۳۱فروردین/۹۵

تجزیه و بالکانیزه کردن منطقه در دستور کار غرب

IMG22164707مقدمه :

«موشه یعلون» وزیر جنگ اسرائیل در سال ۲۰۱۴ طی سفری به آمریکا، از ادامه روند « بالکانیزاسیون » خاورمیانه خبر داد و گفت : «مرزهای خاورمیانه مسلما تغییر خواهد کرد.»

تعریف بالکانیزاسیون :

بالکانیزاسیون تجزیه یک کشور چندقومی یا چندملیتی به چند کشور کوچک تر است که از لحاظ قومیتی همگن هستند. این واژه در زمان فروپاشی امپراطوری عثمانی در منطقه بالکان رایج شد.

کشورهای هدف در بالکانیزاسیون منطقه :

سوریه، عراق و ترکیه کشورهای هدف در تجزیه و بالکانیزه کردن منطقه هستند. در این طرح، سوریه به دو قسمت شمالی به مرکزیت حلب و جنوبی با محوریت دمشق تقسیم می شود و عراق نیز به سه بخش شمالی به مرکزیت موصل، مرکزی با محوریت بغداد و جنوبی با مرکزیت بصره تجزیه می گردد. در این میان ایجاد یک واحد سیاسی متشکل از شرق عراق و غرب سوریه هم محتمل است. در بالکانیزه کردن منطقه، ترکیه نیز به سه بخش اروپایی، کردی و آسیایی تقسیم می شود.

تجزیه منطقه برای گسترش ناتو به شرق :

ناتو برای گسترش به شرق، چشم به کریدوری دارد که بخشی از سوریه، عراق و ترکیه را شامل می شود. ناتو قصد دارد از طریق کریدور کردی به حوزه قفقاز و هارتلند (قلب) جهان راه یافته و سپس حوزه نفوذ خود را تا هند، امتداد دهد.

بالکانیزه کردن منطقه و گسترش ناتو به شرق، امنیت ملی ایران و روسیه را با مخاطرات جدی مواجه می کند. برخی آگاهان، بحران قره باغ را نیز در این چارچوب تحلیل می کنند.

سایر اهداف بالکانیزه کردن منطقه :

  1. مهار ایران و قطع ارتباط بین ایران و محور مقاومت
  2. مهار ژئوپلتیکی روسیه و تضعیف اقتصاد این کشور
  3. تسلط بر منابع انرژی در منطقه قفقاز و خزر
  4. تامین امنیت و حفظ بقاء رژیم صهیونیستی
  5. ممانعت از تسلیحاتی شدن انرژی توسط ایران و روسیه

 

 

۳۱فروردین/۹۵

چرا سوریه بخشی از محیط امنیتی ایران است؟

551767_501مقدمه :

صرف نظر از نقش کلیدی سوریه در محور مقاومت، باز هم سوریه بخشی از محیط امنیتی ایران است. این حرف بدان معنا است که خطر تجزیه تمامیت ارضی سوریه، محیط امنیتی و امنیت ملی ایران را دچار مخاطره می سازد. تبیین چرایی این مهم، منظور این یادداشت است.

ارتباط سوریه و محیط امنیتی ایران:

سوریه نقطه آغاز و عزیمت فاز جدید گسترش ناتو به شرق است. ناتو پس از ناکامی در عبور از  دریای سیاه برای رسیدن به قفقاز و هارتلند (قلب) جهان، در طرح جدید خود چشم به عبور از کریدور ( راهرو ) کردی دارد. در این راستا ناتو باید از طریق تجزیه سوریه، کشوری با مرکزیت حلب در شمال این کشور ایجاد و سپس از آنجا وارد کریدور کردی در عراق و ترکیه شود. در این طرح، کریدور کردی تا دریای خزر می بایست از کشورهای سوریه، عراق، ترکیه و ایران جدا گردد. بر همین اساس سوریه بخشی از محیط امنیتی ایران محسوب شده و تجزیه آن، سرآغاز انتقال مخاطرات امنیتی به سوی ایران است.

جنبه راهبردی عملیات حلب :

حلب به عنوان دومین شهر سوریه، از اهمیت تعیین کننده ای برخوردار است. سیطره محور غربی، عبری، عربی بر این شهر، نقطه عزیمت تجزیه و بالکانیزه کردن منطقه توسط ناتو خواهد بود و آزاد سازی کامل آن نیز پیش گیری از طرح تجزیه سوریه و منطقه است. آزاد سازی و تثبیت حلب از یک سو پایانی بر ارجحیت گزینه ی نظامی در حل بحران سوریه بوده و از سوی دیگر با ایجاد دست برتر برای دولت قانونی سوریه در معادلات آینده، حرکت در مسیر سیاسی صلح را پر شتاب می سازد.

نتیجه :

بنابراین عملیات مستشاری نظامی ایران در سوریه، صرف نظر از جنبه های اعتقادی(دفاع از حریم اهل بیت (ع) ) انقلابی (حمایت از محور مقاومت) و انسانی، درحقیقت پیش گیری و پیش دستی در مقابله با مخاطرات امنیتی ایران می باشد و در این راه باید هزینه های آن را نیز پرداخت و این مهم دقیقا همان کاری است که مدافعین غیور حرم در حال انجام دادن آن هستند.

 

 

 

 

فرجام بازی برد-برد ترکیه با غرب

turkey  مقدمه :
یکی از راهبردهای آقای روحانی در سیاست خارجی تعامل با کانون های قدرت و ثروت جهانی ( کدخدا ) است. ایشان معتقدند اگر تصویر ما غیرامنیتی بشود و اعتماد سازی کنیم، آنگاه می توانیم با جهان تعامل و بازی برد-برد داشته باشیم. نگاهی به حال و روز ترکیه، محاسبات اشتباه ایشان را اثبات می کند.

همراهی ترکیه با سیاست های غرب :
۱٫ همراهی با محور غربی در جنگ نیابتی علیه محور مقاومت
۲٫ پشتیبانی از تروریست های تکفیری مورد حمایت غرب
۳٫ تلاش برای به سازش کشاندن فلسطینی ها با اسرائیل
۴٫ کمک به ایجاد ناتوی عربی در منطقه و پیوند آن با اسرائیل
۵٫ کمک به غرب برای ایجاد انحراف در بیداری اسلامی

وضعیت کنونی ترکیه :
ترکیه در اندیشه بازی ” برد-برد ” با غرب در منطقه بود. آنکارا در قبال ایفای نقش در بی ثبات سازی و تجزیه محور مقاومت، به دنبال بازی برد خود جهت پیوستن به اتحادیه اروپایی و توسعه عمق استراتژیک در حوزه شام بود. در این میان غربی ها نه تنها با خواسته ترک ها موافقت نکردند، بلکه اکنون امنیت ملی و تمامیت ارضی ترکیه را هم نادیده می گیرند.

نتیجه :
بازی ” برد-برد ”  مورد نظر ترکیه با غرب، فرجامش به باخت سنگین ترکیه برسر امنیت ملی و تمامیت ارضی رسیده است.  غرب اکنون به فکر تجزیه ترکیه می باشد. آیا اعتماد ترکیه به غرب و اشتباه محاسباتی آنکارا، سرنوشت عبرت آموزی برای آقای روحانی نیست؟

۲۴فروردین/۹۵

اس ۳۰۰ سامانه ای بسیار مدرن برای ۲ مأموریت

13940305000373_PhotoI

اس ۳۰۰ یکی از پیچیده ترین سامانه های ضد موشکی در جهان محسوب می شود. این سامانه در قالب یک سیستم راداری بسیار پیشرفته قادر به ردیابی همزمان ۱۰۰ هدف در آسمان است و همزمان می تواند موشک های کروز، بالستیک، هواپیماهای باسرنشین و بدون سرنشین  را در شعاع ۱۲۰ تا ۱۵۰ کیلومتری هدف قرار دهد.

اس ۳۰۰ یک سیستم پدافند زمین به هوا است که همواره برای آمریکا و متحدانش دردسر بزرگ بوده است. این سامانه شامل یک پرتابگر موشک سیار است که هر ۳ تا ۵ ثانیه قادر به پرتاب یک موشک است. این موشک می تواند در ارتفاع حداکثر ۳۰ کیلومتر و برد ۱۵۰ کیلومتر به یک هواپیما و یا موشک اصابت و آن را منهدم کند. زمان آماده‌سازی این سامانه حدود ۵ دقیقه است و موشکهای آن از نوع انبارشونده‌ می باشد و مانند مهمات معمولی نیاز به هیچگونه نگهداری در مدت عمر مفید خود ندارند.

اس-۳۰۰ شباهت زیادی با سامانه پدافندی آمریکایی ام ‌آی ‌ام-۱۰۴ پاتریوت دارد و تنها هواپیماهای فوق‌العاده رادار گریز بی-۲ و جنگنده اف-۲۲ توانایی حمله به سامانه اس ۳۰۰ را دارند. بنابراین سامانه اس ۳۰۰ اساسا ایران را در برابر حمله اسرائیل و هر کشوری که جنگنده های رادار گریز نداشته باشد، مصون خواهد ساخت.

 یک فرمانده بلندپایه نیروی هوایی آمریکا در مصاحبه با دیلی بیست گفت : “وجود سامانه های اس ۳۰۰ باعث خواهد شد هرگونه اقدام نظامی علیه ایران حتی برای ارتش آمریکا بسیار دشوار و هزینه بر شود. با توجه به اینکه سامانه های اس ۳۰۰ دارای قابلیت جا به جایی است ، برای آمریکا بسیار دشوار خواهد بود که این سامانه ها را هدف قرار دهد.”

همچنین پایگاه اینترنتی « بیزینس اینسایدر » در گزارشی با این عنوان که «چرا فروش سامانه های موشکی پیشرفته اس ۳۰۰ به ایران یک معامله بزرگ و مهم است » نوشت : “این اقدام روسیه به طور بالقوه می تواند باعث تغییر در موازنه قدرت در خاورمیانه شود.”

۱۲فروردین/۹۵

نقش هاشمی در قائم مقامی منتظری

photo_2016-03-31_11-51-53مقدمه :
بخش های مهمی از تاریخ انقلاب نیاز به بازخوانی و تحلیل مجدد دارد. یکی از فرازهای مهم تاریخ انقلاب که نیازمند بازخوانی و تحلیل مجدد است، موضوع قائم مقامی آقای منتظری و نقش هاشمی در آن است.

پرده اول، انتخاب منتظری به قائم مقام رهبری:

علیرغم نهی صریح حضرت امام (ره) برای انتخاب آقای منتظری به عنوان قائم مقام رهبری-آنحضرت بعدا در نامه ۱۳۶۸/۱/۶ با صراحت از آن یاد کردند-اما آقای هاشمی این موضوع را در دستور کار خبرگان قرار داده و عملا منتظری قائم مقام رهبری شد. در رابطه با نهی آقای هاشمی توسط حضرت امام (ره) نقل معتبری از حضرات آیات محمدی گیلانی و ری شهری و حتی اذعان خود آقای هاشمی وجود دارد.

پرده دوم، رهاسازی مهدی هاشمی معدوم :

به موازات تلاش برای قائم مقامی آقای منتظری، آقای رفسنجانی در پرده دوم سعی کرد، مهدی هاشمی معدوم (برادر داماد منتظری) را از اعدام برهاند. وی پس از دستگیری به ارتکاب چندین فقره قتل معترف شد که یکی از آنها به شهادت رسانیدن آیت الله ربانی املشی(دادستان کل کشور) با پودر سرطان بود. تاثیر مهدی هاشمی معدوم بر روی آقای منتظری آنچنان بود که ایشان را در مقابل حضرت امام (ره) قرار داد.

تحلیل و نتیجه گیری:

بی شک با وجود حضرت امام(ره) آقای هاشمی در مقامی نبوده که شخصا برای تعیین و تشخیص مصالح عالی نظام (رهبری آینده) تصمیم گیری نماید و این مهم، فرضیه مصلحت اندیشی وی را رد می کند.
به نظر می رسد آقای هاشمی در راستای خود مرکزپنداری با تلاش در موضوع قائم مقامی آقای منتظری، از یک سو سعی داشته کانون رهبری پس از امام را وامدار خود نماید و از سوی دیگر با رهانیدن مهدی هاشمی از اعدام، مؤثرترین عنصر بیت منتظری را مرهون خود سازد.
تحقق شرایط فوق، عملا آقای هاشمی رفسنجانی را به موثرترین فرد در بعد از رحلت امام(ره) تبدیل می کرد و ایشان می توانست از طریق مدیریت بر آقای منتظری، هویت انقلاب اسلامی را استحاله کند.

۱۸مهر/۹۴

مختصری در باب دلایل رواج طلاق

talaghاگرچه طلاق فعلی حلال و قانونی برشمرده می‌شود، لیکن نزد خداوند به عنوان منفورترین و ناشایست‌ترین حلال‌ها عنوان شده است. از این رو مسلمانان و به دلیل اهمیت بالای حفظ کانون خانواده، پیش از ازدواج به شناخت کافی و صحیح در انتخاب همسر و پس از آن به سعه صدر، چشمپوشی و تحمل در زندگی رهنمون شده است. چرایی این مهم به دلیل اهمیت سلامت کانون خانواده در شکل دهی جامعه‌ای سالم و پویاست، اما به چه دلیل در کشورمان به عنوان کشوری اسلامی آمار ابتلا به طلاق در حال افزایش بوده و حالتی نگران کننده به خود گرفته است را در این مطلب مختصرا بیان می کنیم.

  1. رواج استفاده از ماهواره

یکی از مهمترین دلایل افزایش آمار طلاق استفاده همه گیر و پرشمار خانواده ها از ماهواره و به تبع آن گرایش خواسته و یا ناخواسته به سبک زندگی ترویج شده در ماهواره هاست. در بسیاری از سریال‌ها، برنامه های مستند و گفتگوهای این شبکه‌ها تلاشی مخفی در جهت سست نمودن کانون خانواده و ترویج زندگی فردی و یا ازدواج به سبک ازدواج‌های سفید در راس کار قرار گرفته است. از این رو با مشاهده چندین ساعته این برنامه‌ها در طول شبانه روز، بسیاری از الگوهای زندگی غربی وارد زندگی سنتی کشورمان شده و با توجه به اینکه فرهنگ و شرعیت جامعه بسیاری از این تغییرات را بر نمی تابد، تنها راهکار پیش روی زن و مرد جدایی است و این مهم موجب افزایش آمار طلاق در کشور می گردد.

  1. شبکه های اجتماعی

رواج روز افزون شبکه های اجتماعی و علی الخصوص شبکه های اجتماعی موبایلی موجب گردیده است بسیاری از افراد بتوانند به راحتی با جنس مخالف خود در ارتباط باشند. این ارتباطات خصوصی و خارج از چهارچوب شرع و عرف آسیب های جدی به کانون خانواده وارد کرده و بعضاً پس از اطلاع همسر از این ارتباطات و یا با تغییرات عمیق رفتاری همسران، موجب می شود که تمایل به جدایی در افراد بیش از پیش پر رنگ گردد.

از طرفی، همسران آنچنان در دنیای شبکه های موبایلی خود غرق می شوند که دیگر تمایلی به گفتگوی مستقیم و بیان احساسات و حل مشکلات نداشته و مشکلات حل نشده قدیم با افزوده شدن مشکلات جدید زندگی زناشویی را در لبه پرتگاه جدایی قرار می دهد.

  1. تجربه های جنسی

از آنجایی که بر خلاف گذشته، تمایل به روابط جنسی ثانویه پس از ازدواج در کشور رواج یافته و به سبب عدم رعایت حجاب اجتماعی و رواج روسپی‌گری، رفتارهای جنسی نامتعارف ]مردان[ و خارج از چهارچوب موجبات تغییر در ذائقه فرد را فراهم آورده بسیاری از این مردان، دیگر همسران خود را نپسندیده و به دنبال شرایطی آزاد جهت ارضای نیازهای جنسی خود هستند. این مهم نیز می تواند به عنوان یکی از دلایل اصلی رواج طلاق در جامعه عنوان گردد.

  1. دوستی های قبل ازدواج

یکی از دلایل مهم در افزایش رواج طلاق در جامعه افزایش دوستی های قبل از ازدواج می باشد. امروزه به سختی می توان ازدواجی را در نظر داشت که دختر و پسر قبل از ازدواج با یکدیگر رابطه دوستانه و عاشقانه برقرار نکرده باشند. در حالتی دیگر علاوه بر روابط ذکر شده دوستی ها شامل روابط جنسی نیز می باشد. از این رو بسیاری از این روابط از یک طرف به دلیل اینکه صرفا بر پایه احساس بوده و فاقد منطق هستند، موجبات تصمیم غلط انتخاب شریک زندگی را فراهم می آورند و از طرف دیگر، شک و ظن سلامت رفتار همسر را نیز تا پایان زندگی در ذهن هر دو نفر زنده نگه می‌دارد. چرا که فردی که یکبار دوستی خارج از عرف را تجربه کرده است امکان تجربه مجدد آن را نیز دارد.

راهکار چیست؟

در ایتدای امر، راهکار اصلی رعایت شئونات اخلاقی، عرفی و شرعی درون خانواده ها و پرهیز والدین از حرمت شکنی و رفتارهای باز در مقابل نوجوانان و جوانان و در وهله بعدی هدایت ازدواج جوانان به ازدواج های شبه سنتی و از طریق مراجعه به مشاورین ازدواج است. مشاورین ازدواج می توانند بسیاری از موضوعاتی که جوانان به علت قلیان احساس و شهوت نادیده می گیرند را به جوانان گوشزد کرده و موجبات تصمیم درست و انتخاب فردی هم کفو خود را برای او فراهم آورند.

نقش دولت

دولت نیز علاوه بر فرهنگ‌سازی، جذاب سازی رسانه ملی و تاسیس وزارتخانه “جوانان، ازدواج و فرزندآوری” می تواند با تحت بیمه قرارگرفتن خدمات مشاوره ازدواج و کاهش هزینه های مشاوره گامی مهم در جهت ثبات بیش از پیش کانون خانواده ها بردارد.

۱۰خرداد/۹۴

آمدنت

آمدنت

سکوت محض شعرهای من است

و رفتنت همیشه

یک دنیا حرف روی دل آسمانم می گذارد ….

در این زمستان لخت

تا برگردی

چه کسی بار نگفتنی های آسمان را خواهد کشید …؟