آرشیو دسته: کوچه سیاسی

تفکرات و نقطه نظرات سیاسی من

۳۱فروردین/۹۵

تجزیه و بالکانیزه کردن منطقه در دستور کار غرب

IMG22164707مقدمه :

«موشه یعلون» وزیر جنگ اسرائیل در سال ۲۰۱۴ طی سفری به آمریکا، از ادامه روند « بالکانیزاسیون » خاورمیانه خبر داد و گفت : «مرزهای خاورمیانه مسلما تغییر خواهد کرد.»

تعریف بالکانیزاسیون :

بالکانیزاسیون تجزیه یک کشور چندقومی یا چندملیتی به چند کشور کوچک تر است که از لحاظ قومیتی همگن هستند. این واژه در زمان فروپاشی امپراطوری عثمانی در منطقه بالکان رایج شد.

کشورهای هدف در بالکانیزاسیون منطقه :

سوریه، عراق و ترکیه کشورهای هدف در تجزیه و بالکانیزه کردن منطقه هستند. در این طرح، سوریه به دو قسمت شمالی به مرکزیت حلب و جنوبی با محوریت دمشق تقسیم می شود و عراق نیز به سه بخش شمالی به مرکزیت موصل، مرکزی با محوریت بغداد و جنوبی با مرکزیت بصره تجزیه می گردد. در این میان ایجاد یک واحد سیاسی متشکل از شرق عراق و غرب سوریه هم محتمل است. در بالکانیزه کردن منطقه، ترکیه نیز به سه بخش اروپایی، کردی و آسیایی تقسیم می شود.

تجزیه منطقه برای گسترش ناتو به شرق :

ناتو برای گسترش به شرق، چشم به کریدوری دارد که بخشی از سوریه، عراق و ترکیه را شامل می شود. ناتو قصد دارد از طریق کریدور کردی به حوزه قفقاز و هارتلند (قلب) جهان راه یافته و سپس حوزه نفوذ خود را تا هند، امتداد دهد.

بالکانیزه کردن منطقه و گسترش ناتو به شرق، امنیت ملی ایران و روسیه را با مخاطرات جدی مواجه می کند. برخی آگاهان، بحران قره باغ را نیز در این چارچوب تحلیل می کنند.

سایر اهداف بالکانیزه کردن منطقه :

  1. مهار ایران و قطع ارتباط بین ایران و محور مقاومت
  2. مهار ژئوپلتیکی روسیه و تضعیف اقتصاد این کشور
  3. تسلط بر منابع انرژی در منطقه قفقاز و خزر
  4. تامین امنیت و حفظ بقاء رژیم صهیونیستی
  5. ممانعت از تسلیحاتی شدن انرژی توسط ایران و روسیه

 

 

۳۱فروردین/۹۵

چرا سوریه بخشی از محیط امنیتی ایران است؟

551767_501مقدمه :

صرف نظر از نقش کلیدی سوریه در محور مقاومت، باز هم سوریه بخشی از محیط امنیتی ایران است. این حرف بدان معنا است که خطر تجزیه تمامیت ارضی سوریه، محیط امنیتی و امنیت ملی ایران را دچار مخاطره می سازد. تبیین چرایی این مهم، منظور این یادداشت است.

ارتباط سوریه و محیط امنیتی ایران:

سوریه نقطه آغاز و عزیمت فاز جدید گسترش ناتو به شرق است. ناتو پس از ناکامی در عبور از  دریای سیاه برای رسیدن به قفقاز و هارتلند (قلب) جهان، در طرح جدید خود چشم به عبور از کریدور ( راهرو ) کردی دارد. در این راستا ناتو باید از طریق تجزیه سوریه، کشوری با مرکزیت حلب در شمال این کشور ایجاد و سپس از آنجا وارد کریدور کردی در عراق و ترکیه شود. در این طرح، کریدور کردی تا دریای خزر می بایست از کشورهای سوریه، عراق، ترکیه و ایران جدا گردد. بر همین اساس سوریه بخشی از محیط امنیتی ایران محسوب شده و تجزیه آن، سرآغاز انتقال مخاطرات امنیتی به سوی ایران است.

جنبه راهبردی عملیات حلب :

حلب به عنوان دومین شهر سوریه، از اهمیت تعیین کننده ای برخوردار است. سیطره محور غربی، عبری، عربی بر این شهر، نقطه عزیمت تجزیه و بالکانیزه کردن منطقه توسط ناتو خواهد بود و آزاد سازی کامل آن نیز پیش گیری از طرح تجزیه سوریه و منطقه است. آزاد سازی و تثبیت حلب از یک سو پایانی بر ارجحیت گزینه ی نظامی در حل بحران سوریه بوده و از سوی دیگر با ایجاد دست برتر برای دولت قانونی سوریه در معادلات آینده، حرکت در مسیر سیاسی صلح را پر شتاب می سازد.

نتیجه :

بنابراین عملیات مستشاری نظامی ایران در سوریه، صرف نظر از جنبه های اعتقادی(دفاع از حریم اهل بیت (ع) ) انقلابی (حمایت از محور مقاومت) و انسانی، درحقیقت پیش گیری و پیش دستی در مقابله با مخاطرات امنیتی ایران می باشد و در این راه باید هزینه های آن را نیز پرداخت و این مهم دقیقا همان کاری است که مدافعین غیور حرم در حال انجام دادن آن هستند.

 

 

 

 

فرجام بازی برد-برد ترکیه با غرب

turkey  مقدمه :
یکی از راهبردهای آقای روحانی در سیاست خارجی تعامل با کانون های قدرت و ثروت جهانی ( کدخدا ) است. ایشان معتقدند اگر تصویر ما غیرامنیتی بشود و اعتماد سازی کنیم، آنگاه می توانیم با جهان تعامل و بازی برد-برد داشته باشیم. نگاهی به حال و روز ترکیه، محاسبات اشتباه ایشان را اثبات می کند.

همراهی ترکیه با سیاست های غرب :
۱٫ همراهی با محور غربی در جنگ نیابتی علیه محور مقاومت
۲٫ پشتیبانی از تروریست های تکفیری مورد حمایت غرب
۳٫ تلاش برای به سازش کشاندن فلسطینی ها با اسرائیل
۴٫ کمک به ایجاد ناتوی عربی در منطقه و پیوند آن با اسرائیل
۵٫ کمک به غرب برای ایجاد انحراف در بیداری اسلامی

وضعیت کنونی ترکیه :
ترکیه در اندیشه بازی ” برد-برد ” با غرب در منطقه بود. آنکارا در قبال ایفای نقش در بی ثبات سازی و تجزیه محور مقاومت، به دنبال بازی برد خود جهت پیوستن به اتحادیه اروپایی و توسعه عمق استراتژیک در حوزه شام بود. در این میان غربی ها نه تنها با خواسته ترک ها موافقت نکردند، بلکه اکنون امنیت ملی و تمامیت ارضی ترکیه را هم نادیده می گیرند.

نتیجه :
بازی ” برد-برد ”  مورد نظر ترکیه با غرب، فرجامش به باخت سنگین ترکیه برسر امنیت ملی و تمامیت ارضی رسیده است.  غرب اکنون به فکر تجزیه ترکیه می باشد. آیا اعتماد ترکیه به غرب و اشتباه محاسباتی آنکارا، سرنوشت عبرت آموزی برای آقای روحانی نیست؟

۲۴فروردین/۹۵

اس ۳۰۰ سامانه ای بسیار مدرن برای ۲ مأموریت

13940305000373_PhotoI

اس ۳۰۰ یکی از پیچیده ترین سامانه های ضد موشکی در جهان محسوب می شود. این سامانه در قالب یک سیستم راداری بسیار پیشرفته قادر به ردیابی همزمان ۱۰۰ هدف در آسمان است و همزمان می تواند موشک های کروز، بالستیک، هواپیماهای باسرنشین و بدون سرنشین  را در شعاع ۱۲۰ تا ۱۵۰ کیلومتری هدف قرار دهد.

اس ۳۰۰ یک سیستم پدافند زمین به هوا است که همواره برای آمریکا و متحدانش دردسر بزرگ بوده است. این سامانه شامل یک پرتابگر موشک سیار است که هر ۳ تا ۵ ثانیه قادر به پرتاب یک موشک است. این موشک می تواند در ارتفاع حداکثر ۳۰ کیلومتر و برد ۱۵۰ کیلومتر به یک هواپیما و یا موشک اصابت و آن را منهدم کند. زمان آماده‌سازی این سامانه حدود ۵ دقیقه است و موشکهای آن از نوع انبارشونده‌ می باشد و مانند مهمات معمولی نیاز به هیچگونه نگهداری در مدت عمر مفید خود ندارند.

اس-۳۰۰ شباهت زیادی با سامانه پدافندی آمریکایی ام ‌آی ‌ام-۱۰۴ پاتریوت دارد و تنها هواپیماهای فوق‌العاده رادار گریز بی-۲ و جنگنده اف-۲۲ توانایی حمله به سامانه اس ۳۰۰ را دارند. بنابراین سامانه اس ۳۰۰ اساسا ایران را در برابر حمله اسرائیل و هر کشوری که جنگنده های رادار گریز نداشته باشد، مصون خواهد ساخت.

 یک فرمانده بلندپایه نیروی هوایی آمریکا در مصاحبه با دیلی بیست گفت : “وجود سامانه های اس ۳۰۰ باعث خواهد شد هرگونه اقدام نظامی علیه ایران حتی برای ارتش آمریکا بسیار دشوار و هزینه بر شود. با توجه به اینکه سامانه های اس ۳۰۰ دارای قابلیت جا به جایی است ، برای آمریکا بسیار دشوار خواهد بود که این سامانه ها را هدف قرار دهد.”

همچنین پایگاه اینترنتی « بیزینس اینسایدر » در گزارشی با این عنوان که «چرا فروش سامانه های موشکی پیشرفته اس ۳۰۰ به ایران یک معامله بزرگ و مهم است » نوشت : “این اقدام روسیه به طور بالقوه می تواند باعث تغییر در موازنه قدرت در خاورمیانه شود.”

۱۲فروردین/۹۵

نقش هاشمی در قائم مقامی منتظری

photo_2016-03-31_11-51-53مقدمه :
بخش های مهمی از تاریخ انقلاب نیاز به بازخوانی و تحلیل مجدد دارد. یکی از فرازهای مهم تاریخ انقلاب که نیازمند بازخوانی و تحلیل مجدد است، موضوع قائم مقامی آقای منتظری و نقش هاشمی در آن است.

پرده اول، انتخاب منتظری به قائم مقام رهبری:

علیرغم نهی صریح حضرت امام (ره) برای انتخاب آقای منتظری به عنوان قائم مقام رهبری-آنحضرت بعدا در نامه ۱۳۶۸/۱/۶ با صراحت از آن یاد کردند-اما آقای هاشمی این موضوع را در دستور کار خبرگان قرار داده و عملا منتظری قائم مقام رهبری شد. در رابطه با نهی آقای هاشمی توسط حضرت امام (ره) نقل معتبری از حضرات آیات محمدی گیلانی و ری شهری و حتی اذعان خود آقای هاشمی وجود دارد.

پرده دوم، رهاسازی مهدی هاشمی معدوم :

به موازات تلاش برای قائم مقامی آقای منتظری، آقای رفسنجانی در پرده دوم سعی کرد، مهدی هاشمی معدوم (برادر داماد منتظری) را از اعدام برهاند. وی پس از دستگیری به ارتکاب چندین فقره قتل معترف شد که یکی از آنها به شهادت رسانیدن آیت الله ربانی املشی(دادستان کل کشور) با پودر سرطان بود. تاثیر مهدی هاشمی معدوم بر روی آقای منتظری آنچنان بود که ایشان را در مقابل حضرت امام (ره) قرار داد.

تحلیل و نتیجه گیری:

بی شک با وجود حضرت امام(ره) آقای هاشمی در مقامی نبوده که شخصا برای تعیین و تشخیص مصالح عالی نظام (رهبری آینده) تصمیم گیری نماید و این مهم، فرضیه مصلحت اندیشی وی را رد می کند.
به نظر می رسد آقای هاشمی در راستای خود مرکزپنداری با تلاش در موضوع قائم مقامی آقای منتظری، از یک سو سعی داشته کانون رهبری پس از امام را وامدار خود نماید و از سوی دیگر با رهانیدن مهدی هاشمی از اعدام، مؤثرترین عنصر بیت منتظری را مرهون خود سازد.
تحقق شرایط فوق، عملا آقای هاشمی رفسنجانی را به موثرترین فرد در بعد از رحلت امام(ره) تبدیل می کرد و ایشان می توانست از طریق مدیریت بر آقای منتظری، هویت انقلاب اسلامی را استحاله کند.

۰۵آذر/۹۳

چرا غرب از داعش حمایت می کند؟

daesh

امروزه و با توجه به اطلاعات بدست آمده از نحوه فعالیت های گروه داعش در منطقه و همچنین حمایت های علنی و غیر علنی شکل گرفته از این گروه می توان به وضوح پی برد که هدف اصلی از بوجود آوردن این گروه اهداف منطقه ای و کوتاه مدت نبوده و در پس موجودیت این گروه اهداف دیگری وجود دارد که میتوان آنها را بسیار با اهمیت تر از اهداف ظاهری آن دانست. عدم درک اهداف مستتر شده در ایجاد و زایش این غده چرکین در دنیای اسلام موجب تحلیل های ناصحیح در خصوص این گروه می شود. از این رو شناخت دلایل بوجود آمدن این گروه برای تحلیل گران و همچنین علاقه مندان حائز اهمیت است.

بروز و ظهور تفکر داعش در ابتدای امر به جهت براندازی نظام بشار اسد در سوریه بوده است. به گونه ای که غرب بتواند از طریق به قدرت رساندن داعش علاوه بر اینکه حکومتی دست نشانده که از هیچ اقدام بر علیه سایر مخالفان فروگذار نمی نماید را به جای حکومت فعلی ایجاد نماید، از سوی دیگر با شکستن خط اتصال میان ایران و حزب الله لبنان و جنبش حماس فلسطین، گامی بلند در جهت حفظ امنیت اسرائیل بردارد و در مدت زمان کوتاه تری بتواند نیروهای حزب الله و حماس را شکست دهد‌.

این اتفاق علاوه بر اینکه موجب افزایش فشار بر ایران و حزب الله می شود فشار مضاعفی نیز بر روسیه از لحاظ سیاسی، نظامی و اقتصادی وارد می سازد. چرا که علاوه بر موقعیت استراژیک سوریه در منطقه، این کشور یکی از اصلی ترین هم پیمانان اقتصادی روسیه به شمار می آید. از این رو تغییر حکومت در سوریه به معنای کاهش بخش مهمی از سود اقتصادی روسیه است.

در ادامه استراتژی فوق، گسترش فعالیتهای داعش در عراق نیز به دلیل فشار بر ایران از طریق تقسیم عراق به چند کشور کوچکتر و به تبع آن مطیع تر است و نیز بهره برداری از نفت ارزان قیمت آن است. از طرف دیگر همواره وجود نا امنی و آشوب در خاورمیانه موجب بهره برداری ثانویه مانند فروش تسلیحات نظامی و حضور بلند مدت نظامی در منطقه میگردد.

در کنار تمامی موارد ذکر شده، داعش علاوه بر عضوگیری از کشورهای اروپایی قصد ادامه اقدامات و فعالیتهای خود در قلب اروپا را دارد. اگر بر این باور باشیم که تمامی اقدامات شکل گرفته توسط داعش دارای منافع مستقیم و غیر مستقیم به نفع ایالات متحده است باید بر این نکته نیز دقت کنیم که هرگونه فعالیت گروه وحشی و انسان ستیز داعش در اروپا موجب افزایش بر حجم اسلام هراسی در اروپایی می‌شود که میزان اقبال عمومی شهروندان آن به گرایش به اسلام روز افزون بوده و در سالهای اخیر نیز بر آن افزوده شده است.

به دیگر سخن، قصد ایالات متحده از تمامی فعالیتهای داعش، بیش از آنکه اقتصادی و یا سیاسی باشد، اسلام هراسی و جلوگیری از افزوده شدن بر تعداد مسلمانان و همچنین بهره برداری های آتی از واژه اسلام تروریستی به نفع خود و به نفع رژیم اشغالگر قدس است.

۰۳آذر/۹۳

کدام نظام آموزشی؟

morteza pashaeiهمانطور که بعد از نماز جمعه معروف آقای هاشمی پس از انتخابات سال ۸۸ بیش از اینکه طرفداران جنبش سبز را در خصوص عدم فراگیری و انجام صحیح اصول اولیه نماز نظیر وضو و رعایت حجاب و محرم و نامحرم و …. مقصر بدانم نظام جمهوری اسلامی را به سبب عدم توانایی در شناساندن واقعی اصول اولیه اسلام به اقشار مختلف خود مقصر میدانستم، امروز نیز پس از گذشت چندین روز از فوت آقای مرتضی پاشایی برخی اتفاقات مانند جلوگیری از خاکسپاری و عدم فهم به موقع در خصوص صلاح متوفی و نه صلاح شخصی طرفداران ایشان و همچنین بسیاری از مشکلات دیگر را متوجه نظام آموزشی میدانم که افراد در آن پس از حداقل ۱۲ سال تحصیل هیچ اطلاعاتی در مورد اتفاقی که همگی یکروز تجربه آنرا خواهیم داشت ندارند.

اینگونه است که در این نظام آموزشی علاوه بر اینکه نتوانسته ایم نیازهای علمی داخلی را تقریبا در تمامی زمینه ها مرتفع کنیم و همواره دست گدایی به سمت خارج از کشور دراز می کنیم و تنها در همایش‌ها و نمایش‌ها به تعریف از خود می پردازیم، وضعیت دانسته هامان در خصوص نیازهای اعتقادی مان نیز چیزی بیشتر از بدعت هایی که از سایر فرهنگها و کشورها به کشورمان صادر شده است نیست.

۰۱آذر/۹۳

کار گروهی در ایران

teamworkیکی از رویکردهای مدیریت که از دهه‌های گذشته در بسیاری از کشورهای اروپایی و ایالات متحده در حال انجام و پیاده سازی است رویکرد “مدیریت تیمی” و یا همان کار گروهی است. از سالیان گذشته تمامی مدیران و صاحب‌نظران علوم اقتصادی دریافته اند که عملکرد و نتایج افرادی که در قالب یک گروه و به صورت یکپارچه فعالیت می کنند از دستاوردهای مجموع تک تک شان بیشتر و با کیفیت تر است، لیکن با توجه به اینکه یکی از پر جاذبه ترین رشته های تحصیلی در دوره های کارشناسی، ارشد و دکترا انواع گرایشات مدیریت است هنوز هم کشورمان در ایجاد گروه‌های کاری در سازمان‌ها، اجتماع و سایر زمینه‌های فعالیتی دچار کاستی و چالش است. و به همین دلیل در بسیاری از زمینه ها دارای رشد بسیار ناچیز بوده و یا با در نظر گرفتن چالش‌های فرا ملی کشورمان دارای رشد منفی هستیم. در صورتی که بسیاری از کاستی‌های وضع موجود را می توان در سایه کارهای تیمی و ایجاد تفکر گروهی برطرف نمود و حتی به نقاط مثبت تبدیل کرد.

شاید بتوان ریشه بسیاری از گرایشات فردی اکثریت افراد را در تربیت‌ دوران کودکی افراد جستجو کرد. به دیگر سخن بسیاری از افراد علاوه بر اینکه در خانواده بیش از هر چیزی به فعالیت‌های فردی سوق داده می شوند درون نظام آموزش و پرورش نیز تمامی مناسبات و فعالیت‌های آموزشی‌شان به صورت فرد محور و انفرادی ست و متاسفانه کماکان نیز چنین رویکردی ادامه داشته و کودکان در سنین تربیتی بیشتر در فعالیت‌های فردی به کار گمارده می‌شوند و نه در فعالیت‌های گروهی. این مهم موجب می گردد تا در بهترین زمان تربیت فرد، این تربیت به صورت فردی شکل گرفته و تا پایان عمر نیز فرد منطبق با همین تربیت رشد کرده و ادامه طریق دهد. به همین دلیل بسیاری از دانشجویان در مقاطع ارشد و حتی دکترا نیز از تحقیقات و مقالات و خلاصه تمامی فعالیت‌های درسی گروهی امتناع می کنند و علاقه مند هستند فعالیت مذکور را با تلاش بیشتر، نتیجه کمتر و حتی نمره پائین تر به صورت فردی انجام دهند. اولین دلیل این رفتار نداشتن پیش زمینه فکری در خصوص کار تیمی است. یعنی فرد تاکنون تجربه کار گروهی نداشته و یا اعتمادی به کار گروهی ندارد. از این رو باید نظام آموزش و پرورش و به تبع آن آموزش عالی با صرفه نظر کردن از تاکیدات بیش از حد بر رفتارهای فردی، رفتارهای تیمی و همچنین آموزه‌های لازم در خصوص فعالیت‌ هر فرد در گروه را از طریق اجبار به فعالیت‌های چند نفره آموزش دهند.

۳۰اردیبهشت/۹۳

آیا توانایی موشکی ایران قابل مذاکره‌ است ؟

Iran's missile programهمزمان با پیروزی انقلاب اسلامی ایران در بهمن ماه ۱۳۵۷، غرب به رهبری آمریکا عناد و دشمنی خویش با کشورمان را آغاز کردند و در این راه از هیچ اقدامی فروگذار ننموده‌اند. تحریم اقتصادی و علمی، جنگ تحمیلی، جلوگیری از پیشرفت‌های کشور، تهدیدات خارجی و تلاش برای برهم زدن ثبات کشور، تنها بخشی از این فعالیت‌هاست که کماکان هم بیش از گذشته ادامه دارند.

از این رو، کشور می‌بایست خود را در مقابل تمامی این تهدیدات مهیا نموده و با اقدامات به جا، از خروج کشور از مسیر تعالی جلوگیری کرده و همچنین باعث شود که به هیچ کشوری اجازه تجاوز نظامی به خاک کشورمان را ندهد. در همین راستا، نهادهای نظامی کشورمان با سرمایه‌گذاری بر روی توانمندی داخلی و راهبردهای دفاعی زود بازده، تلاش می‌کنند سطح دفاعی و بازدارنده کشور را هرچه بیشتر بالا ببرند. توانایی موشکی کشور که در چند سال اخیر بومی سازی شده است و رشد چشمگیری داشته به عنوان یکی از مهمترین عوامل بازدارنده محسوب می‌گردد.

یکی از فاکتورهایی که موجب شده‌ست کشورمان جهت دستیابی به قدرت بازدارندگی وارد مسیر ساخت و توسعه موشک گردد، ارزان قیمت بودن این سلاح به نسبت هواپیمای جنگنده‌ست. قیمت تمام شده یک موشک چندین برابر کمتر از یک هواپیمای جنگنده مدرن است و در نبردهای هوایی به راحتی می‌توان با استفاده از چند موشک ارزان قیمت هواپیماهای گران قیمت را از بین برد. از طرفی ساخت هواپیما نیازمند دانش فنی بسیار بالاتری نسبت به ساخت موشک است. از این رو سرمایه‌گذاری بر روی ساخت موشک بسیار عاقلانه‌تر خواهد بود.

علاوه بر مورد ذکر شده، یکی دیگر از مواردی که موجب شده است کشورمان به سوی تجهیز موشکی گرایش داشته باشد، پرهیز از درگیری رو در رو با دشمن است. به دیگر سخن، قدرت موشکی این توانایی را دارد که با کمترین برخورد و آسیب‌پذیری، بیشترین خسارت را به طرف جنگ وارد نماید. از این رو یکی از مهمترین توانمندی‌ها در نبردها توانمندی موشکی‌ست.

چرا غرب تلاش می کند توانایی موشکی را وارد مذاکرات نماید؟

پس از تغییر تیم مذاکره کننده‌ کشورمان و رویکرد جدید آنها، موضوع تلاش غرب جهت به مذاکره گذاشتن توانایی‌های موشکی با وجود مخالفت‌های صریح مسئولین جدی‌تر شد. این موضوع به وضوح مشخص می‌سازد که غرب، با هرگونه پیشرفت کشورمان مخالف است و به هر روشی از آن جلوگیری می‌کند. از طرفی توانایی موشکی ما با توجه به رویکرد سیاسی‌مان در قبال رژیم صهیونیستی یکی از تهدیدات بالقوه برای بقای آن می‌باشد. این رژیم در جنگ ۳۳ روزه و نبردهای غزه بارها طعم نسخه‌های ضعیف‌تر موشک‌های ایرانی را چشیده‌ست. لذا از هرگونه ورود مستقیم کشورمان به جنگ و تهاجم مستقیم بر علیه رژیم صهیونیستی بیمناک است. چرا که مساحت کم جغرافیایی و نداشتن عمق استراتژیک این رژیم را بسیار آسیب‌پذیر می‌نماید. بنابراین هرگونه تضعیف این توانمندی موجب آرامش بیشتر رژیم صهیونیستی خواهد شد.

از طرفی به مانند دورهای گذشته مذاکرات، طرف مقابل به دنبال بهانه جویی برای جلوگیری و یا پرهزینه کردن تفاهم است. چرا که از طریق تفاهم، آنها به تمامی خواسته‌های خود یعنی برچیده شدن تمام برنامه هسته‌ای کشورمان نخواهند رسید و همچنین تفاهم موجب می‌گردد بهانه اعمال فشار و به تبع آن کسب اطلاعات از کشورمان را از دست داده و یا محدود شود. در چنین شرایطی، بهانه به مذاکره گذاشتن توانمندی موشکی کشورمان اولا موجب می‌گردد که توافق نهایی با هزینه بیشتر برای کشورمان صورت پذیرد و دوما افکار عمومی جهان برای شروع سناریوی جدید فشار آماده شود.

از این رو، با توجه به قدرت بازدارندگی این توانمندی، می‌توان به صراحت گفت که هرگونه مذاکره در این خصوص موجب به خطر افتادن اقتدار و امنیت کشور خواهد شد.

۳۰اردیبهشت/۹۳

اقتصاد واردات محور و اقتصاد مقاومتی

eghtesad moghavematiهمزمان با بالا رفتن قیمت دلار آمریکا و انواع ارزهای مبادلاتی در کشور و در نتیجه سقوط ارزش ریال، انتقادات بی‌سابقه‌ای از دولت دهم به جهت بی‌تدبیری و عدم مدیریت اقتصادی صورت گرفت. به گونه‌ای که تقریبا تمامی منتقدین دولت، نمایندگان و رئیس مجلس شورای اسلامی، تاثیر تحریم و عدم ورود ارز و کالاهای اساسی به کشور را در مشکلات اقتصادی کم اهمیت جلوه داده و وضعیت موجود را به علت سوء مدیریت دولت و در پاره‌ای اوقات به علت رهاسازی اقتصاد توسط دولت می‌پنداشتند. از این رو برخی نمایندگان با به گونه‌ای القا می‌کردند که تمامی مشکلات کشور به سبب وجود دولت حاضر است و تغییر دولت به مثابه نجات اقتصادی و سقوط نرخ ارز و رونق اقتصادی خواهد بود. ( باهنر، ۶ و ۱۰ اردیبهشت ۹۲ – اینجا و اینجا )

در چنین شرایطی با پیروزی دولت تدبیر و امید، و وعده بهبود اقتصادی ۱۰۰ روزه و همچنین با توجه به پیشبرد مذاکرات هسته‌ای و برداشته شدن بخشی از تحریم‌ها، همه مردم انتظار رشد منفی در قیمت دلار و رونق نسبی اقتصادی را داشتند. اما با وجود گذشت ده ماه از عمر دولت، نه تنها نرخ دلار کاهش محسوس و تاثیرگذاری نداشته‌ست، بلکه هر از چندگاهی مجددا رکوردهای بالاتر از ۳۴۰۰ تومان را نیز تجربه می‌کند.

اگرچه بسیاری از شرایط موجود در دوسال آخر دولت دهم و سال اول دولت یازدهم جهت نقدهای صرفا سیاسی و محکوم کردن جناح مقابل استفاده می‌کنند لیکن هیچ‌گونه ارتباط فاحشی میان عملکرد دولت‌ها و مشکلات اخیر پیش آمده وجود ندارد و باید قبول کنیم که در شرایطی که کشور یکی از گسترده ترین تحریم‌های تاریخ را تجربه می‌کند، توقع رونق و پیشرفت همه جانبه اقتصادی توقعی به جا نخواهد بود.

حدود سه سال و اندی است که دلار، به عنوان پول رایج بین المللی، ارزش معنوی خود را در کشورمان از دست داده‌ست و تبدیل به کالا شده است. بدین معنی که فرارتر از اررش معنوی دلار، در بازارهای کشورمان دلار به عنوان کالایی نایاب مورد معامله قرار می‌گیرد. با چنین وضعی به واقع نمی‌توان توقعی در خصوص رونق اقتصادی داشت.

اقتصاد واردات محور

اقتصاد واردات محور، اقتصادی‌ست که اگرچه توانایی تولید محصولات مورد نیاز خود را در درون کشور دارد، لیکن به علت اینکه نمی‌تواند بخش مهمی از مواد اولیه و آمیخته‌های تولیدی مورد نیاز خود را در درون مهیا نماید، وابسته به خارج است. این اقتصاد اگرچه ایجاد کننده گردش مالی، اشتغال و به تبع آن توانایی ملی‌ست، ولی در مواقع سخت اقتصادی توانایی رشد نداشته و بعضا از بین می‌رود. مادامی که تراز واردات و صادرات کشورمان در خصوص کالاهای صنعتی و تولیدی به شدت منفی باشد، مقاوم سازی اقتصاد با شکست روبرو می‌شود.

آشفته بازار خودرو

صنعت خودرو فارغ از تولیدکننده بودن و یا مونتاژ نمودن به عنوان یکی از صنایع مادر در کشورهایی که این صنعت را دارند _ من جمله کشور ما _معرفی می‌شود و تاثیر زیادی بر روی رونق و یا رکود اقتصادی کشورها دارد. از این روست که هرگونه تغییر در آمیخته‌های تولید و فروش این صنعت تاثیر زودهنگام و مستقیم بر اقتصاد می‌گذارد، لذا دولت‌ها در زمان رکود اقتصادی با حمایت‌های مالی و عملیاتی از این صنایع، به شکل غیر مستقیم اقتصاد را مورد حمایت قرار می‌دهند.

حدود ۷۵ ای ۸۰ درصد هر خودرو را قطعات آن تشکیل می‌دهد که خارج از کارخانه و توسط قطعه‌سازان تولید شده و به خودروساز فروخته می‌شود و خودرو ساز با طراحی و آزمایش، بدنه‌سازی و اسمبل قطعات، خودرو را تکمیل کرده و به بازار عرضه می‌کند. در شرایطی که بخش اعظمی از قطعه‌سازان کشورمان جهت تولید قطعات، نیازمند واردات مواد اولیه و یا بخشی از قطعه هستند، نوسانات نرخ ارز و تحریم‌ها تاثیری مستقیم بر روی قیمت محصول آنها و به تبع آن خودروی تولیدی می‌گذارد. بدین سبب تا زمانی که عمده قطعه‌سازان کشور وارد کننده مواد اولیه و یا ماشین آلات صنعتی و خدمات آنها هستند، نمی‌توان توقع داشت که با تغییرات نرخ ارز و افزوده شدن بر میزان تحریم‌ها رونق اقتصادی نیز دستخوش تغییر نگردد.

وضعیت سایر صنایع نیز بهتر از خودروسازان نیست. تنها به دلیل اینکه تاثیر کمتری بر اقتصاد دارند کمتر دیده شده و کمتر از آنها سخن به میان می‌آید. به طور مثال بسیاری از تولید کنندگان محصولات شوینده و بهداشتی بخش زیادی از مواد اولیه مورد نیاز خود را وارد کرده و از این رو تابع نواسانات نرخ ارز هستند. سایر صنایه نیز، علاوه بر تحمل نرخ بالای ارز _ دولتی یا آزاد _ کالاهای مورد نیاز خود را از محجاری سخت‌تر و با قیمت بیشتر تهیه می‌کنند. این امر علاوه بر بالا بردن هزینه‌های تولید، بسیاری از خرده صنایع را نیز ورشکسته و بیکار نموده است.

صنایع پتروشیمی و نفتی

بخش اعظمی از ارز آوری کشور از طریق صادرات نفت و مواد پتروشیمی تامین می‌گردد. تحریم‌های مالی و همچنین تحریم نفت موجب گردید که در اولین گام ایران قادر به فروش نفت نبوده و در وهله بعد درآمدهای ناشی از قراردادهای گذشته و جدیدش را اجبارا از طریق ارزهای دیگر دریافت نماید. لذا با توجه به اینکه اصلی‌ترین محل تامین ارز کشور دچار اختلال چندجانبه شده است بدیهی‌ست که کشور با فقدان ورودی ارز روبرو شده و ذخایر ارزی داخلی نیز در معرض اتمام قرار گیرد. این موضوع اولین و اساسی‌ترین نتیجه اقتصاد وابسته به نفت است. اقتصاد تک بعدی که درصد بالایی از صادرات و درآمدهای آن بر پایه فروش بشکه‌های نفت خام است، با کوچکترین چالش در فروش نفت از هم گسیخته و ناکارآمد خواهد شد. موضوع قابل طرح در این خصوص تجربه قدیمی این اتفاق است. در سال‌های جنگ وقتی که برخی کشورهای عربی بر حجم تولید نفت خود افزودند و قیمت جهانی نفت را تک رقمی نمودند، نه تنها جنگ بلکه گذران عمومی معیشت خانواده‌ها نیز دستخوش رکود گردید.

چه باید کرد ؟

استفاده از چند تامین کننده

مادامی که در تولید محصولات صنعتی خود درصد بالایی از آمیخته‌های تولید را به خارج از کشور وابسته هستیم، نمی‌توانیم اقتصاد مقاوم و منعطفی داشته باشیم. به دیگر سخن، باید صنایعمان را به گونه‌ای هدایت کنیم که در بازه‌ای کوتاه مدت کمترین میزان وابستگی را به خارج از کشور داشته باشند. از طرفی باید برای تامین مایحتاج صنایع چند تامین کننده بین‌المللی مدنظر داشته باشیم تا بتوانیم در زمان تحریم و یا تغییرات قیمت تغییر رویکرد داشته باشیم.

بهبود کشاورزی و دامداری

صنعت کشاورزی و دامداری از بخش‌هایی‌ هستند که به راحتی امکان رشد را دارند. تحریم نمودن این بخش‌ها نیز بسیار سخت بوده و همچنین با اندکی تلاش و در بازه زمانی کوتاه‌مدت می‌توان کشور را از این حیث بی‌نیاز نمود. شاید بتوان تنها فاکتور تهدیدی در امر کشاورزی را کمبود آب کشاورزی دانست که با تدبیر و برنامه‌های کوتاه مدت و همچنین بهره برداری بیشتر از مناطق آبخیز بر این مشکل نیز غلبه نمود. غلبه بر کشوری که مردمش از لحاظ خوراک وابسته نیستند بسیار سخت‌تر از کشوری‌ست که از این منظر نیز وابسته و شکننده‌ست.

هدفمند کردن واردات

شاید بتوان گفت که کشورمان بیش از آنکه نیازمند هدفمند کردن یارانه‌ها باشد، نیازمند هدفمند کردن واردات است. امروزه هر کسی با کمترین میزان استطاعت مالی می‌تواند اقدام به واردات کالا از کشورهای دیگر نماید. عموم این واردات نیز مختص کالاهایی هستند که مصرفی بوده و یا توان تولید آن در کشور وجود دارد. لذا با استفاده از اطلاعات گمرک و همچنین فروش کالاهای مصرفی داخلی به راحتی می‌توان علاوه بر شناخت نیازها و سلایق داخلی، جهت گیری سرمایه گذاری و طرح‌های توجیهی و حتی معافیت‌های مالیاتی و تسهیلات بانکی را به گونه ای فراهم نمود که سرمایه گذاران ترغیب به شروع فعالیت در زمینه‌های مورد نیاز کشور شوند.

سود آوری بازرگانی در مقابل تولید

متاسفانه نظام اقتصادی کشورمان به گونه‌ای ست که سودآوری، میزان بازگشت سرمایه و همچنین دوره بازگشت سرمایه در حیطه فعالیت‌های تولیدی بسیار ضعیف بوده و افرادی که توانایی سرمایه‌گذاری دارند رغبتی به حضور در این زمینه از خود نشان نمی‌دهند. در مقابل، ریسک فعالیت‌های بازرگانی و واردات کالا به کشور بسیار کمتر بوده و سود ترازنامه‌ای مناسبی هم به سرمایه گذار اختصاص می‌دهد از این رو بسیاری از ثروتمندان علاقه‌مند به حضور در فعالت‌های بازرگانی بوده و صرفا وارد کننده کالاهای مصرفی به کشور هستند و تنها افرادی که علاقه‌مند به تولید هستند در این زمینه فعالیت می‌کنند.

اقتصاد مقاومتی رویکردی همه جانبه است

اقتصاد مقاومتی، به منزله عدم واردات و قطع ارتباط با سایر کشورها نیست، بلکه بر هدفمند بودن این واردات تاکید دارد. یعنی در جایی که می‌توان از توان داخلی برای تامین نیازها استفاده نمود می‌بایت این توان بالقوه بالفعل شود. همچنین اقتصاد مقاومتی به معنای سختی دادن به مردم و یا همان اقتصاد ریاضتی نیست. بلکه می‌توان با برنامه‌ریزی تولید و کشاورزی، سطح رفاه معیشتی مردم را در سطحی قابل قبول نگهداشت و از پیچ تند تحریم‌ها عبور نمود.

در این میان، حائز اهمیت‌ترین نکته، همکاری مسئولین و مردم است. به دیگر سخن، وضعیت حال حاضر کشور، با تلاش‌های دولت به تنهایی تغییر نخواهد کرد و گذشتن از این برهه نیاز به حمایت‌های مردم و اعتماد به صنعت و کالاهای داخلی دارد. مردم کشور در صورتی که تمایل اندکی به مصرف کالاهای داخلی از خود نشان بدهند، تاثیر شگرفی بر توانایی تولید محصولات تولیدی کشور خواهند گذاشت که در بلند مدت به نفع دولت، کشور و مردم خواهد بود.