آخرین مطلب
نمایندگان مجلس و دولت
اردیبهشت ۳۱, ۱۳۹۱ کوچه سیاسی نظر بدهید
در سالهای اخیر تغییرات زیادی در رویکردها و گفتمان دولت در زمینه های سیاسی و اقتصادی صورت گرفته است، که این رویکرد موجب شده است بسیاری از حامیان و طرفداران دولت و شخص رئیس جمهور، به جمع منتقدان او بپیوندند و رفتارهای ایشان را مورد نقد قرار دهند.
اما نکتهای که از سالهای گذشته تاکنون ثابت بوده است بهرهبرداری از فضای نقدِ آزادِ دولت در جهت تبلیغات سیاسی نفرات، جناح ها و لیست ها است. فعالیتی که در انتخابات ریاست جمهوری دوره دهم به شدت توسط رقبای آقای احمدی نژاد انجام می گرفت و هم اکنون نیز توسط منتقدین، کارشناشان و علی الخصوص نمایندگان مجلس صورت می گیرد.
از طرفی در سالهای اخیر معیار شناخت مردم از مسئولین و نمایندگان مجلس، از طریق جهت گیری آنها در مقابل دولت صورت می گیرد. و مردم بسته به نوع دیدگاهشان در خصوص دولت، به نماینده مورد نظرشات رای داده اند. این مهم را می توان از ترکیب نمایندگانی که رای نیاورده اند و یا مجددا رای آورده اند نیز به وضوح مشاهده کرد.
سوالی که در این میان به ذهن می رسد این است که آیا دیدگاه های واقعی نمایندگان منتقد دولت، صرفا جنبه نقد دارد و یا به جهت تبلیغات صورت می گیرد ؟
واکاوی رفتارهای برخی نمایندگان مجلس این موضوع را روشن می کند که همانگونه که تعداد زیادی از نمایندگان به دنبال حمایتهای بی دلیل و همه جانبه از دولت و تصمیماتش هستند، برخی نمایندگان نیز دقیقا در نقطه مقابل این تفکر قرار دارند و تمامی فعالیت های دولت را کم ارزش و در پاره ای موارد بی ارزش می انگارند.
این دور رویه، تکرار داستان افراط ها و تفریط هاست، رفتارهایی که صرفه و سود چندانی برای نظام و انقلاب نداشته و حرکت رو به جلو آن را کند و یا منحرف می کند. علی القاعده تمامی تصمیمات دولتمردان صحیح و یا صحیح ترین تصمیم ممکن نمی باشد، فلذا حمایت های بی دریغ از تصمیمات اشتباه و نابخردانهء آن، بیشتر فضا را ملتهب می کند و سلامت اقتصاد و اجتماع را به خطر می اندازد.
از طرف دیگر، نمایندگانی با پافشاری بر این موضوع که تمامی _ یا یخش اعظمی از _ تصمیمات و رویکردهای دولت غلط است، همواره قصد دخالت و یا تغییر در روش های انجام فعالیت آن را دارند، نکته ای که حتی با قدیمی ترین اصول مدیریت نیز تناقضات شگرفی دارد. مدیری که در مجموعه تحت امر خود، نتواند غیر از قوانین مصوب، اقدام دیگری را انجام دهد، هیچ گونه سودی برای سیستم نخواهد داشت، و سیستم تحت امرش رو به زوال و سقوط پیش خواهد رفت. لذا برای پاره ای از تصمیمات و اقدامات اختیار را به مدیر داده و تلاش می کنند مدیر و مجموعه تحت نظرش پویایی لازم را داشته باشد.
در این بین ولی، هستند نمایندگانی که از جریانهای فوق سوء استفاده نموده و به اصطلاح نان را به نرخ روز می خورند، در اینجا ذکر داستانی خالی از لطف نیست؛
می گویند در دوران مشروطه، نماینده ای در مجلس حضور داشت ولی به هیچ عنوان به او اجازه صحبت و اظهار نظر را نمی دانند. روزی خسته و دلشکسته نزد دوستی می رود و لب به گلایه می گشاید که فلان و فلان. آن دوست هم به او سفارش می کند که فردا که به مجلس رفتی، بلند فریاد بزن: “پس داستان کنترل قدرت شاه چه شد ؟”. نماینده مذکور فردا همین که می بیند برخورد دیگر نمایندگان طبق روال قبل است، می ایستند و فریاد میزند: “پس داستان کنترل قدرت شاه چه شد ؟”. ناگهان همه سکوت می کنند و سعی می کنند بحث را تغییر دهند. شب هنگام که به منزل می رود، دسته دسته عمال حکومتی با چشم روشنی و پاداش سر میرسند که این بسته را فلانی فرستاده و این بسته را بهمانی.
این داستانی ست که کم و بیش در مجلس ما نیز اتفاق می افتد. نمایندگانی داریم که غیل و قالشان تنها در جهت کسب شهرت و اعتبار و رای دوره های آتی ست. و ما هنوز نمایندگانی داریم که تنها به ظاهر و فقط برای اینکه بگویند ما نیز وظایف نمایندگی مان را انجام می دهیم، موضع گیری سیاسی می کنند و برخی نیز هنوز بغض و داغشان از عدم انتخاب و یا حتی سهم نداشتن در دولت تازه است و قصد دارند به هر قیمتی کارکردهای دولت را نزد مردم بی ارزش جلوه دهند. و در این راه علاوه بر تامین _ یا کمک _ مالی به برخی رسانه ها، برخی خود صاحب رسانه هستند. رسانه هایی که هفتههاست حتی یک خبر در تائید رفتارهای مثبت دولت ثبت نکرده اند.



