آرشیو دسته: کوچه سیاسی

تفکرات و نقطه نظرات سیاسی من

۰۲تیر/۹۲

عمده‌ترین چالش‌های پیش روی حسن روحانی

Rohaniرویکردهای سیاسی و اقتصادی هر دولت، موجب ایجاد مجموعه‌ای از فرصت‌ها و تهدیدها در عرصه داخلی و بین المللی می‌شود و هرچه تفاوت‌های مبنایی و اعتقادی افراد رای دهنده به دولت‌ها بیشتر باشد، حجم تهدیدها و چالش‌های پیرامون دولت بیشتر خواهد بود.

موضوعات اقتصادی

در شرایطی که وضعیت اقتصادی و معیشتی مردم بسیار حساس است، اولین و شاید مهمترین توقع از رئیس جمهور منتخب، اصلاح اقتصاد به گونه‌ای‌ست که در کوتاه‌ترین زمان ممکن بیشترین آثار را در اقتصاد نمایان سازد. بدیهی‌ست که با هیچ معجزه‌ای در کوتاه مدت نمی‌توان وضعیت حاضر را بهبود بخشید، لذا اولین چالش رئیس جمهور منتخب، نارضایتی مردم از وضعیت اقتصادی و عدم بهبود آن قلمداد کرد.

مسئله هسته‌ای، تحریم ها و انزوای بین المللی

دومین، چالش بزرگ پیش روی حسن روحانی، مذاکرات هسته‌ای‌ست. بسیاری بر این باورند که بخشی از آرای روحانی از طرف گروهی‌ست که خواستار تغییر در مذاکرات هسته‌ای و به تبع آن کاهش یافتن تحریم‌ها هستند می‌باشد. لذا عدم تغییر در سیاست‌های هسته‌ای و عدم کاهش تحریم‌ها، موجبات روی گرداندن و نارضایتی این بخش را فراهم می‌سازد.

در سوی دیگر نیز گروهی هستند که هرگونه سازش و نرمش در مقابل فشارها و زیاده خواهی‌های گروه ۵ + ۱ موجبات نارضایتی و  اعتراض آنها را فراهم می‌سازد.

به هر روی، ایجاد فضای اعتدال و تعدیل تحریم ها یکی دیگرد از چالش‌های دولت روحانی می‌باشد.

اپوزوسیون خارجی

با توجه به میزان رای آوری روحانی در شعب خارج از کشور، و همچنین شرکت اپوزوسیون خارج نشین و سایر گروه های معاند انقلاب اسلامی در انتخابات و واریز آرای خود به سبد روحانی، آنها روحانی را نماینده رسمی خود در نظام دانشته و خواستار پیگیری حقوق خود هستند. لذا هرگونه رفتار روجانی در چهارچوب نظام را برنتافته و برعلیه او موضع گیری خواهند نمود.

جنبش سبز و توقعاتشان

پس از شکست اصلاح طلبان در انتخابات سال ۸۸ و زایش جنبش سبز، این جنبش دارای خواسته‌هایی‌ست که دستیابی به آن را در سایه قدرت ریاست جمهوری ممکن می‌پندارد. برخی از این خواسته‌ها را می‌توان در نوع و نحوه سوالات اولین نشست خبری روحانی مشاهده نمود. بدنه اصلی جنبش سبز خواهان افزایش آزادی مطبوعات، جلوگیری از فعالیت گشت‌های ارشاد، جلوگیری از سانسور محصولات هنری، فعالیت آزاد NGO ها و انجمن های صنفی و همچنین آزادی زندانیان سیاسی و البته سران فتنه هستند. هرگونه برآورده نشدن این اهداف، موجب نارضایتی و عبور جنبش سبز از روحانی‌ را فراهم می‌سازد.

در سوی مقابل نیز، هرگونه انعطاف او در این زمینه‌ها با توجه به شکنندگی پیروزی او در انتخابات، موجب روی گرداندن بخشی از آرای او شده، به صورتی که علاوه بر اینکه بخشی از جامعه را در مقابل خود قرار می‌دهد، رای آوری دوره آینده خود را نیز دچار چالش می‌نماید.

سهم خواهی اصلاح طلبان

اگرچه جامعه روحانی را اکنون نماینده اصلاح‌طلبان می‌داند، ولی او اصلاح‌طلب نبوده و بدون تردید منافع طیف خود _ کارگزاران _ را دنبال خواهد کرد. شکاف و هرگونه سهم خواهی اصلاح‌طلبان در دولت آینده و عدم برآورده شدن خواست‌های آنان باعث ایجاد فاصله و کمرنگ شدن جایگاه او در بدنه اصلاح‌طلبی خواهد گردید.

ارتباط با رهبری

به واقع قدرتمندترین و محبوب‌ترین شخصیت سیاسی – مذهبی در جامعه ایران رهبری هستند. بخش اعظمی از شرکت‌کنندگان در انتخابات، فارغ از جهت‌گیری‌های سیاسی‌شان، از اصل تبعیت از رهبری حمایت کرده و به شخص ایشان علاقه دارند. لذا هرگونه جهت‌گیری زاویه دار با رهبری موجب می‌گردد بخشی از پایگاه اجتماعی روحانی از دست رفته و محبوبیت شکننده او را شکننده‌تر نماید.

تتمه بعد از نگارش:

با توجه به شعار “روحانی یادت باشه، میرحسین هم باید باشه” در اولین نشست خبری و همچنین شعار “عارف یادت نره” در جلسه تشکر از اعضای ستادهای انتخاباتی، اینگونه استنباط می‌شود که نوع جدیدی از سهم خواهی از دولتمردان از حیث گفتمان و نگرش در حال شکل گیری ست.

۰۱تیر/۹۲

الناس علی دین ملوکهم

entekhabat♦ برداشت اول

۲۲ خرداد ۱۳۸۸

◊ میر حسین موسوی، هنوز زمان زیادی از پایان انتخابات نگذشته بود که در مصاحبه مطبوعاتی خود را پیروز انتخابات معرفی نمود.

خاتمی و هاشمی هیچگاه نتایج انتخابات سال ۸۸ را نپذیرفتند.

بسیاری از حامیان و طرفداران آنها به خیابان‌ها ریخته و اغتشاشات سال ۸۸ شروع شد.

هیچ کس به رئیس جمهور ۲۴ میلیونی تبریک نگفت ….

الناس علی دین ملوکهم

برداشت دوم

رهبر معظم انقلاب (۱)

مردم اطمینان دارند؛ اما برخى از طرفداران نامزدها هم اطمینان داشته باشند که جمهورى اسلامى اهل خیانت در آراء مردم نیست. ساز و کارهاى قانونى انتخابات در کشور ما اجازه‌ى تقلب نمیدهد…

من از همه‌ى این دوستان، این برادران، میخواهم بنا را بر برادرى بگذارید، بنا را بر تفاهم بگذارید، قانون را رعایت کنید. راه قانون باز است. راه محبت و صفا باز است، از این راه بروید. و امیدوارم خداى متعال توفیق بدهد که همه از این راه بروند. خب، همه پیشرفت کشور را میخواهند. جشن پیروزى چهل میلیونى را این برادران گرامى بدارند و نگذارند دشمن این جشن را خراب کند؛ همچنانى که دشمن میخواهد خراب کند.

برداشت سوم

۲۴ خرداد ۱۳۹۴

ستاد انتخابات کشور کاندیدای مورد حمایت هاشمی و خاتمی را با ۰٫۷ درصد بالاتر از حد نصاب آرا، پیروز انتخابات معرفی نمود.

رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام با تقدیر از حضور پرشور مردم در انتخابات روز گذشته، تأکید کرد، ایران دموکرات‌ترین انتخابات دنیا را برگزار کرد و هیچ شبهه‌ای نمی‌توان به آن وارد کرد. (۲)

تمامی حامیان نامزدهای شکست خورده در انتخابات، نتایج آن را پذیرفته و به آن احترام گذاشتند.

الناس علی دین ملوکهم

 

 

(۱) امین مردم http://farsi.khamenei.ir/package?id=22963

(۲) http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=13920325000957

۰۱تیر/۹۲

روحانی با میرحسین ؟ مسئله این است

rohani-mousaviچند روز بعد از انتخابات سال ۸۸، زمانی که هنوز اغتشاشاتِ آن زمان شکل گسترده‌ای به خود نگرفته بود، پیش‌بینی کرده بودم که اصلاح‌طلبان به خوبی می‌توانند از پتانسیل به وجود آمده توسط میر‌حسین موسوی در انتخابات مجلس شورای اسلامی و برگزیده شدن به عنوان ریاست مجلس توسط میرحسن استفاده نمایند.

استفاده بهینه از پتانسیل حاصل شده و نگهداری مهره‌لی چون میرحسین که توانایی جمع آوری آرای اصول‌گرایان و اصلاح‌طلبان را همزمان داشت، برای آینده به عنوان بهترین گزینه پیش روی اصلاح طلبان بود. ولی توهم فشار مردمی(!) و خیابانی به رهبری و عجله در بدست آوردن قدرت از یک طرف، و تقابل با شخص احمدی نژاد و دور کردن او از دایره قدرت باعث چنین اشتباهی گردید که موجب شد علاوه بر میرحسین، بسیاری از مهره‌های دیگر جریان اصلاح طلب نیز سوخت شده و غیرقابل استفاده گردند.

مسلما اگر میرحسین موسوی در اردیبهشت ماه سال ۹۲، به عنوان رئیس مجلس یا اقل آن نماینده شهر تهران می‌بود، اکنون و در روز ۲۴ خرداد سال ۹۲، علاوه بر اینکه آرایی بیش ار ۵۰٫۷ درصد را به خود اختصاص می‌داد، موجب می‌گردید هیچگاه نامزد اصلاح‌طلب به نفع نامزد کارگزاران کنار نرفته و رهبری اصلاح‌طلبان از خاتمی به هاشمی منتقل نگردد. و شاید می‌توانست با توجه به پایگاه ویژه اجتماعی اش قبل از فتنه و آشوب‌های سال ۸۸، رهبری اصلاح‌طلبان را نیز بر عهده بگیرد.

توهم تقلب در انتخابات که با رفتار انتخاباتی سال ۹۲ نظام در هم شکسته شد و بسیاری از حامیان منطقی جریان اصلاح‌طلب را قانع نمود، موجب باختن دوباره اصلاح‌طلبان شد. چرا که از طرفی، مهره‌های خود که توان تغییر بازی سیاسی را داشتند به یکباره از دست داده و از طرف دیگر رئیس جمهوری بر سر کار آمده است که اصلاح طلب واقعی و اصیل نیست.

کدام منطق موجب گردید تا اصلاح‌طلبان میرحسن موسوی را با روحانی جایگزین نمایند ؟

۲۹خرداد/۹۲

دلایل شکست اصولگرایان در انتخابات

11th-election-iranانتخابات ریاست جمهوری ۹۲ با پیروزی نه چندان قاطع جناح اصلاح‌طلب در حالی به پایان رسیده‌ست که مردم و آحاد ملت ایران به وضوح نشان دادند که آرای خود را فارغ از موضوعات سیاسی و حزبی و به صورت فرا جناحی به کاندیداها اختصاص می‌دهند. اصول‌گرایان نیز بعد از چند روز با توجه به اینکه خود را به سبب فتنه و همچنین تعداد آرای سال ۸۸، و حضور حماسی مردم در ۹ دی و ۲۲ بهمن سال ۸۸، پیروز مطلق می‌دانستند کماکان در شوک شکست هستند. انتخاباتی که اگرچه با پیروزی یک جناح پایان پذیرفت، ولی باید آن را بیشتر باخت مفتضحانه اصولگرایانی دانست که در برابر وحدت اصلاح‌طلبان و کارگزاران بر روی گزینه درجه دو خود شکل گرفت. حال و پس از اعلام نتایج، بررسی چرایی این مهم می تواند راهگشا و عبرت آموز باشد. جهت بررسی عوامل و دلایل شکست انتخاباتی جریان اصولگرا موارد ذیل قابل تامل است:

یک ) عدم تمرکز بر روی یک کاندیدای واحد

تمامی سلایق اصولگرایی، در عوض پرهیز از سلیقه گرایی و حرکت های تیمی و منسجم، اقدام به معرفی نماینده مورد وثوق خود نمودند. این اقدام موجب تقسیم آرای اصولگرایان و فرار برخی از آرا به سمت جناح مقابل شد.

دو)  انشقاق و شکاف میان نظرات اصولگرایان

اختلافات نمایندگان اصولگرا در پاره ای مسائل به اندازه‌ای بود که گویا نماینده دو تفکر مختلف و بعضا متضاد هستند. این موضوع به صورت برجسته در مناظره‌ها نمود پیدا کرده و موجب روی گرداندن مردم از آنان گردید. به دیگر سخن آنچنان از مواضع خود بد دفاع کردند که خود با دست خود مردم را به سمت رقیب هدایت نمودند.

سه) نداشتن رهبری واحد اصولگرایی

در جناح اصلاح طلبی، علاوه بر اینکه یکی از کاندیداها به نفع دیگر کنار رفت، رهبران آن طیف _ هاشمی، خاتمی، سید حسن خمینی و …. _ همگی بر روی گزینه مورد توافق، اتفاق نظر داشتند. اما در طیف اصولگرایی هر کدام از بزرگان با معرفی فردی اصلح بر تشتت آرای اصولگرایی دامن زدند. به درستی که وقتی رهبران و بزرگان نظریه‌ای، با یکدیگر اجماع نمی‌کنند چگونه می‌توان توقع داشت نمایندگان آنها و آحاد جامعه اجماع و اتحاد داشته باشند؟

چهار) تخریب همه جانبه حامیان جلیلی و قالیباف علیه یکدیگر

توپخانه تبلیغات و یا بهتر است بگویم تخریبات حامیان این دو، در عوض نشانه گرفتن زمین حریف اصلی، با توهم پیروزی زودرس و عدم حضور جناح مقابل در رقابت، مواضع خودی را نشانه گرفته بودند و به جای کسب آرای بیشتر برای خود، آرای جلیلی و قالیباف را با بی اخلاقی به سمت روحانی سوق دادند.

پنج) تحریم ها و خستگی و درماندگی مردم از مقاومت

اینکه همواره بگوئیم تحریمها بی اثر بوده و مایه رشد و بالندگی شده است، توهمی ست که بیش از آنکه مردم را از انقلاب دور و دلزده می‌ کند حاصلی نخواهد داشت. باید پذیرفت که تحریم‌ها زندگی و معیشت را بر بسیاری از مردم سخت کرده است. در چنین شرایطی، تبلیغات بر روی مقاومت بیشتر، علاوه بر اینکه سبد آرای جلیلی را خالی کرد، موجب گردید با شعار اعتدال که از سوی آقای روحانی مطرح شد، عامه مردم که سیاسی نبوده و صرفا به دنبال گذران راحت تر معیشت خود هستند به سمت آقای روحانی متمایل شوند. نکته دیگر اینکه جلیلی موفق نشد افکار عمومی را در راستای سیاست پایداری و مقاومت در بحث هسته ای متقاعد سازد. این موارد را می‌توان به صراحت جلیلی هراسی نام گذاری کرد. آقای روحانی نیز به شایستگی از ظرفیت جلیلی هراسی بهره لازم را برده و هم اکنون بر کرسی ریاست جمهوری تکیه زده است.

شش) گفتمان انقلاب

کم کاری در خصوص معرفی گفتمان انقلاب به گونه ای که امروزه گفتمان انقلاب را مردم برابر با تحریم بیشتر و انزوای بیشتر می‌دانند. شکست چنین معرفینامه‌ای بدینجا ختم نشده و در صورت عدم تجدید نظر در نحوه شناساندن و یا ویرایش گفتمان انقلاب شکست‌های آتی سنگین‌تر و مفتضحانه‌تر خواهد بود.

هفت) تخریب احمدی نژاد

نکته دیگر تخریب و نادیده گرفتن خدمات احمدی نژاد توسط اصولگرایان است. آنها حتی در حمایت از خدماتی مثل هدفمندی بنزین و یارانه ها، پیشرفت های پزشکی و علمی و فضایی، سفرهای استانی و … رودربایستی داشتند و طبیعتا رقیب از همین غفلت آنان بهره برد. تخریب همه جانبه و ۸ ساله احمدی نژاد، بیش از آنکه پایه‌های احمدی‌نژاد را سست نماید، اصولگرایی را نزد مردم تخریب و زمینه تغییر رویکرد آنها را فراهم ساخت. مردم چگونه و به چه دلیل باید مجددا به گزینه ای از طیف اصولگرایی اعتماد کنند؟ در صورتی که ۸ سال تمام اصولگرایی در مقابل او ایستاده بودند و از هیچ تهمت و مقابله ای در برابر او دریغ نکرده اند ؟

هشت) بازه زمانی جناحی ریاست جمهوری

به نظر می رسد بازه زمانی جناحی ریاست جمهوری در ایران ۸ ساله و از یک جناح به جناح دیگر منتقل می‌گردد. به دیگر سخن، جنا‌ح‌ها در طول زمان تصدی ریاست جمهوری به گونه‌ای در فعالیت‌های خود افراط و تفریط کرده و به بخشی از نیازها و مطالبات جامعه توجه نمی‌نمایند. مردم نیز با توجه به شعارها و قول‌های ارائه شده هر ۸ سال ناخواسته جناح پیروز را از جناحی به جناح دیگر تغییر می دهند.

۲۹اردیبهشت/۹۲

چرا هاشمی تایید صلاحیت می شود؟

هاشمی رفسنجانیچند روز گذشته تعدادی از نمایندگان مجلس شورای اسلامی در نامه‌ای خطاب به شورای نگهبان، خواستار رد صلاحیت هاشمی و مشایی شده‌اند و از این طریق در صدد هستند علاوه بر اعلام حمایت از تصمیم احتمالی شورای نگهبان، اذهان عمومی را نیز برای این اتفاق آماده سازند. لذا موضوع تائید صلاحیت‌ها این روز‌ها بیشتر از اصل انتخابات در محافل و جمع‌های مردمی مورد نقد و بررسی قرار می‌گیرد.

در بخشی از این نامه، دلایل درخواست رد صلاحیت آقای هاشمی، نامه سرگشاده به رهبری که به اذعان برخی مجوز شروع درگیری‌های خیابانی بوده است و همچنین اصرار او بر ابطال انتخابات برشمرده شده است که می توان به آن عدم برائت جستن و مرزبندی او با سران فتنه و جریان فتنه را نیز اضافه نمود.

بر خلاف تصور برخی اصولگرایان که در انتظار رد صلاحیت آقای هاشمی هستند، ارزیابی شرایط حاکی از آن است که نظام به دلایل ذیل، صلاحیت هاشمی رفسنجانی را تائید می‌نماید:

۱٫       صرف نظر از زاویه‌ای که در این چندسال اخیر آقای هاشمی با نظام و رهبری داشته‌ است، کماکان ایشان از بزرگان نظام بوده و بسیاری از مردم او را منطبق بر سیاست‌های نظام می‌دانند. چرا که به  دلیل انتصاب مجدد ایشان بر ریاست مجمع تشخیص مصلحت نظام توسط رهبری بسیاری از افراد، رویکرد وی را هم راستا با سیاست های نظام  می دانند، لذا رد صلاحیت یکی از بزرگان نظام می‌تواند اعتبار و صلاحیت نظام و انتخابات را نیز خدشه‌دار کرده و زیر سوال ببرد.

۲٫       با تمام اختلاف سلایق و زاویه ی ایشان با انقلاب، نظام کماکان ایشان را به عنوان فردی انقلابی دانسته که کلیات سیاست‌ها و خواست‌هایش با وجود اختلاف سلایق بعضا بنیادی در چهارچوب نظام تعریف می‌شود که هیچگاه اصل نظام و انقلاب را _ برخلاف برخی اصلاح طلبان _ زیر سوال نمی‌برند.

۳٫       و اما اصلی‌ترین دلیل تائید صلاحیت آقای هاشمی، جذب حداکثری ست. به گونه‌ای که با توجه به حضور ایشان، بسیاری از افرادی که قصد حضور در انتخابات را نداشتند، به حضور در انتخابات ترغیب شده اند. نتیجه این حضور چیزی جز افزوده شدن بر درصد مشارکت نخواهد بود.

بازی برد- برد نظام از حضور هاشمی

آقای هاشمی، چهره ای “اصولگرا – اصلاح طلب” است. در حال حاضر او به صورت نسبی هم در تعریف اصولگرایی تعریف می‌شود و هم در تعریف اصلاح طلبی. و البته با تمایل بیشتر به جناح چپ. این خاصیت موجب می‌شود در صورتی که به عنوان رئیس جمهور دولت یازدهم انتخاب شوند، ضربه ای سهمگین به پیکره اصولگرایی وارد نشده، و بخشی از خواستها و اهداف طیف اصولگرا نیز تامین شود. لذا تائید صلاحیت چنین گزینه‌ای در مقایسه با تائید صلاحیت فردی مانند خاتمی دارای اشکال نخواهد بود. چرا که پیروزی او در انتخابات، به عنوان باخت صد در صدی جناح مقابل نبوده و از طرفی، شکست احتمالی او نیز می‌تواند برای همیشه او را از عرصه‌های سیاسی کنار زده و خانه نشین نماید.

به چه دلیل هاشمی رد صلاحیت نمی‌شود؟

با توجه به اتفاقات سال ۸۸، حضور در انتخابات سال ۹۲ _ حتی در حد کاندیداهای ضعیف_ برای اصلاح طلبان آن هم بدون عذرخواهی رسمی و اعتراف به فتنه گری، میان بری بسیار ارزنده است که باعث می شود جریان محتضر اصلاح طلبی از حال احتضار خارج شده و دوباره به حیات خود ادامه دهد. لذا چنین دستاوردی باعث می شود هاشمی در صورت رد صلاحیت، از حکم شورای نگهبان تبعیت کرده و هیچگونه اعتراض را علنی و مستقیم مطرح ننماید. چرا که او همواره نظرات و اهدافش را از طریق سایر وابستگان خود مطرح می‌نماید. برای نمونه می‌توان به داستان کاندیداتوری و درخواست‌های مردمی و اصرار علما و غیره برای ثبت‌نام و نجات دادن کشور از منجلاب حاضر اشاره نمود. اما عدم تائید صلاحیت او مقدمات را برای اردوکشی خیابانی فراهم ساخته و بهانه انتخابات غیر آزاد و برنامه‌ریزی شده را به اصلاح طلبان و رسانه‌های بین المللی می‌دهد. همچنین خروج اینچنینی از انتخابات، به عنوان برد بدون هزینه برای او و جریان اصلاح طلبی منظور می‌شود. زیرا اصلاح طلب ها خود را در بازی که نماینده آنها به دلیل عدم رعایت قوانین بازی در آن شرکت داده نشده بود پیروز دانسته و شائبه عدم آزادی جناح ها در انتخابات و به تبع آن انتخابات مهندسی شده را ایجاد می نمایند. لذا چنین هزینه‌ها و همچنین منافعی، موجب می‌‍گردد که نظام، هاشمی رفسنجانی را تائید نماید.

۲۳اردیبهشت/۹۲

آینه ای بدون غبار

احمدی نژاد بدون روتوشاین روزها، دولت ۸ ساله احمدی نژاد  به دقیقه ۹۰ خود نزدیک می شود.

احمدی نژاد نه معجزه هزاره سوم بود و نه فراماسونر و ضد ولایت فقیه. احمدی نژاد اردیبهشت ۹۲ همان احمدی نژاد شهرداری است که روزی با لباس مإموران نارنجی پوش شهرداری روی صندلی پلاستیکی کنار آنها نشست و استکبار مدیریت مدرن را در هم شکست. برای نسل سوم انقلاب ، احمدی نژاد ۸۴  بوی انقلاب ۵۷ را داشت. بوی انقلاب پابرهنگان. اگر چه امروز او را منحرف و حجتیه ای و قانون گریز بدانند.

احمدی نژاد اگرچه اکنون مدیری است که انتقادات بسیاری به نحوه اجرای عدالت طلبی توسط وی مطرح است، اگرچه عزل و نصب هایش حاشیه ها و هزینه های بسیاری در برداشته، اگر چه با اقدامش در یکشنبه مجلس اقدامی خلاف شرع و قانون را رقم زد و اگرچه تجربه خانه نشینی اش هنوز برایمان تلخ و ناگوار است ولی هنوز که هنوز است مزه شیرینی صلابتش در استکبارستیزی و موضع گیری محکمش در برابر اسرائیل و امریکا را حس می کنیم، احمدی نژاد رئیس جمهوری است که با سفرهای استانی اش به محرومان و تنگدستان عزت داد و اینها مواردی است که به فرموده رهبری عزیز می بایست ملاکهای خوبی برای انتخاب و ارزیابی ریئس جمهور بعدی باشد، رئیس جمهوری با قوت های احمدی نژاد و بدون ضعفهایش.

با وجود تمامی نقاط قوت و ضعف دولت های نهم و دهم، نکته اساسی لزوم نگاه منصفانه و به دور از جهت گیری های شخصی و جناحی است تا اسیر پروپاگاندای رسانه ای نشویم و ذهنمان را سیاستمداران و بازیگران پشت پرده در جهت اهداف خویش مهندسی نکنند. موضوعی که میتوان از آن به عنوان حلقه مفقوده بین دولت، رسانه ها و منتقدین نام برد.

رهبری عزیز  در سال ۸۶، دولت را به «راننده اتوبوس» تشبیه می کنند و درباره لزوم نگاه و نقد منصفانه چنین می گویند:

یک نمونه از ایجاد یأس که من این را لازم است عرض کنم – یعنى انصاف اقتضاء میکند که انسان اینها را بگوید – اشکال‌تراشى‌هاى غیر منطقى است. امروز شما ملاحظه کنید؛ متأسفانه راجع به اغلب تصمیمات دستگاه اداره‌ى کشور از سوى یک عده مخالف‌خوان اشکال‌تراشى میشود؛ اشکال‌تراشى‌هاى غیر منطقى. اگر تصمیم اقتصادى است، اگر تصمیم سیاسى است، اگر تصمیم در حوزه‌ى مسائل هنرى و فرهنگى است، اگر تصمیم در حوزه‌ى مسائل بین‌المللى است، به خصوص نسبت به دولت – حالا نسبت به رهبرى یک مقدار رودربایستى‌اى هست و یک چیزهائى را ملاحظه میکنند – آزاد، راحت و با اهانت مطالبى میگویند. این کارها زشت است.ممکن است کسانى که این کارها را میکنند، ندانند چه تأثیر سوئى این کار دارد. این، همان ایجاد یأس است؛ یعنى نقطه‌ى مقابل اعتماد به نفس. این، حالت ایجاد خودباختگى و انفعال و خودکم‌بینى است. خیلى از کسانى که در این میدانها تلاش میکنند، فعالیت میکنند، متأسفانه نمیفهمند و توجه ندارند که تأثیر کارشان چیست. اینها آدمهاى بدخواهى نیستند. البته بعضى بدخواه هستند، اما غالباً بدخواه نیستند؛ ملتفت نیستند، ارزیابى درستى از کار خودشان ندارند. دولت تصمیم اقتصادى میگیرد، اعتراض پشت سر اعتراض، آن هم با لحنهاى اهانت‌آمیز؛ تصمیم سیاسى میگیرد، همین طور؛ تصمیم بین‌المللى میگیرد، همین طور؛ به فلان سفر میرود، همین‌طور؛ به فلان سفر نمیرود، همین طور. وقتى ما سوار این اتوبوس شدیم و به این راننده اطمینان کردیم، دیگر سر هر پیچى که نباید گفت آقا مواظب باش، آقا دستم فلان شد، دلم لرزید. خب دارد رانندگى میکند، میرود دیگر. بیانات در دیدار دانشجویان دانشگاه‌هاى استان یزد (۱۴ دی ۸۶)

 “احمدی نژاد بدون روتوش  تلاش موفقی است از دوستانی که می خواهند با نگاهی نقادانه و در عین حال منصفانه زوایا و حاشیه های مختلفی را که دولت احمدی نژاد پشت سر گذاشته بررسی کنند تا آینه خوبی باشد برای آینده:

موضوعاتی همچون خانه‌نشینی احمدی‌نژاد،‌ ارتباط با مرتاض هندی، حواشی شورای ایرانیان، فساد بزرگ بانکی، ارتباط با آمریکا، بی‌توجهی به حجاب و عفاف و گشت ارشاد، حجتیه ای خواندن دولت و دیدگاهش درباره مهدویت و … موضوعاتی است که در این جزوه بدون حب و بغض به آن پرداخته شده است.

احمدی نژاد بدون روتوش گزارش جامع و خوبی است تا  رفتارهای آینده یمان را با نگاه به آن سامان دهیم

۲۳اردیبهشت/۹۲

هاشمی شجاع است!

هاشمی - خاتمیخیلی صریح و بی پروا بگم، از هاشمی رفسنجانی خوشم اومده. از اینکه برای اهدافش ریسک میکنه، هزینه می کنه و شجاعانه از آبروش مایه میذاره خوشم اومده.
از اینکه با شکست از میدون فرار نمی کنه و با یه پیروزی متوهم نمی‌شه خوشم اومده.
تمام این ها رو با خصوصیات ترسو و محافظه کاری خاتمی و شاید برخی اصولگرایان مقایسه کنیم بیشتر به شجاعت هاشمی پی می بریم. به همه این خصوصیات باید منعطف بودن بسیار زیاد او را هم اضافه کنیم.
نتیجه این انتخابات هر چه باشد، آمدن هاشمی باعث گرم تر شدن تنور انتخابات و حضور حداکثری مردم خواهد شد. و در نهایت هدف حماسه سیاسی تحقق می یابد.
این متن به معنای تائید هاشمی نیست و گزینه مورد نظر من هم نخواهد بود.
۲۸فروردین/۹۲

بحران هسته‌ای در شبه جزیره کره

north koreaکره‌شمالی از آن کشورهایی‌ست که به جهت نحوه حکومت آن و به علت بسته بودن حلقه‌های اطلاعاتی در جامعه، اطلاعات زیادی در خصوص آن در دسترس نیست. و شاید تنها موضوعی که در سال‌های اخیر موجب می‌گردد جامعه جهانی نامی از آن بشنود، تقابل آن در برابر ایالات متحده و برنامه دستیابی و تولید بمب اتم باشد. تقابلی که در روزهای اخیر به نقطه اوج خود رسیده و هر دو طرف به شدت در حال تهدید نمودن یکدیگر هستند. تهدیداتی که واکنش بسیاری از کشورها و مقامات را برانگیخته و “دبیرکل سازمان ملل” از آن به عنوان “زیاده روی در رجزخوانی” نام میبرد.

هدف از تهدیدات کره شمالی چیست؟

بررسی اجمالی ِنحوه حکومت‌داری کمونیستی ِکره‌شمالی، که برپایه نظامی گری‌ست، نمایان می‌سازد که این کشور همواره برای ایجاد شور و غرور ملی مورد نظر خود در میان مردم نیاز به تقابل بیرونی با کشورهای همسایه و علی‌الخصوص ایالات متحده دارد تا از این مسیر بتواند انگیزه و غرور ملی مردمان خویش را افزایش داده و در نتیجه پویایی مد نظر خود را هرچند در کوتاه مدت و مقطعی به آحاد جامعه انتقال دهد.

از طرفی این تهدید به عنوان اولین تقابل رهبر جوان این کشور _ کیم جونگ اون _ با ایالات متحده است. این تهدیدات را می‌توان به عنوان خودنمایی و اثبات جایگاه رهبری رهبر کره شمالی در در دو جناح داخلی و عرصه بین المللی تلقی نمود. چرا که طی مدت تصدی رهبری از سوی کیم جونگ اون، همواره شائبه وجود رهبران در سایه _ مانند سران ارتش و خانواده رهبر کنونی _ که زمامداران اصلی کره‌شمالی هستند وجود داشته است و این رفتار، در کنار حضورهای مکرر او در میان مردم را می‌توان به دلیل اثبات نقش رهبری خود دانست.

آیا تهدیدات کره شمالی جدی‌ست؟

با توجه به اینکه کره شمالی تعداد کمی _ در حدود ۸ تا ده عدد _ بمب اتم در اختیار دارد و موشکهای حامل این بمب‌ها در حالت عادی توانایی حمل کلاهک خود را به خاک‌ ایالت متحده نداشته و تنها توان حمله به پایگاه های منطقه ای ایالات متحده در کره جنوبی، ژاپن و گوام را دارد، جدی بودن این تهدیدات زیر سوال می‌رود. از طرفی، با فرض جدی بودن و همچنین توانایی کامل کره شمالی در حمله نظامی، باید پذیرفت که اولین حمله از طرف این کشور برابر با با خاک یکسان شدن کل کشور و تمام زیر ساخت‌های آن است. لذا هیچگاه این کشور مرتکب چنین اشتباه بزرگ و جبران ناپذیری نخواهد شد.

هدف امریکا از پاسخگویی به تهدیدات کره شمالی چیست؟

نگاه اجمالی به نحوه پاسخگویی ایالات متحده به لفاظی‌های کره‌شمالی نمایان می‌سازد که ایالات متحده به خوبی می‌داند که این کشور توانایی حمله نظامی موثر را نداشته و تمامی تهدیدات آن صرفا تبلیغاتی می‌باشد. لذا ایالات متحده نیز در همان سطح اقدام به تهدید کره شمالی می‌نماید. اما به راستی هدف ایالات متحده از دامن زدن به اختلافات خود با کره شمالی چیست؟

حضور نظامی

شرق آسیا سالهاست که به یکی از اصلی ترین مناطق حضور نیروهای نظامی امریکا تبدیل شده است. ایالات متحده همواره و به دلیل وجود تهدیدی به نام حملات موشکی کره شمالی، بر تعداد نیروهای خود در این منطقه افزوده است. در هفته اخیر نیز این کشور تعداد نیروهای خود را در کشوره های ژاپن، کره جنوبی و جزیره گوام به بهانه حملات کره شمالی افزایش داده است. به دیگر سخن، ایالات متحده از هر بهانه ای برای حضور قدرتمند تر و با تجهیزات بیشتر در منطقه استقبال کرده و می کند. لذا تهدیدات کره شمالی، بهانه انجام این لشگرکشی را فراهم ساخته است.

فروش تسلیحات نظامی

ترس از حملات نظامی بهترین تبلیغ برای فروش تسحیلات نظامی ایالات متحده است و از آنجا که بخش عظیمی از درآمدهای ایالات متحده از طریق صنایع نظامی و صادر نمودن انواع تسحیلات نظامی می‌باشد، هرگونه ترس و واهمه در منطقه، موجب رغبت بیشتر روسای کشورهای همسایه و مجاور کره‌شمالی به خرید تسحیلات بیشتر می‌شود. لذا از این طریق بخشی از کسری بودجه و عدم رونق اقتصادی حال حاضر خود را پوشش می‌دهد.

هدف نهایی، ایران هسته‌ای

در این میان هدف اصلی شاید تصویر سازی از کره شمالی و القاء آن به عنوان آینده ایران و استفاده از آن برای اعمال فشار جهانی بر کشورمان و افزایش تحریم‌هاست. به دیگر سخن، رفتار ایالات متحده به گونه‌ای ست که در تلاش است کشور‌های دیگر را مجاب کند که اگر این کشور با هسته‌ای شدن ایران مخالفت می‌کند به دلیل مشکلات فی ما بین نبوده، بلکه به دلیل جلوگیری از زایش کره شمالی دیگر است.

هرگونه یکسان‌سازی کره‌شمالی و ایران، به راحتی می‌تواند در اجماع بیشتر جامعه جهانی بر علیه ایران به ایالات متحده کمک کرده و به سهولت آنها را به اهدافشان نزدیک نماید.

آیا ایالات متحده نطام کره شمالی را از تغییر خواهد داد؟

وجود تهدید کم اهمیتی به نام کره‌شمالی، همواره موجب پیشبرد اهداف ایالات متحده در منطقه می‌گردد. و به دلیل اینکه این کشور فاقد منابع با ارزش مانند کشورمان است، هیچگونه جذابیت جدیدی برای تغییر یا نابودی حکومت حاضر در آن کشور برای ایالات متحده وجود ندارد. لذا مادامی که تهدیدات کره شمالی توان انتقال به مرزهای ایالات متحده را نداشته باشند، تهدیدات این کشور به عنوان فرصتی برای دستیابی به اهداف ایالات متحده قلمداد می‌گردد.

۱۴اسفند/۹۱

بنی صدر کردن یک رئیس جمهور، مسئله این است

ahmadinejad-banisadrاگرچه مستند «سرانجام نامبارک» به طور مستقیم به عملکردهای اخیر رئیس‌جمهور اشاره‌ای نکرده بود، لیکن آنچنان بریده‌های سخنان امام، بنی‌صدر و دیگر افراد منطبق بر شرایط حال حاضر کشور بود که بر هیچ‌کس پوشیده نیست که هدف از ساخت و نمایش آن القای وضعیتی مشابه شرایط بنی‌صدر برای رئیس‌جمهور فعلی است.
به نظر من می‌توان مستند »سرانجام نامبارک« را نقطه عطفی در برنامه‌های سیاسی رسانه ملی دانست. رسانه‌ای که قرار بر این داشت که رسانه مستضعفین و پابرهنگان باشد و برنامه‌‌های سیاسی‌اش در راستای سیاست‌های نظام و انقلاب باشد، به یکباره از چندماه گذشته تغییر رویه داده و برنامه‌های سیاسی‌اش _ نظیر برخی  مناظره‌های دیروز، امروز، فردا و بخش‌های ویژه خبری و حتی برنامه ۲۰:۳۰ _ در راستای کوبیدن و انتقادات صریح و غیرمنطقی از دولت قرار گرفته است. رویه‌ای که حتی در خصوص دولت آقای خاتمی و حتی پس از پایان دولت و ایجاد فتنه سال ۸۸ هم دیده نمی‌شود.
در خصوص ساخت و نمایش این مستند، نکاتی را دوستان اشاره نمودند، لیکن نکاتی به نظرم رسیده است که مختصرا بیان می کنم:

یک) مستند «سرانجام نامبارک» دقیقا زمانی پخش شده است که هنوز مدت زمان زیادی از اظهار نظر رئیس‌جمهور در خصوص ورود اطلاعات سپاه به موضوع انتخابات سازمان نظام پزشکی نگذشته است. این موضوع و همچنین پرداخت خاص مستند به مشکلات بنی‌صدر با سپاه، شائبه سفارشی بودن آن را قوت می‌بخشد.

دو) پرداخت واضح و بی آلایش به موضوع انحراف، جریان انحرافی و این دست گزاره‌ها در مستند و همچنین متهم نمودن آشکار رئیس‌جمهور به حمایت از جریان انحرافی به خوبی نمایان می‌سازد که یکی از دغدغه‌های اصلی سفارش‌دهندگان ساخت مستند، وجود و احتمالا قدرت جریان انجرافی‌ست. به گونه‌ای که علاوه بر نسبت دادن تهمت انحرافی‌گری به رئیس‌جمهور، به اختصار جریان انحرافی را جریانی معاند و ضد نظام معرفی می‌کند که سعی بر آشوب و برهم زدن شرایط کشور را دارد.

سه) مستند به وضوح نتیجه ترس و اضطراب سفارش‌دهندگان آن از حضور و به قدرت رسیدن رئیس‌جمهور مستقل دیگری است. این ترس همچنین می‌تواند از ایجاد سیستم پوتین – مدودوف هم باشد. سوالی که در اینجا مطرح می‌شود این است که آیا نظام توانائی ساخت انسان‌های انقلابی در چهارچوب خود را ندارد ؟ افرادی که بتوانند از سویی ارزش‌های انقلاب را زنده نگهداشته واز سوی دیگر اقبال عمومی مورد نظر را داشته باشند.

چهار) مستند‌های اینچنینی حتی اگر بر مبنای واقعیت و تحلیل‌های صحیح ساخته شده باشند و عاری از هرگونه بهره‌برداری‌های سیاسی باشند، نقشی اساسی در بنی صدر سازی رئیس جمهور دارند. بسیاری از رفتارهای احمدی نژاد این روزها پژواک و بازتاب عنادورزی‌ها، تسویه حساب‌ها و کوچک انگاری‌هایست که از طرف دورماندگان از قدرت صورت گرفته است. همانهایی که خود را برتر و بالاتر از او میدانستند و در سال ۷۶ در یک لیست انتخاباتی به سرلیستی هاشمی رفسنجانی در کنار هم به مجلس راه نیافتند. لذا برای اینها احمدی نژاد بنی صدری بهترین گزینه و گزاره برای اثبات گزافه گویی‌های هشت ساله‌شان خواهد بود.

پنج) در نهایت چرا هیچ یک از سیاسیون در خصوص این مستند موضع گیری نمی کند ؟ آیا نبود احمدی‌نژاد، صرفه اقتصادی و سیاسی برای سیاسیون دارد؟

۱۴آذر/۹۱

مشایی رفت؟

“موحد، مؤمن، پاک، صبور و دارای قلب و اندیشه ای زلال، عاشق و دلبسته به ارزشهای الهی و آحاد مردم جهان و عمیقاً عارف و متعهد به آرمان مهدوی، حاکمیت جهانی توحید، عدالت، عشق و آزادی و مدیریت مشترک ملت ها و فردی شایسته، مدیر، مدبر و امین و از جهات گوناگون توانمند”

اینها بخشی از صفاتی‌ست که رئیس جمهور کشورمان درباره یار و همراه خود، اسفندیار رحیم مشایی به کار برد. نامه ای که به زعم بعضی پاسخی واضح  و روشن شخص وی به انتقادات از مشایی بوده است. و البته نظرات صریح او.

به نظر بنده، همانگونه که منتقدین و علی الخصوص مجلسی‌ها رئیس جمهور را فردی لجباز می‌دانستند و میدانند، منتقدین رئیس جمهور نیز در این چندسال از موضعی غیز از لجبازی و عناد بر نخواستند. منتقدینی که خود نظرات صریح رهبری را نادیده گرفته و می‌گیرند، دم از ولایتمداری میزنند و  اولین هجمه‌ها را در خصوص عدم ولایتمداری احمدی نژاد بر وی وارد می‌کنند.

در میان این حجم از حمله، دخالت و توهین، مشایی تنها فردی ست/بود که با فعالیت‌های همه جانبه خود در راستای اهداف رئیس جمهور به حمایت از او می‌پرداخت. شاید اطاعت امر و همراهی یکی از دلایل علاقه رئیس جمهور به شخص مشایی باشد. این مورد در خصوص سایر همراهان رئیس جمهور نیز صدق می‌کند.

وقتی رئیس جمهور، با کوچکترین تصمیم با هجمه رسانه‌ای مواجه می‌شود، توهین و ناسزا می‌شنود، بیش از این نمی‌توان توقع داشت ….
من و تو مسئول ساختن این احمدی نژاد هستیم.