عدالت محوری

الملک یبقی مع الکفر، و لا یبقی مع الظلم

و پاشنه آشیل تمامی حکومت‌های مردمی و حتا دست نشانده در همین است. عدالت و عدالت محوری. اگر جامعه ای خود را بازنده بداند، یعنی در مراحل رشد اجتماعی و سیاسی و …. به این نتیجه برسد که برخی نسبت به برخی دیگر برابرترند، باید فاتحه آن جامعه را خواند.

در این میان، این برابر‌تر بودن و احساس آن در بدنه مردم می تواند از چند جهت صورت گیرد:

اول آنکه برابرتری، از جانت متمولین و صاحبان قدرت اقتصادی و به تبع توانایی های مالی و اقتصادی صورت پذیرد. این گونه بی عدالتی از آغاز اجتماعی شدن انسان تاکنون وجود داشته و تا قیام منجی بشریت نیز ادامه خواهد داشت. هدف از این نوشتار هم بررسی این مورد از بی عدالتی ها نیست. چرا که بعضا دیده شده است اینگونه بی عدالتی ها قابل تحمل‌تر هستند.

دوم، آن نوع بی عدالتی است که برخی به علت سمت‌ها و مقامات انتصابی‌شان، در برابر قانون مصون و برابرترند و یا در پاره‌ای موارد غیرقابل انتقاد هستند. چه خود آنها و چه وابستگانشان. اثرات مخرب این بی عدالتی و عدم پاسخگوئی، به مراتب بیشتر است. چرا که موجب ایجاد جو تعریف و تمجید کاذب شده و فرد متوهم را متوهم تر می‌نماید.

در حدود یکسال اخیر بارها و بارها مشاهده کرده ایم که انتقادات سطحی و معمولی بدنه کارشناس جامعه، که پایبند به اصول نظام هستند و به دفاع از حرمت و حریم آن می پردازند با برخوردهای چکشی مسئولین همراه شده است. این برخورد به راحتی باعث در هم شکسته شدن غرور مبارزه این طیف افراد می شود و دیگر مجال و امیدی برای مبارزه و حرکت جهت دفاع از حریت و اسلامی بودن نظام باقی نمی‌گذارد.

متصور شویم فعال جامعه مجازی با اولین انتقاد به سرنوشتی نامیمون دچار شود، چه بلایی بر سر دیگر فعالان مجازی و سربازان جنگ نرم می آید؟ چه بر سر دفاع نرم از آرمانهای انقلاب و اسلام می آید؟

در چنین شرایطی و با چنین رویکردی، عملا ما بر آن هستیم که عرصه مجازی را از فعالان خودی خالی و به فعالان غیر خودی تقدیم کنیم. به راستی کدام سرباز است که سنگر را دو دستی به غریبه و دشمن پیشکش کند ؟

از طرف دیگر چنین اقداماتی موجب سرخوردگی و مورد استهزا قرار گرفتن طیف معتقدین و مدافعین نظام می‌گردد و آنان را در مواجهه با منتقدین خجل و دست و پا بسته می‌کند. این گروه در اولین مواجهه با طیف مقابل، می شنوند حکومتی که با طرفداران خود اینگونه رفتار می کند، با مخالفان خود چه می کند. و به همین راحتی اصل عدالت انقلاب اسلامی زیر سوال رفته و تمام زحمات این سالها برای اثبات بی گناهی نظام در فتنه ۸۸ و دیگر فتنه ها بر باد می رود.

شایسته‌تر آن است که دستگاه‌ها و مسئولین حکومتی، سعه صدر داشته و اگر انتقادات جوانان همفکر را اثر نمی دهند، حداقل با آنها برخوردهای چکشی ننمایند. چرا که این برخوردها روح مقاومت، ایستادگی و حرکت در مسیر ارمانهای انقلاب را در آنها می کشد.