قطر

قطر و نقش های جهانی

قطرچند سالی از کودتای حمد بن خلیفه آل ثانی ( ۱۹۹۵ میلادی ) بر علیه پدرش خلیفه بن حمد آل ثانی می گذرد. در این چند سال او پدرش را از هرگونه فعالیت و دیدار منع کرده و حتا برادرش را نیز به انگلستان تبعید و اجازه ورود مجدد به کشور را به او نمی دهد.

کارشناسان بین المللی از همان زمان نوید تغییرات شگرف در عرصه سیاست گذاری های این کشور را می دانند. تغییراتی که بسیاری از نتایج آن را هم اکنون می توان به وضوح در روابط بین المللی و فرا منطقه ای مشاهده کرد. در این نوشتار سعی بر این دارم که مختصرا در مورد تلاشهای نظام حاکم قطر جهت پیشبرد این هدف توضیحایی را ارائه کنم:

نقش رسانه ای

یکی از بازوهای غیر رسمی هر حکومتی، رسانه ها هستند. و یکی از عمده ترین دلیل برتری جویی نظام های حاکم به دلیل وجود رسانه های جهانی و تاثیرگذار می باشد. این کشورها با استفاده از فشار ها و تبلیغات رسانه ای ِ رسانه های وابسته به خود، تفکرات و جهت گیری های تفکراتی عامه مردم را تحت الشعاع قرارداده و در پاره ای موارد تغییر می دهند. لذا جهت ایجاد تاثیر _ حداقل در منطقه _ نیاز به رسانه ای قوی می باشد.

سالهاست کشور قطر با تاسیس شبکه خبری الجزیره، تفکرات مد نظر خود را بر منطقه تحمیل می کند. این تفکرات را می توان در تهدید معرفی کردن برخی کشورهای منطقه _ ایران و سوریه _ مشاهده کرد. این شبکه همچنین دربسیاری موارد هم جهت اربابان غربی خود خبرسازی می کند.

میانجی گری

یکی از فاکتورهای کشورهای تاثیر گذار در منطقه، ایفای نقش های میانجی گرانه است. معمولا کشورهایی این اقدام را انجام می دهند که از ثبات سیاسی و اقتصادی نسبتا خوبی بهره مند باشند و دارای مقبولیت در میان کشورهای منطقه باشند. قطر نیز در تلاش است نقشی راهبردی در حل و فیصله منازعات منطقه ای داشته باشد. همچنین این کشور با حضور در شورای امنیت سازمان ملل این نقش را پررنگ تر از سابق ایفا نموده و در حال بدست آوردن اعتبار فرا منطقه ای و جهانی می باشد. به عنوان نمونه می توان به نقش به اصطلاح میانجی گرانه در موضوعات داخلی عراق و سوریه اشاره کرد.

مقوله ورزش

ورزش نزدیک کننده کشورهاست. ولی برگزاری رویدادهای بزرگی همچون جام جهانی فوتبال و المپیک موضوعیتی متفاوت دارد. نگاهی ساده به کشورهایی که در چند دوره اخیر میزبانی جام جهانی و المپیک را بر عهده داشته اند نمایان می سازد که این کشورها اولا؛ دارای قدرت اقتصادی نسبتا مناسبی بوده. و دوما؛ جهت گیری هایشان در مناسبات سیاسی جهان با جهت گیری دول بزرگ غربی هماهنگ است. فرانسه، آلمان، کره، ژاپن و حتی آفریقای جنوبی از این دست کشورها هستند و اکنون با میزبانی جام جهانی توسط قطر، این کشور علاوه بر سود اقتصادی فراوان، به دنبال رسمیت بخشی بیشتر به چهره بین المللی خود است. وقوع چنین رویدادی که این کشور را برای چندین ماه در صدر اخبار بین المللی قرار می دهد می تواند منشاء صدور تفکرات حاکمان این کشور به تمامی نقاط جهان و در میان مردمانی که آشنایی چندانی با این کشور ندارند بشود. این موضوع اقبال عمومی جهانی را به نفع این کشور تغییر خواهد داد.

تضعیف همسایگان

قطر زمانی می تواند قدرت برتر منطقه باشد که کشورهای دیگر منطقه ضعیف بوده و از وجهه منطقه ای نسبتا پائین تری برخوردار باشند. در این بین این کشور علاوه بر اینکه در تلاش است کشورمان را تحت فشار قرار دهد و در مسائلی مانند تحریم ها و موضوعات هسته ای جانب مخالف ایران را برگزیند، حتا به متحدان خود نیز رحم نکرده و در صدد است قدرت حاکم بر کشور عربستان صعودی را تضعیف کرده تا خود بتواند به تنهایی زمامدار امور منطقه گردد.

رابطه با اسرائیل

تقریبا تمامی کشورهای عرب حوزه خلیج فارس دارای روابط پنهانی با رژیم اشغالگر قدس هستند و علنی شدن این ارتباط جزء خطوط قرمز حاکمان آنها می باشد. در این بین چند سالی ست که قطر این خطوط قرمز را نادیده گرفته و سعی در ارتباطات علنی با این رژیم دارد. این موضوع می تواند به دلیل این باشد که یکی از منازعات اساسی بین المللی موضوع اسرائیل و سرزمینهای اشغالی ( فلسطین ) است. و طرفداری یک کشور عرب از رژیم اشغالگر قدس حمایتی قابل تقدیر برای اربابان غربی اش می باشد. فلذا جهت به دست آوردن حمایتهای آنان حمایت ها و ارتباطات خویش را علنی تر از گذشته انجام می دهد.

جزایر یونان

بحرانهای اقتصادی اتحادیه اروپا و علی الخصوص یونان، موجب شده است که این کشور اقدام به فروش جزایر خود نماید. در این بین عمده خریداران این جزایر اشراف زادگان قطری هستند که بر خلاف یونانی ها، از استطاعت مالی مناسبی برخوردار هستند. با در نظر گرفتن فاصله چند صد متری برخی جزایر با کشور یونان، مسلما این خریدها نمی تواند صرفا جنبه شخصی و تفریحی داشته باشد. لذا می توان اهداف آتی کشور قطر را از این خریدها پیش بینی کرد. به نظر من این جزایر می توانند علاوه بر مهیا ساختن دسترسی به مناطق استراتژیک، دروازه ورود و حتا اعمال تاثیر بر اروپا نیز باشند. چنین خریدهایی خاطره تلخ خرید زمینهای اعراب فلسطینی توسط یهودیان اسرائیلی را در ذهن زنده می کند.

چالشهای پیش رو

اولین چالش پیش روی این کشور برای تبدیل شدن به قدرت منطقه ای و فرامنطقه ای، کشور جمهوری اسلامی ایران است. با توجه به وسعت، جمعیت و همراهی مردم با نظام جمهوری اسلامی و همچنین اتخاذ سیاست های عزتمندانه از طرف کشورمان، ایران همواره تهدید جدی برای نیل به اهداف مد نظر کشور قطر خواهد بود. و همانطور که اشاره شد، این کشور تمامی تلاش خود را بر تضعیف نظام جمهوری اسلامی ایران معطوف ساخته است. چالش دیگری که این کشور با آن مواجه است، عدم وسعت و جمعیت کم این کشور است. هر چند دوره لشگرکشی های نظامی به پایان رسیده است ولی باید پذیرفت که در صورت بروز مشکلی غیرقابل حل، این کشور در مدت زمان کوتاهی از صحنه جهانی حذف خواهد شد. تهدیدی که از طرف نماینده روسیه در سازمان ملل و همچنین سفیر روسیه در سوریه به صراحت بیان شده است.

 در هر صورت باید بپذیریم قطر، از قالب کشوری که شیخ نشین هایش تنها به فکر عیش و نوش خود بودند خارج شده و قصد بزرگی کردن در منطقه را دارد. در این بین اتخاذ تدابیری نظیر توسعه شبکه های ماهواره ای برون مرزی کشورمان و افزایش مناسبات تجاری و سیاسی با کشورهای منطقه می تواند از تولد قدرت جدید در منطقه جلوگیری کرده و یا حداقل سرعت قدرتمند شدن آن را کاهش دهد.