با توسعه بانک‌ها و بانکداری تخصصی، رقابت میان بانک‌ها با اختصاص سودهای ثابت به سپرده‌ها و پس‌اندازهای مشتریانشان، جهت جذب بیشتر مشتری و استفاده‌های موازی از سرمایه‌ها و پس‌اندازهای آنان بالا گرفت. نکته قابل توجه در این میان، عدم توجه عموم بانک‌ها به عقود اقتصادی مد نظر اسلام می‌باشد که با عدم رعایت آن‌ها و همچنین عدم توجه مسلمین به آن‌ها ممکن است پس‌انداز مسلمین آغشته به ناخالصی‌های حرام گشته و اثرات مخربی را در زندگی آنان و آیندگانشان بگذارد؛ لذا با توجه به اینکه در برخی از کشورهای غیر اسلامی بانک‌هایی که در آن‌ها عقود اقتصادی مد نظر اسلام به صورت شفاف و کامل رعایت می‌شوند بسیار کم و انگشت‌شمار هستند، تلاش می‌کنیم با معرفی راه‌ها و گزینه های جایگزین پس‌انداز، ابتدا شبهه را از پس‌اندازمان دور کنیم؛ سپس گزینه‌هایی را معرفی نماییم که دارای امنیت بوده و موجبات رنجش خاطر شما را فراهم نمی‌آورند.

پرهیز از ربا

ربا اصطلاحی در شریعت اسلامی است که به معنی گرفتن یک مال در عوض پرداخت مالی از همان جنس است، به طوری که میزان یکی زیادتر از دیگری باشد. ربا به دو نوع ربای معاملی و ربای قرضی تقسیم می‌شود و گرفتن آن در فقه اسلامی به شدت نهی شده، و گناه یک درهم ربا را بیشتر از هفتاد بار زنای با محارم دانسته‌اند. همچنین در مذمت ربا همین جمله کافی است که ربا را به مانند محاربه و جنگ با خداوند متعال و پیامبر اکرم بر می‌شمارند؛ لذا با توجه به چنین رویکرد و اهمیتی بر تمامی مسلمین واجب است که تمامی همت خود را در شناخت روش‌های سرمایه گذاری آلوده و پاک به کار گمارند.

حساب‌های قرض‌الحسنه

اولین و ساده‌ترین راه برای داشتن پس اندازی مطمئن و به دور از شبهه و شائبه، استفاده از حساب‌های پس انداز بدون سود هستند. این حساب‌ها به گونه‌ای تعریف شده‌اند که هیچ گونه سودی به دارنده حساب تعلق نمی‌گیرد، در عوض بانک یا موسسه اعتباری مورد نظر، در پایان دوره‌های مالی معین، اقدام به قرعه کشی از میان دارندگان حساب می‌نماید و به آنان جوایزی را اهدا می‌کند. برخورداری از این جوایز دارای اشکال نیستند، ولی اگر شخص پس انداز کننده به طمع بهره‌مندی از جوایز تعیین شده بانک‌ها اقدام به پس انداز در این حساب‌ها نماید، در صورتی که جوایزی به او تعلق گیرد، این جوایز دارای اشکال هستند.

حساب‌های سود ده با وضعیت علی‌الحساب

در بسیاری از بانک‌ها حساب‌های پس اندازی با نرخ سود علی‌الحساب وجود دارد. در این حساب‌ها، مقداری سود در دوره های مالی کوتاه مدت به سرمایه فرد تعلق می‌گیرد. در پایان سال و انجام حسابرسی‌های مورد نظر و با مشخص شدن میزان سود نهایی و قطعی، میزان اختلاف سود پرداختی با سود محقق شده را به سرمایه شخص اختصاص می‌دهند. نکته قابل ذکر در خصوص این حساب‌ها تعلق ضرر حاصل از مشارکت است. بدین معنی که در صورتی که بانک یا موسسه مالی مورد نظر، در دوره مالی به جای سود دهی ضرر کند، بخشی از اصل سرمایه شخص باید به عنوان ضرر پرداخت شود. این نوع معامله در قوانین اسلامی مضاربه نام دارد.

قرض‌الحسنه‌های خانوادگی

اگر دارای خانواده و اقوام پرجمعیت هستید تشکیل صندوق‌های پس انداز قرض‌الحسنه خانوادگی گزینه مناسبی برای شما می‌باشد. این صندوق‌ها با پس انداز ماهانه تمامی اعضا و اعطای وام به اعضای منتخب اداره می‌شوند. از مزیت این روش می‌توان به خانوادگی بودن و ریسک پذیری پایین آن اشاره نمود. همچنین با پرداخت وام به دیگران و دریافت وام توسط خودمان می‌توانیم علاوه بر داشتن پس انداز مایحتاج ضروری زندگی‌مان را تامین نماییم.

طلا

در تمامی اعصار طلا به عنوان کالایی برتر و قابل توجه به حساب آمده است؛ و معمولا روند قیمتی آن رو به رشد بوده است؛ لذا بسیاری از افراد که رغبتی به پس اندازهای نقدی در بانک‌ها و موسسات مالی ندارند اقدام به خرید و نگهداری طلا می‌کنند. از محاسن این کار بدون شبهه بودن این پس انداز است، ولی از حیث امنیت دارای اشکالهایی نیز می‌باشد.

بورس و سهام

بازار معاملات بورس به معنای خرید سهام شرکت‌های مطرح هر کشور می‌باشد. در این بازار خریداران می‌توانند به هر میزان که تمکن مالی و پس انداز دارند از سهام شرکت‌های مد نظر خود خریداری نمایند. پس از خرید سهام‌های مد نظر، هم می‌توان برای دریافت سود متعلقه در پایان سال مالی به انتظار نشست و هم سهام مورد نظر را در صورت افزایش قیمت به فروش رساند و از سود حاصل از فروش آن بهره‌مند گردید. البته در این خصوص می‌باید به نکاتی نیز توجه نمود؛ مثلا در صورتی که اطلاعات کافی ندارید، جهت خرید سهام از مشاوره متخصصین و افراد آشنا استفاده نمایید. هم‌چنین حتی‌الامکان سهام را به صورت سبدی خریداری نمایید. خرید سبدی به معنای خرید سهام چند شرکت به جای خرید سهام یک شرکت است. مزیت این کار شراکت در رشد و توسعه کشورمان است.

اوراق مشارکت

همزمان با رکود حال حاضر اقتصادی جهان، بسیاری از دولت‌ها جهت انجام و تکمیل پروژه‌های زیربنایی خود با مشکل نقدینگی مواجه هستند. در این مسیر و به جهت تأمین بودجه مورد نیاز جهت انجام این پروژه‌ها، دولت‌ها اقدام به انتشار اوراق مشارکت می‌نمایند. این اوراق علاوه بر اینکه دارای سود مطمئن و بدون ریسک هستند، کشور را در جهت رشد سریع‌تر و بیشتر یاری می‌دهند.

۳۱شهریور/۹۱

آیا تهرانی‌ها فقیرند؟

آنچنان در این کشور امکانات و دیگر نیازمندی‌های زندگی شهری ناهمگون توسعه یافته است که مردم در طول سالیان دراز _ از قبل از انقلاب تا کنون _ بالاجبار از شهرهای خود به شهر تهران کوچ می‌نمایند. اگرچه در سال‌های اخیر شیب کوچ به سوی تهران نسبت به سالهای گذشته و تنها به دلیل مشخص شدن برخی واقعیات کمتر شده است، ولی همچنان بسیاری از هم میهنانمان متصورند که تهران مدینه فاضله امکانات رفاهی است و مردمان آن به عنوان رفاه‌مند‌ترین مردمان این کشور هستند.

بسیاری از شهرستانی‌ها آرزوی سکونت در تهران را به جهت استفاده از امکانات بهتر این شهر دارند، ولی تهرانی‌ها و ساکنین این کلان شهر خسته و درمانده از شلوغی‌ها و به تبع آن عدم تخصیص سرانه مناسب استفاده از تفریحات، آرزومندند شرایطی جهت خروج و کوچ همیشگی از این شهر برای آنان فراهم گردد. این موضوع روی دیگر سکه وجود امکانات فراوان در این کلان‌شهر است. اهمیت این موضوع از این روست که اگرچه شهر تهران دارای امکانات ویژه‌ای نسبت به دیگر شهرها و حتی شهرهای بزرگ کشور می‌باشد ولی سرانه اماکن تفریحی اختصاصی به هر شهروند تهرانی به حدی کم و ناچیز است که علاوه بر اینکه امکان استفاده از اینگونه امکانات و خدمات را غیر ممکن می‌سازد، هزینه استفاده از این امکانات را نیز به شدت افزایش می‌دهد. با اولین روز تعطیل آنچنان فضاهای تفریحی شلوغ و غیرقابل دسترس می‌شوند که خانواده‌ها عطای تفریح را به لقای آن می‌بخشند و منصرف می‌شوند و حسب عادت در چنین مواقعی تجارب گذشته خود را جایگزین می‌نمایند. لذا از این جهت است که بسیاری از تهرانی‌ها بالاجبار نحوه و نوع تفریحات خود را تغییر داده‌اند. و روی به فعالیت‌هایی به عنوان تفریح آورده‌اند که در ذات خود به عنوان تفریح محسوب نمی‌گردند و با خوش‌بینی می‌توان ادعا کرد که اگر برخی از آنها فعالیتی تفریحی باشند، تکرار هر روزه آنها دیگر تفریح محسوب نمی‌گردد و تنها رفتاری است که فرد از روی اجبار و ناچاری در حال انجام آن می‌باشد.

از این دست فعالیت‌ها می توان به خیابان‌گردی و بازارگردی اشاره کرد. موضوعی که تمامی تهرانی‌ها به کرات تجربه آن را دارند و با این روند افزایش جمعیت و کمتر شدن سرانه تفریحی در آینده نیز بیش از پیش آن را تجربه خواهند کرد. اگرچه خیابان‌گردی را می‌توان همان قدم زدن و یا پیاده‌روی معنا کرد، ولی اگر فرد بخواهد همه روزه از طریق پیاده‌روی اقدام به تفریح کند خیلی زود خسته و دلزده می‌شود. آن هم با پیاده‌روهای شلوغ که در مسیرهای کوتاه به کرات شانه‌های افراد با یکدیگر برخورد می کند و دستفروشان باریکی پیاده‌روها را باریکتر و غیرقابل عبورتر نموده‌اند. شرایط البته وقتی بغرنج‌تر می‌گردد که خانواده‌ای بخواهند به همراه فرزندان خود تفریح نمایند. چرا که هیچ‌گونه امکانات و محلی مناسب و در شآن برای آنان وجود ندارد. استفاده از لفظ هیچ‌گونه به این معنا نیست که ابدا هیچ مکانی جهت استفاده وجود ندارد، بلکه به این معناست که واقعا درصد بالایی از خانواده‌ها توانایی استفاده از این امکانات را به دلایل فوق الذکر ندارند.

باید اذعان داشت که در شرایطی که کشور نیازمند فعالیت‌های بنیادی فرهنگی جهت اصلاح بسیاری از قصورات و کاستی‌های فرهنگی می‌باشد، صرفا اتکا به ایجاد پارک و تشویق مردم به پارک‌نشینی نمی تواند دردی از نظام فرهنگی و همچنین نیاز آنان به تفرجگاه‌ها و تفریحگاه‌ها درمان نماید. این اقدام تنها می‌تواند به عنوان گوشه‌ای از فعالیت‌های در دست اقدام جهت نجات شهر از این وضعیت انجام گیرد.

وضعیت فضاهای موجود نیز به گونه‌ای است که این فضاها اکثرا تفریحی بوده و هیچ‌گونه فعالیتی در خصوص اهداف فرهنگی در آنها صورت نمی‌پذیرد. و تفریح در شهر تهران با وقت‌گذرانی هم معنی و همسان شده است. می‌خواهیم از فلان ساعت تا فلان ساعت را در خانه بنشینیم، میرویم در پارک می نشینیم. حالا اگر رستوران ارزان قیمتی هم بود که بهتر. شام را هم بیرون میل می‌کنیم. شباهنگام هم که به منزل بر می‌گردیم خوشحالیم که تفریح کردیم. اگر هم دربند و درکه ای به جهت عوارض طبیعی وجود دارد، یا شلوغ هستند و امکان پارک خودرو در آنها وجود ندارد و یا آنچنان گران هستند که فرد را توبه‌کار می نمایند. اگر کمی هم مذهبی باشید که تقریبا هیچ مکانی مناسب ذائقه‌تان وجود ندارد.

پیشنهاد

  • یکی از دلایل رغبت خانواده‌ها به خیابان‌گردی، خانم‌ها هستند. با توجه به اینکه غالب خانمهای ایرانی و تهرانی شاغل نیستند، عمده زمان روز را در منزل سپری میکنند. از طرفی اماکن ورزشی و تفریحی و فرهنگی از توزیع همگن بهره‌مند نبوده و به شکل نامتقارنی در سطح شهر پخش شده اند. بنابراین بسیاری از خانمها برای دسترسی به چنین مکانهایی می بایست مسافت و زمان زیادی را صرف نمایند. لذا گزینه همیشگی یعنی خیابان‌گردی و پارک‌نشینی را ترجیح می‌دهند. برای تغییر ذائقه این گروه می‌بایست این اماکن در تمامی محلات وجود داشته باشند.
  • بخش اعظمی از عدم رغبت خانواده‌ها نسبت به تفریحات فرهنگی، هزینه‌های بالای آنهاست. بسیاری از خانواده‌ها اگر تمایل بسیاری به اینگونه تفریحات دارند ولی نمی توانند هزینه‌های آن را تقبل نمایند. تعدیل قیمت‌ها و  یا تخصیص کمک هزینه‌ها جهت استفاده خانواده ها از این امکانات می تواند به پیشبرد این هدف کمک شایانی نماید.
  • اجرای برنامه‌‌های نیازسنجی نیز می‌تواند به ارگان‌های موظف در این حوزه جهت برنامه‌ریزی فعالیت‌های آتی کمک نماید